تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

نقض عهد در قرآن

عام ترین تعابیری که در قرآن در مورد پیمان شکنی به کار رفته است، تعابیر «نقض» و «نکث» است. در بعضی موارد نیز از تعبیر «تبدیل» یا «اخلاف» استفاده شده است؛ مثلا در وصف کسانی که به عهد و پیمان خود با خدا پای بند هستند، می فرماید:
(مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدیلا)**احزاب/ 23.***.
از مؤمنین مردان بزرگی هستند که به عهد و پیمان با خدا پای بندند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند و بعضی دیگر در انتظار (شهادت) به سر میبرند و هیچ عهد خود را تغییر ندادند (و پیمان شکنی نکردند).
﴿ صفحه 183﴾
آنان عهد خود را تبدیل نمی کنند و تغییر نمی دهند. منظور این است که عهدشکنی نمی کنند. قرآن در مذمت از منافقان و عهدشکنیِ آنان می فرماید:
(وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ الْلّهَ لَئِنْ اتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الْصّالِحِینَ * فَلَمّا اتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ * فَاَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِمْ اِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ)**توبه/ 75 ـ 77.***.
بعضی از آنان (منافقان) با خدا عهد بستند که اگر خدا به ما نعمت دهد، تصدّق و انفاق می کنیم و از نیکان و شایستگان می شویم؛ ولی هنگامی که خدا از فضل و نعمت خود بهره مندشان کرد، بخل ورزیدند و روی گردانیدند. خداوند هم به دنبال این کار زشتشان تا روز قیامت نفاقی در دل هاشان قرار داد؛ چون آن چه را که با خدا وعده کرده بودند، زیر پا گذاشتند و دروغ گفتند.
در این آیه، در بیان پیمان شکنیِ منافقان از تعبیر: (اَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ)استفاده شده است؛ یعنی در مورد عهد، تعبیر «وعده» به کار رفته و در مورد عهدشکنی از تعبیرِ «اخلاف» استفاده شده است.
در قرآن مجید نفاق و منافق، تنها به کسانی که اصلا ایمان ندارند اطلاق نشده، بلکه بر افرادی که ایمانشان ضعیف است و ایمان راسخ و قوی ندارند نیز اطلاق شده است؛ یعنی نفاق درجات و مراتبی دارد و به اصطلاح، «مقول به تشکیک» است. از این جا است که در آیه مذکور، به کسانی منافق گفته شده که قبلا با خدا عهد کرده بودند که اگر خدا از فضل خویش به آنان نعمت و وسعت بخشد، انفاق کنند و به پاس این نعمت الهی، در لباس صلاح و سداد و تقوا درآیند؛ اما پس از آن که به وسعت و ثروت و مکنتی رسیدند، بخل ورزیدند و چنان کردند که گویی اصلا با خدا چنین عهدی نبسته بودند و این عهدشکنی، موجب نفاق ایشان شد.
آری عهد شکنی چنین اثری دارد و کسی که با خدا عهد ببندد و عهدشکنی کند، به واسطه عهدشکنی و خلف و عده ای که با خدا کرده و دروغی که گفته است، ایمانش از دست خواهد رفت و نفاق در دلش پدید می آید.
﴿ صفحه 184﴾
اما مؤمنان واقعی، که با خدا عهد کرده بودند که تا پای جانشان در راه خدا ایستادگی و از پیغمبر خدا حمایت کنند و در راه وفای به این عهد خود پایمردی کردند و تا پای جان و تا مرز شهادت هم ایستادند، مورد ستایش خاص خداوند متعال قرار گرفتند در برابر صدق و راستی، به آنان وعده پاداش خواهد داد. از این رو، درباره مؤمنانی که در عهد با خدا راست گفتند و ایستادگی کردند، می فرماید:
(لِیَجْزِیَ اللّهُ الصّادِقینَ بِصِدْقِهِمْ).
و درباره منافقان، که دروغ گفتند و عهدشکنی کردند، می فرماید
(وَیُعَذِّبَ الْمُنافِقینَ اِنْ شاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ)**احزاب/ 24.***.
تا آنان را که راست گفتند (و در عهد خود پای فشردند) خدا به خاطر راستگویی آن ها پاداششان دهد و منافقین را اگر خواست عذاب کند یا از آن ها در گذرد.
در بعضی آیات، خداوند به طور کلی فرمان می دهد که عهد خدا را محترم بشمارید و به آن وفا کنید؛ مانند:
(وَأَوْفُوا بِعَهْدِاللّهِ إذا عاهَدْتُمْ)**نحل/ 91.***.
اگر عهدی با خدا بستید، به آن پای بند و وفادار باشید.
و در جای دیگر می فرماید:
(وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِاللّهِ ثَمَناً قَلیلا اِنّما عِنْدَاللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَما عِنْدَاللّهِ باق وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا اَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ)**نحل/ 95 و 96.***.
عهد خدا را با بهای اندک مفروشید که آن چه نزد خدا است، برای شما بهتر و سودآورتر است؛ زیرا آن چه نزد شما است فانی است و آن چه نزد خدا است باقی، و ما صبرپیشگان را به چیزی بهتر از کاری که آنان کرده اند پاداش خواهیم داد.
یعنی وقتی دیدید که ترک عهد برایتان سود آنی دارد، خلاف عهد نکنید که اگر سود خود را بر عهد مقدم بدارید، در واقع، عهد خدا را به بهایی اندک فروخته اید.
و در آیه ای دیگر چنین آمده:
﴿ صفحه 185﴾
(وَلَقَدْ کانُواْ عاهَدُواْ اللّهَ مِنْ قَبْلُ لایُوَلُّونَ الاَْدْبارَ وَ کانَ عَهْدُ الْلّهِ مَسْئُولاً)**احزاب/ 15.***.
