تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

انواع روابط اجتماعی

به تناسب تأثیرهای مختلفی که روابط اجتماعی در تأمین منافع مادی و معنوی دارند، که گاهی تأثیر آن ها مثبت است و گاهی منفی، و نیز تعارضی که در مواردی ممکن است میان تأمین منافع مادی و منافع معنوی رخ دهد، می توان این روابط را چند نوع فرض کرد:
نخست آن که همزیستیِ مسالمت آمیز انسان ها، هم در تأمین مصالح مادی و هم در تأمین مصالح معنویِ ایشان مفید باشد. این فرض، هم در یک اجتماع کوچک چند صد نفری یا چند هزار نفری متصور است و هم در جامعه جهانی و همزیستیِ همه انسان ها؛ یعنی اگر ممکن باشد همه انسان هایی که در روی زمین زندگی می کنند برای تأمین نیازمندی های مادی و معنویِ یکدیگر مؤثر باشند، تشکیل بزرگ ترین جامعه انسانی و جامعه جهانی، امکان پذیر خواهد بود؛ اما این فرض، هنگامی تحقق می یابد که همه انسان ها از نظر معنوی دارای اهداف مشترکی باشند و مصلحت واقعیِ خود را بشناسند، بپذیرند و در راه تحقق آن تلاش کنند و در یک جمله، وحدت دینی بین همه انسان ها برقرار شود؛ زیرا در این صورت است که همه می توانند هم از جهت مادی و هم از جهت معنوی، برای هم مفید باشند.
تشکیل جامعه جهانی و حکومت واحد، بر اساس تأمین مصالح مادی و معنویِ همه انسان ها، فرض ایده آلی است و اسلام برای تحقق آن تلاش می کند و می کوشد تا جامعه واحد جهانی تشکیل شود، جامعه ای که اهداف مشترک و بینش مشترکی بر همه اعضای آن حاکم باشد و همه برای هم، نفع مادی و معنوی داشته باشند؛ اما این فرض به آسانی تحقق نمی یابد و جوامع بشری، تاکنون نمونه چنین وضعیتی را ندیده اند.
﴿ صفحه 97﴾
البته خداوند، تحقق حکومت جهانی ولیّ عصر(عجل الله) را در قرآن وعده داده و مسلمانان به تحقق آن ایمان دارند و در انتظار چنین روزی به سر می برند.
در فرض دوم، دو جامعه یا دو گروه را فرض می کنیم که در ارتباط و همزیستیِ آنان، دست کم، مصالح مادی و معنویِ یکی از دو طرف تهدید شود. چنین رابطه ای بین کشورهای استعمارگر و کشورهای استعمار شده برقرار می شود. کشورهایی که به دنبال تسلط بر جوامع دیگر هستند، هم منافع مادی و هم مصالح معنویِ آنان را به خطر می اندازند. بدیهی است که چنین رابطه ای دارای ارزش منفی است و مبارزه با آن، ضروری خواهد بود.
فرض سوم این است که ارتباط با جامعه ای نه مصلحت معنوی داشته باشد و نه زیان معنوی، بلکه تنها نفع مادی را برای جامعه به همراه داشته باشد؛ مثلا دو کشور را در نظر می گیریم که اهل یکی از آن دو، مسلمانند و اهل دیگری کافر، و کشور غیرمسلمان، به دلایل گوناگون، در صدد این نیست که زیانی به جامعه اسلامی بزند و ایمان مردم مسلمان را از دستشان بگیرد و یا با تهاجم فرهنگی، ایمانشان را به آداب و اصول دین، متزلزل سازد، بلکه مایل است با کشور مسلمان روابط اقتصادی داشته باشد تا در سایه آن، هر دو کشور، از منافع و عواید مادی یکدیگر بهره مند شوند. در این صورت، چنین روابطی نامطلوب نخواهد بود، بلکه ممکن است از جهاتی ارزشمند هم باشد.
از نظر قرآن، همه جوامع انسانی، از بدو پیدایش تا پایان، حکم یک خانواده را دارند؛ زیرا همه از یک پدر و مادر به وجود آمده اند. بنابراین، ارتباط آن ها یک امر طبیعی است و ارزش منفی ندارد، مگر این که این رابطه، زیانی را به همراه داشته باشد؛ اما اگر هیچ زیانی در بر نداشته باشد، بلکه منافع مادی نیز داشته باشد، در همان حد می تواند ارزشمند باشد.
