تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

شرایط انفاق

از دید قرآن، انفاق، به هر صورت، مطلوب نیست، بلکه باید شرایط ویژای در آن رعایت شود که در این جا از آن ها یاد می کنیم:
نخست آن که شخص انفاق کننده نباید با انفاق خود بر شخص مورد انفاق منّت بگذارد و سبب اذیت و آزار شخص فقیر شود؛ زیرا منّت گذاردن و ایذای وی، ارزش
﴿ صفحه 317﴾
انفاق را از بین می برد و با این وصف، نه تنها فایده ای از این انفاق به انفاق کننده نمی رسد که شاید به علت رنجش مؤمن و خفیف کردن او، گناهکار هم باشد.
خداوند در قرآن می فرماید:
(الَّذِینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ فی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لایُتْبِعُونَ مااَنْفَقُواْ مَنَّاً وَلا اَذیً لَهُم اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنُونَ * قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَة یَتْبَعُها اَذیً وَاللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ * یا اَیُّها الَّذِینَ امَنُواْ لاتُبْطِلُواْ صَدَقاتِکُمُ بِالمَنِّ وَالاَْذَی کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلایُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الاْخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوان عَلَیْهِ تُرابٌ فَاَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لایَقْدِرُونَ عَلی شَیْء مِمّا کَسَبُوا وَاللّهُ لا یَهْدی الْقَوْمَ الْکافِرینَ)**بقره/ 262 ـ 264.***.
آنان که مال خود در راه خدا ببخشند و به دنبال انفاق و بخشش خود، منّت و آزاری بر فقیر نداشته باشند، پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است و ترس و اندوهی ندارند. گفتار خوش (و عذرخواهی) و گذشت، بهتر از صدقه ای است که به دنبال آن، اذیت و آزار باشد و خداوند بی نیاز و بردبار است. ای آنان که ایمان دارید! صدقات و انفاق های خویش را با منّت گذاری و آزار (شخصی که به او کمک کرده اید) باطل نکنید، همانند کسی که مال خود برای ریا و خودنمایی انفاق می کند و هیچ به خدا و روز جزا ایمان ندارد. مَثَل این شخص مَثَل سنگی است که قدری خاک و غبار روی آن باشد، پس باران تندی بر آن ببارد (همه خاک و غبار آن را بشوید) و سنگ را صاف و بی هیچ حاصلی رها کند. اینان بر هیچ نتیجه ای از آن چه کرده اند، دست نیابند و خداوند جماعت کافر را هدایت نمی کند.
بنابر این، یکی از شرایط انفاق این است که با احترام همراه باشد و به شخصیت طرف لطمه نزند، وگرنه چنین انفاقی در پیشگاه خدا پاداشی ندارد. این یکی از موارد حبط است؛ یعنی برخی از کارهای زشت، کارهای خوب را بی اثر می سازد.
دومین شرط انفاق این است که ریاکارانه و به انگیزه جلب توجه دیگران انجام نشود که البته ترک ریا در همه افعال عبادی و اخلاقی، معتبر است؛ اما چون در مورد انفاق، ریاکاری و آلودگیِ نیت، بسیار اتفاق می افتد، قرآن کریم، درباره آن بیش تر هشدار می دهد که مواظب اخلاص نیت خود، به ویژه در انفاق های مستحبی باشید که ریاکاری
﴿ صفحه 318﴾
و تظاهر و خودنمایی، آفت بزرگی برای کارهای خیر و به ویژه، انفاق خواهد بود. راستی چه خسارت بزرگی است که مالی را که انسان در طول عمر، با رنج و زحمت اندوخته و بعد هم آن را در راه خیر صرف کرده است، با انگیزه خودنمایی باطلش کند.
قرآن در بعضی از آیات، آن انفاقی را مطلوب دانسته که برای خدا باشد؛ مثلا در سوره دهر از کسانی که مالشان را تنها در راه خدا انفاق می کنند، ستایش کرده، می فرماید:
(اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لانُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلاشُکُوراً)**دهر/ 9.***.
شما را تنها برای خشنودیِ خدا اطعام می کنیم و چشم داشتی از شما برای پاداش یا قدردانی و تشکر نداریم.
روایات شیعه و اهل سنت، این آیات شریفه را مربوط به اهل بیت دانسته اند که یتیم و فقیر و مسکین را اطعام می کردند؛ اما کوچک ترین انتظار پاداش و قدردانی را از کسی نداشتند و تنها انگیزه آنان خشنودیِ خدا بود.
در آیه دیگر آمده که:
(وَما آتَیْتُمْ مِنْ زَکاة تُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ فَاُوْلئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ)**روم/ 39.***.
... آن چه را که صدقه دهید و قصد شما تنها خشنودیِ خدا باشد، آن ها است که زیاد و چندین برابر می شود.
پس اگر می خواهید مالتان در نزد خدا زیاد شود و بهره ای که می خواهید از این مال ببرید، چند برابر اصل آن باشد، آن را در راه خدا و با قصد خالص انفاق کنید. این آیه به روشنی نشان می دهد که شرط مطلوب بودن زکات و زیاد شدن آن، اخلاص است.