اینان از قبل با خدا عهد کردند که پشت به جنگ نکنند و عهد با خدا مورد سؤال و بازخواست است.
گرچه آیه در مورد عهدی است که عده ای از منافقان با خدا بسته بودند، اما جمله آخر به صورت یک قاعده کلی ذکر شده که اعم از آن مورد خاص خواهد بود و نشان می دهد هر عهدی که با خدا ببندید، مورد سؤال و بازخواست قرار می گیرد و اگر با خدا عهدی بستید، روز قیامت، این عهد را از شما مطالبه می کند.
خداوند در آیه دیگری خطاب به بنی اسرائیل می فرماید:
(وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَاِیّایَ فَارْهَبُونِ)**بقره/ 40.***.
(ای بنی اسرائیل) شما به عهد من وفا کنید تا من هم به عهد شما وفا کنم و از من بر حذر باشید.
پیدا است که این یک عهد طرفینی بوده است؛ یعنی خدا به وسیله پیامبرانش به بنی اسرائیل وعده داده بود که اگر از پیغمبران خدا حمایت و دستوراتشان را اطاعت کنند، در دنیا عزیزشان دارد و برکاتی بر آنان فرو بارد. این عهدی بود که خدا با بنی اسرائیل بسته بود. از این رو، در این آیه می فرماید: شما به عهدتان وفادار باشید تا من هم به عهدم وفا کنم.
در آیه دیگری خداوند فرمان می دهد که (وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا)**انعام/ 152.*** که این هم اطلاق دارد و هر عهدی را در بر می گیرد.
در دسته دیگری از آیات، به نتایج سوء عهدشکنی اشاره کرده و عهدشکنان را مذمت می کند:
(اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنَ بَعْدِ میثاقِهِ... أُوْلئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ)**بقره/ 27.***.
آنان که عهد خدا را پس از تأکید بر آن بشکستند ... آنان زیان کارند.
﴿ صفحه 186﴾
و در آیه ای دیگر، درباره همین افراد می فرماید:
(... اُوْلئِکَ لَهُمْ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدّارِ)**رعد/ 25.***.
کسانی که عهد خدا را پس از تأکید بر آن بشکستند ... آنان از رحمت خدا به دورند و جایگاه بدی دارند.
و در جای دیگر می فرماید:
(اَلَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلا أُوْلئِکَ لاخَلاقَ لَهُمْ فیِ الاْخِرَةِ وَلاْیُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلا یَنْظُرُ إلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلا یُزَکیّهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ)**ال عمران/ 77.***.
آنان که عهد خدا و قسم های خود را به بهای اندکی بفروشند، در آخرت نصیبی ندارند و خداوند در قیامت (به خاطر بدیِ کارشان) با آنان سخنی نگوید و نگاهشان نکند و آنان را تزکیه و پاکیزه نکند و عذابی دردناک خواهند داشت.
لازم است در این جا یادآوری کنیم که هر چند بحث اصلی ما درباره عهد اجتماعی است، اما ذکر این آیات نیز، که درباره عهد با خدا است، از سه جهت لازم بود: نخست به خاطر تکمیل بحث عهد. دوم از این جهت که در واقع، عهد با خدا به یک معنا عهد با دیگران و عهدهای اجتماعی را نیز در بر می گیرد؛ زیرا که عهد با دیگران و عهد اجتماعی نیز به نوبه خود به شکلی به عهد با خدا باز می گردد؛ چنان که، پیش از این نیز گفتیم که بیعت با پیغمبر به منزله بیعت با خدا است و این نکته را از جمله (یَدُاللَّهِ فَوْقَ اَیْدِیهِمْ)استفاده کردیم. درباره جمله (اَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ) گفتیم که این یک عهد طرفینی بوده که یک طرف آن پیغمبر خدا و طرف دیگر آن، بنی اسرائیل بودند و در عین حال، خداوند با تعبیر (اَوْفُوا بِعَهدِی) آن را عهد خود دانسته است.
سوم این که عهد با خدا را نیز می توان عهد طرفینی به حساب آورد؛ زیرا یک طرف، خدا است که عهد را انشا کرده و طرف دیگر آن، دیگرانند که کسی آن را قبول کرد، معاهده طرفینی تحقق پیدا می کند؛ مثلا خداوند می فرماید:
(اِنْ تَنْصُرُواللّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ)**محمد/ 7.***.
اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری کند و قدم هاتان را ثابت و پایدار می دارد.
﴿ صفحه 187﴾
این سخن خدا در واقع، انشای نوعی عهد از سوی خداوند با انسان ها است. حال هر کس که خدا و دین خدا را یاری کند، این عهد را قبول کرده است.
مثال دیگر این است که خداوند می فرماید:
(اِنَّ اللّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ)**توبه/ 111.***.
محققاً خداوند از مؤمنان مال ها و جان هاشان را خریده است به این قیمت که در مقابل، برایشان بهشت باشد.
در این جا نیز در واقع، این عهد و قرار داد از سوی خداوند متعال انشا شده و به اصطلاح، ایجاب آن از طرف خدا انجام شده است و اگر طرف مقابل، قبول کند، معامله تمام و عهد طرفینی تحقق یافته است. حال، اگر کسی در راه خدا و برای استواریِ دین خدا با جان و مال خود جهاد کرد، آن عقد یا ایجاب الهی را قبول کرده است و در این صورت، دو طرف ایجاب و قبول، محقق و عقد و عهد طرفینی کامل می شود و وفای به آن لازم است.