تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

نکوهش ثروت اندوزی

در آیه های دیگری از قرآن، در این باره، از تعبیر «کنز» که نتیجه بخلورزی و ترک انفاق است، استفاده شده است:
(وَالَّذِینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ والْفِضَّةَ وَلایُنْفِقُونَها فی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذاب اَلیم * یَوْمَ یُحْمَی عَلَیْها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَی بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذا ماکَنَزْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ فَذُوقُواْ ماکُنْتُمْ تَکْنِزُونَ)**توبه/ 34 و 35 و مشابه آن در سوره حدید، آیه 23 و 24 که می فرماید: (وَاللّهُ لایُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور * الَّذِیِنَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَاِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الحَمیدُ) که قرائن نشان می دهد بیش تر انگیزه سیاسی داشته اند.***.
کسانی که طلا و نقره جمع کنند و ثروت اندوزی کنند و آن را در راه خدا انفاق نکنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده، روزی که (آن طلاها و نقره ها) در آتش جهنم گداخته شود و سپس پیشانی ها، پشت ها و پهلوهاشان را با آن ها داغ کنند. این است نتیجه آن چه از زر و سیم که برای خود ذخیره کردید. پس بچشید طعم آن ها را که ذخیره کردید و برای خود اندوختیید.
بنابراین، کسانی که انفاق در راه خدا کنند، خدا مالشان را نگه می دارد و در قیامت
﴿ صفحه 315﴾
بهتر و بیش تر از آن را به ایشان می دهد و کسانی که ثروت اندوزی می کنند و طلاها و نقره ها را ذخیره می کنند، همان اموال، سبب عذابشان می شود و هر چه بیش تر اندوخته اند، اموال دیگران را غصب کرده یا حق دیگران را نداده اند، بیش تر عذاب می شوند و به آنان گفته می شود: این است حاصل آن چه جمع کرده اید. پس بچشید و از آن استفاده کنید.
در آیه دیگری، تعبیر دیگری شبیه همین تعبیر، در بیان نتیجه تلخ جمع مال و بخلورزی و ثروت اندوزی، به کار رفته است:
(وَلایَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مابَخِلُواْ بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلِلّهِ میراثُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ)**ال عمران/ 180.***.
کسانی که در آن چه خداوند از فضل و نعمت خود به آن ها داده، بخل میورزند، گمان نکنند که این به نفعشان است، بلکه این کار به زیان آن ها خواهد بود و در قیامت طوقی می شود و به دور گردنشان می پیچد (که آنان را آزار خواهد داد) و در نهایت، هر چه هست برای خدا می ماند و خدا به آن چه انجام می دهید، خبیر و آگاه است.
ز) شیوه داستانی
گاهی قرآن، برای ترغیب مردم به انفاق، از شیوه داستانی استفاده می کند که در این جا یکی از آن ها را نقل می کنیم. در سوره قلم آمده است: چند برادر با هم باغی داشتند که میوه های خوبی به بار آورده بود؛ ولی آن ها توطئه کردند تا پیش از آن که فقرا به سراغشان بیایند، صبح خیلی زود بروند و میوه های باغ را بچینند تا این که با دیدن فقرا مجبور نشوند مقداری از آن ها را به آنان بدهند و چون نیتشان این بود، خدا بلایی نازل کرد و باغشان سوخت. صبح که آمدند، هیچ میوه ای باقی نمانده بود:
(اِنّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا اَصْحابَ الْجَنَّةِ اِذْ اَقْسَمُواْ لَیَصْرِمُنَّها مُصْبِحینَ * وَلایَسْتَثْنُونَ * فَطافَ عَلَیْها طائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَهُمْ نائِمُونَ * فَاَصْبَحَتْ کالْصَّریمِ * فَتَنادَوْا مُصْبِحینَ * اَنِ اغْدُواْ عَلی حَرْثِکُمْ اِنْ کُنْتُمْ صارِمینَ * فَانْطَلَقُواْ وَهُمْ یَتَخافَتُونَ * اَنْ لا یَدْخُلَنَّها الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ * وَغَدَواْ عَلی حَرْد قادِرِینَ * فَلَمّا رَأَوْها قالُواْ اِنّا لَضالُّونَ * بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ)**قلم/ 17 ـ 27.***.
﴿ صفحه 316﴾
ما کافران را همانند صاحبان آن باغ، مبتلا کردیم: صاحبان آن باغ قسم خوردند که صبح زود میوه اش را بچینند و چیزی از آن خارج نکنند و به فقرا ندهند. این بود که شبانگاه که آن ها در خواب بودند، آتشی و بلایی بر باغ افتاد که درختانش چون خاکستر شد. صبحگاه (برادران و صاحبان باغ ) یکدیگر را صدا کردند که برخیزید، صبح زود به باغ بشتابید تا میوه ها را بچینیم. پس برخاستند و رفتند به سوی باغ و در بین راه، آهسته در گوش هم می گفتند: مواظب باشید! امروز در باغ فقیری بر شما وارد نشود، و با اشتیاق و قدرت به سوی باغ شتافتند. پس چون باغ را به آن حال و وضع دیدند، از تصمیم خود پشیمان شدند و با هم گفتند: ما گمراه شدیم، بلکه ما محروم و بی چاره ایم.
اینان غافل بودند از این که مالک اصلی، خدا است و همه چیز در دست قدرت او است و باید امانت دار او باشند و خواستند نیازمندان را از این همه نعمت خدادادی محروم کنند؛ ولی بعد متوجه اشتباه خود شدند و با باغ سوخته رو به رو گشتند.
برادری که اهل خیر بود، به برادران دیگر گفت: این کیفر توطئه و بدخواهیِ شما است که تصمیم گرفتید فقرا را محروم کنید. از این رو، همه با هم به اشتباه خود اعتراف کردند و متوجه شدند که بدخواهی و بخلورزیِ آن ها به محروم شدن خودشان از نعمت های باغ انجامید.
این داستان، برای آنان که چشم و گوش بازی دارند، بسیار آموزنده است. نعمت های دنیا هم در دست خدا است و اگر خدا در اموالشان حقوقی تعیین کرد، نباید گمان کنند که این باجی است که خدا از آن ها می گیرد، بلکه همه این نعمت ها را خدا در اختیارشان قرار داده تا در بوته آزمایش قرارشان دهد و می تواند این اموال را از ایشان پس بگیرد. پس بهتر این است که حقوق دیگران را رعایت کنند تا هم در دنیا اموالشان از آفات مصون بماند و هم در آخرت چندین برابر به آن ها پاداش داده شود.