قرآن در مقام بیان ارزش کار مؤمنان که به خاطر خدا انفاق می کنند، می فرماید:
(مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ فی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَة مِأَةُ حَبَّة وَاللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَاللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ)**بقره/ 261.***.
انفاق در راه خدا مثل دانه ای است که بکارند و سبز شود و هفت خوشه به بار آورد که در هر خوشه، صد دانه باشد و خدا به کسانی که قصد خالص داشته باشند، بیش تر از این هم مرحمت می کند که خداوند دارا و دانا است.
﴿ صفحه 319﴾
برعکس، کسانی که اخلاص ندارند و از روی ریاکاری و تظاهر، انفاق می کنند و اعتقادی به خدا و روز جزا ندارند، انفاق آن ها هیچ ارزشی ندارد و هیچ چیز از آن دستگیرشان نمی شود. کار اینان همانند کشت و کار روی سنگی است که روی آن غباری و خاک کمی وجود داشته باشد که با یک بارش تند، هیچ چیز از آن نمی ماند.
اگر کسی به خدا و روز جزا ایمان داشته باشد، خدا را با مردم در یک ردیف قرار نمی دهد، چه رسد به این که آنان را بر خدا مقدم بدارد و انفاق خود را برای خشنودیِ مردم انجام دهد. از این جا است که در قرآن به این حقیقت اشاره می کند و ریاکاری را با بی ایمانیِ به خدا و روز جزا همراه می آورد.
کسی که به آخرت ایمان داشته باشد و خداشناس باشد، کارش را به گونه ای انجام می دهد که ثواب اخروی و ابدی داشته باشد و به تحسین و خشنودیِ دیگران توجه چندانی ندارد. مالی که از روی ریاکاری انفاق شود، مثل دانه ای است که بر روی سنگی که خاک کمی روی آن هست، کاشته شود که دلشان می خواهد آن جا بماند و رشد کند و بار بدهد، در صورتی که یک باران تند، این خاک ها و دانه ها را از روی سنگ می شوید و آن چه برجا می ماند، سنگ صاف و شفافی است که هیچ اثری از خاک و دانه روی آن نیست و نه تنها هیچ نتیجه ای و ثمره ای از آن گرفته نمی شود که اصل آن نیز از بین خواهد رفت.
در آیه دیگری درباره ارزش اخلاص و انفاق با اخلاص می فرماید:
(وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وتَثْبیتَاً مِنْ اَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّة بِرَبْوَة اَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ اُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَاِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ)**بقره/ 265.***.
مثل آنان که مال خود برای خشنودیِ خدا انفاق کنند، مثل باغی است که در زمینی بلند و بر روی تپه ای باشد که رگبارهای تند و یا باران های ملایم و طولانی بر آن ببارد و میوه و ثمره دو چندان دهد و خدا به آن چه می کنید، آگاه است.
کسانی که انفاق می کنند برای خدا مثل این است که باغی حاصلخیز در سرزمینی بلند و روی تپه ای داشته باشند و باران کافی و متنوع بر آن ببارد و میوه های گوارا و رنگارنگ فراوان ثمر دهد.
﴿ صفحه 320﴾
در آیه دیگری آمده است:
(وَالَّذِینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ رِئاءَ النّاسِ وَلایُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلا بِالْیَوْمِ الاْخِرِ وَمَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَرِیناً فَساءَ قَرِیناً)**نساء/ 38.***.
کسانی که اموال خود برای خودنمایی و ریاکاری انفاق می کنند و به خدا و روز جزا ایمان ندارند (شیطان یار آن ها است) و کسی که شیطان یار و همراه او باشد، بد یار و یاوری دارد.
از این آیه نکته های جالبی استفاده می شود: نخست آن که آیه اشعار می دارد بر این که ریاکار ایمان به خدا و روز جزا ندارد و یا اگر دارد، بسیار ضعیف است که اگر ایمان محکمی داشت، کارش را برای خشنودیِ غیر خدا انجام نمی داد. به خاطر این رابطه میان ریاکاری و بی ایمانی یا ضعف ایمان است که در قرآن، در موارد متعدد، ریاکاری را همراه بی ایمانی ذکر کرده و این یک امر تصادفی نیست، بلکه حکایت از یک رابطه میان این دو پدیده دارد.
دوم، که شاید آن هم برگرفته از نکته نخست باشد، این است که ریاکاران در واقع، رفیق شیطانند و کسی که رفیق شیطان باشد، عاقبت خوبی نخواهد داشت؛ چرا که شیطان پیوسته انسان را به بی راهه می کشاند و ایمان محکمی هم در ریاکار نیست تا سپری باشد و با آن بتواند در برابر شیطان از خود دفاع کند.
سومین شرط انفاق، از دید قرآن، پنهان کردن آن است. مسلمان باید سعی کند که مخفیانه صدقه بدهد و کمکی که به فقرا می کند، در برابر دید مردم نباشد؛ زیرا این پنهانکاری دو حسن دارد:
یکی آن که شخص از ریاکاری مصون می ماند؛ زیرا انفاق او در پیش چشم دیگران نیست تا بخواهد خودنمایی کند و دچار ریاکاری شود و در نتیجه، کار خود را تباه سازد.