فرض چهارم این است که برقرار کردن ارتباط با جامعه دیگر، از یک سو، با منافع معنوی، و از سوی دیگر، با زیان های مادی همراه باشد. در این جا اصلِ تقدم معنویات بر مادیات، که درباره آن، بیش تر توضیح داده خواهد شد، چنین ارتباطی را مثبت می شمرد، مگر در بعضی موارد استثنایی که زیان های مادیِ فعلی، در دراز مدت، برای جامعه اسلامی خسارت های معنوی به بار آورد که در این صورت، ایجاد ارتباط،
﴿ صفحه 98﴾
رجحانی نخواهد داشت و این یک استثنا است؛ اما اصل و قاعده کلی، این است که زیان های مادی را برای تأمین مصالح معنوی، تحمل کنیم.
مثلا اگر گروهی از مسلمانان در دارالکفر زندگی می کنند و کفار آنان را به استضعاف کشانده اند، بر ما لازم است که برای رهاییِ آن ها تلاش کنیم تا از زیر بار کفر و ستم آزاد شوند و طبیعی است که رسیدن به این هدف معنوی، بدون خسارت های مالی و جانی برای مسلمانان تحقق پذیر نیست. خداوند در قرآن مجید می فرماید:
(وَ مالَکُمْ لاتُقاتِلُونَ فی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الْرِّجالِ وَالْنِساءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ اَهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً)**نساء/ 75.***.
شما را چه می شود که در راه خدا و مردان و زنان و کودکان مستضعف، کسانی که (از ستم به جان آمده و در دعا و خواسته های خود، از روی اضطرار) می گویند: بار پروردگارا! ما را از این شهر، که اهل آن ستمگرند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرست و یار و یاوری برای ما قرار بده.
آری، مؤمنانی در مکه، در چنگال کفر گرفتار شده بودند و اکنون که مسلمانان در مدینه، جامعه ای تشکیل داده و سیادت داشتند، باید برای رهایی آن ها تلاش می کردند و بدیهی بود که می بایست هزینه سنگین و زیان های جانی و مالی آن را نیز تحمل می کردند تا بتوانند آنان را نجات دهند، و این نه تنها کاری صحیح و ارزشمند، بلکه واجب بود.
فرض پنجم این است که برقرار کردن ارتباط با جامعه دیگر، از نظر مادی، مفید، اما از نظر معنوی، زیانبار باشد. در این فرض، جامعه بر سر یک دو راهی قرار می گیرد و تأمین مصالح مادی، در تعارض با تأمین منافع معنوی خواهد بود. در این صورت، کدام راه را باید انتخاب کرد؟ آیا مصالح معنوی ارزشمندتر و برترند، تا جامعه منافع مادی را فدای آن ها کند و یا برعکس، باید به دنبال منافع مادیِ خود باشد؟ پاسخ این است که اصل، تقدم مصالح معنوی بر منافع مادی است و ما در آینده، برتری و تقدم مصالح معنوی بر منافع مادی را از آیات قرآن کریم استنباط خواهیم کرد. پس لازم است چنین رابطه ای را که از نظر معنوی زیانبار است، قطع کنیم، هر چند که دارای منافع مادی باشد؛ زیرا در
﴿ صفحه 99﴾
چنین رابطه ای منافعی را به دست می آوریم؛ اما منافع ارزشمندتری از دست می دهیم. پس در یک مقایسه، زیان آن بیش از سودش خواهد بود.
بنابراین، قطع این رابطه ضروری است، مگر در بعضی از موارد استثنایی که قطع رابطه نیز علاوه بر خسارت های مادی، خسارت های معنوی هم به دنبال داشته باشد؛ به این معنا که با قطع این رابطه، مصالح مادیِ جامعه تهدید شود و از بین رفتن مصالح مادی، در دراز مدت، مصالح معنوی اسلام و جامعه اسلامی را تهدید کند.
در چنین شرایط و موارد استثنایی، می توان روابطی را تجویز کرد؛ اما قاعده کلی این است که در صورت تعارض منافع مادی با مصالح معنوی، منافع مادی فدای مصالح معنوی شود و هر رابطه ای که با مفاسد معنوی همراه باشد، ارزش منفی دارد و باید قطع شود.