تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

4. صداقت و راستگویی

نیاز به سخن گفتن، مظهر گرایشی است که انسان به اظهار ما فی الضمیر و ابراز معلومات خویش دارد تا آن چه برای دیگران مجهول است، بر آن ها آشکار شود، خواه این مجهول، یک امر درونی و پنهان در ذهن و فکر و در باطن انسان باشد و گوینده، در واقع، می خواهد احساس، اندیشه و یا حالات درونیِ خود را برای دیگران آشکار کند و یا یک امر بیرونی و عینی و محسوس باشد که دیگران آن را ندیده اند و کسی که مشاهده اش کرده، می خواهد برای آنان بیان کند.
پس سخن گفتن، در واقع، ابزاری است برای کشف یک امر واقعیِ مجهول و هنگامی انسان ها در زمینه سخن گفتن، از یکدیگر استفاده می کنند که سخن، واقع نما و کاشف از حقیقت و راست و مطابق با واقع باشد. حال اگر سخن، به جای کشف حقایق، وسیله ای شد برای کتمان حقایق و یا با آن حقیقتی را وارونه نشان دادند، در این صورت، سخن از
﴿ صفحه 334﴾
مسیر واقعی و فلسفه وجودیِ خود منحرف شده و نقض غرض می شود. از این جهت ارزش مثبت و خوبیِ راستگویی از بدیهیات است که هر کسی آن را درک می کند و گفته می شود که عقل به طور فطری، خوب بودن راستگویی و زشتیِ دروغ گفتن را درک می کند. دست کم، هر کسی این نیاز را به طور ارتکازی درک می کند که می خواهد واقعیت ها را آن چنان که هستند، درک کند و سخن را مُظهِر واقعیت و وسیله ابراز آن می داند و بسیار مایل است که از راه شنیدن واقعیت ها را بفهمد. بنابراین، اگر در سخن، خلاف واقع برای او جلوه داده شود، این برخلاف نیازی است که او دارد و هم چنین، برخلاف مصالح اجتماعیِ انسان ها در زندگیِ اجتماعی است که باید براساس واقعیت و صداقت باشد.
پس آن چه که اصالتاً مطلوب و هماهنگ با نیاز فطری و مصالح زندگیِ اجتماعیِ انسان است، صداقت و راستی و کاشف بودن کلام از واقعیت است. در این باره، آیات و روایات بسیاری داریم؛ اما همان طور که گفتیم، ارزش مثبت راستگویی از بدیهیات است و برای اثبات آن، نیازی به ادله تعبدی نیست. با وجود این، برای نمونه، به آیاتی چند اشاره می کنیم. در آیه ای خداوند در وصف ستایش آمیز بندگان شایسته خود می فرماید:
(الصّابِرِینَ والصّادِقِینَ وَالْقانِتِینَ وَالْمُنْفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالاَْسْحارِ)**آل عمران/ 17.***.
کسانی که صبر پیشه و راستگو هستند، فرمانبردار (دستورات الهی) و انفاق کنندگان به فقرا هستند و سحرگاهان از درگاه خداوند طلب بخشش می کنند.
و در وصف قیامت می فرماید:
(هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّادِقِینَ صِدْقُهُم لَهُمْ جَنّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِها الْاَنْهارُ خالِدِینَ فِیها اَبَداً رَضِیَ اْللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ اْلفَوْزُ العَظِیمُ)**مائده/ 119.***.
این روزی است که صداقت و راستگویی، به راستگویان فایده می بخشد و برایشان باغ هایی است که در آن ها نهرها جاری است و برای همیشه در آن ها جاودان بمانند. خدا از آنان خشنود است و آنان از خدا خشنود هستند و این رستگاریِ بزرگی برای صادقان خواهد بود.
﴿ صفحه 335﴾
آری آن چه در قیامت برای انسان مفید است و فلاح و رستگاریِ او را به دنبال می آورد، راستگویی و صداقت است.
در آیه دیگری به مؤمنان دستور می دهد که تقوای خدا را پیشه کنند و همراه با راستگویان باشند.**(یا اَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ) (توبه/ 119).***
و در آیه دیگری به مؤمنان به خاطر صفات برجسته ای که نام برده است و از آن جمله، به زنان و مردان صادق و راستگو، مغفرت، بخشش و پاداش بزرگ وعده داده است.**احزاب/ 35.***
البته صداقت در فرهنگ قرآن، به ویژه در آن جا که با عظمت و با ستایش فراوان و پاداش بزرگ از آن نام می برد، بار معنویِ خاص خود را دارد و منظور، راستگوییِ انسان در یک جمله ساده نیست. خداوند خود در بعضی آیات قرآن، صادقان را با علائم اعتقادی، اخلاقی و رفتاریِ خاصی معرفی می کند و نشان می دهد که صادق بودن هم چندان ساده نیست:
(اِنَّما الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ امَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُواْ وَجاهَدُوا بِاَمْوالِهِمْ وَاَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اُؤْلئِکَ هُمُ اْلصّادِقُونَ)**حجرات/ 15.***.
مؤمنان کسانی اند که به خدا و رسول او ایمان دارند و هیچ گاه شک نمی کنند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد می کنند. اینان همان صادقان هستند.
این آیه، صادقان را با خصیصه هایی، مانند ایمان به خدا و رسول خدا و جهاد با مال و جان، معرفی می کند که اینان در واقع، مؤمنند و در ایمان خود صادقند.