دوم آن که شخصیت نیازمندی که انفاق وی را می پذیرد، بیش تر حفظ خواهد شد و آبرویش جلوی دیگران نمی ریزد.
بنابراین، صدقه دادن پنهانی، هم فایده فردی برای انفاق کننده دارد که دچار ریاکاری نمی شود و به اخلاص نزدیک تر است و هم فایده اجتماعی دارد که آبروی فقرای مؤمن
﴿ صفحه 321﴾
در جامعه حفظ می شود. خداوند در این باره می فرماید:
(اِنْ تُبْدُوا الْصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِیَ وَاِنْ تُخْفُوها وَتُؤْتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَیُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ)**بقره/ 271.***.
اگر صدقات و انفاق های خود را آشکار بدهید، خوب است و اشکالی ندارد؛ ولی آن را مخفیانه به فقرا بدهید، برایتان بهتر است و گناهانتان را جبران می کند و خداوند به آن چه می کنید، آگاه است.
البته اگر صدقات را آشکار بدهند نیز از این نظر ممکن است خوب باشد که دیگران را ترغیب به این کار خواهد کرد؛ یعنی آن هم یک فایده اجتماعی دارد. در هر حال، موقعیت ها مختلف است و به انگیزه شخص مربوط می شود که برای چه آشکارا صدقه می دهد.
چهارمین شرط انفاق در قرآن، مرغوب بودن مالی است که انفاق می شود؛ یعنی از چیزهای بی ارزش و دور ریختنی و چیزهایی که خود انفاق کننده به آن رغبتی ندارد، نباید انفاق کند. البته معنای این سخن آن نیست که اگر مالی دارد که مورد نیاز خودش نیست، آن را به فقرا ندهد، بلکه منظور این است که پیوسته به فکر این نب
اشد که چیزهای واپس زده و دور ریختنیِ خود را انفاق کند، بلکه بکوشد از چیزهایی که دوست دارد و از اموال مرغوب و مورد علاقه او است، انفاق کند.
خداوند در این باره می فرماید:
(لَنْ تَنالُواْ الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُواْ مِمّا تُحِبُّونَ وَماتُنْفِقُواْ مِنْ شَیْء فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ)**ال عمران/ 92.***.
هرگز به نیکی دست نیابید مگر آن چه را که خود دوست دارید انفاق کنید.
این آیه روی همین شرط تأکید دارد. اولیای خدا وقتی از مالی خوششان می آمد، همان را در راه خدا انفاق می کردند.
در آیه دیگر آمده است:
(یا اَیُّها الَّذِینَ امَنُوا اَنْفِقُواْ مِنْ طَیِّباتِ ماکَسَبْتُمْ وَمِمّا اَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الاَْرْضِ وَلاتَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُون وَلَسْتُمْ بِاخِذِیهِ اِلاَّ اَنْ تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ)**بقره/ 267.***.
﴿ صفحه 322﴾
ای کسانی که ایمان دارید، از اموال پاکیزه و مرغوبی که با کسب و کار خود فراهم کرده اید و از آن چه از دل زمین برای شما رویانده ایم، انفاق کنید و قصدتان این نباشد که از اموال بد و نامرغوب، که هیچ گاه خودتان چنین مالی را از کسی نمی پذیرید، به دیگران انفاق کنید مگر آن که از بدی و نقص آن اغماض کنید، و بدانید که خدا بی نیاز و ستوده است.
از این آیات استفاده می شود که ما نباید اموالی را که خود به آن ها رغبتی نداریم و آن ها را نمی پسندیم، حاتم بخشی کنیم و چیزی که در واقع، دورانداختنی است، به فقرا ببخشیم. پس آن چه را که می بخشیم، نباید معیوب و ناقص باشد، مگر این که عیب و نقص آن جزئی و قابل چشم پوشی باشد. انفاقی سازنده است و موجب کمال انسان می شود که از اموال مرغوب و دوست داشتنی باشد.
جالب این است که معمولا خداوند در چنین مواردی، انفاق کننده را متوجه غنا و بی نیازیِ خود می کند؛ مثل آن که در آیه اخیر می فرماید: (وَاعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ)شاید به این علت که وقتی مؤمن چیزی را برای خدا به فقرا انفاق می کند، گویی در واقع، آن را به خداوند تسلیم می کند. شاید به همین علت است که گاهی با تعبیر «اقرضوا اللّه» از آن یاد کرده است، و این هشداری است به انفاق کننده که فکر نکند گیرنده انفاق، یک انسان ضعیف و نادار است و هر چه به دستش آمد، به او بدهد و حساب حیثیت و آبروی او را نکند، بلکه باید بداند که طرف او خداوند غنی و بی نیاز است که هر چیزی را نمی شود به او هدیه داد، بلکه آن چه را انفاق می کنیم، باید دوست داشتنی باشد. و نیز نپندارد که تأکید خدای متعال بر اتفاق، ناشی از این است که نیازی به انفاق مردم دارد و خودش از رفع نیازهای بندگان تهیدستش عاجز است!