تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

4.اصل سرپرستی مرد در خانواده

چهارمین مبنا و اصل حاکم بر خانواده، این است که وظیفه سرپرستی خانواده، به مرد داده شده است. در زندگیِ خانوادگی، گاهی مشکلات و اختلاف نظرهایی پیش می آید
﴿ صفحه 80﴾
که از طریق عواطف و نیز از راه مشورت با همسر حل نمی شوند و اگر این مشکلات و اختلاف نظرها ادامه یابند، آرامش و آسایش خانواده و پایه های مهر و محبت همسران فرو خواهد ریخت. از این رو، برای پیشگیری از متلاشی شدن زندگیِ خانوادگی، لازم است برای این گونه مشکلات و اختلاف ها، که کم و بیش در خانواده ها به وجود می آیند، چاره دیگری اندیشیده شود.
از نظر حقوقی، خانواده وقتی که به عنوان یک واحد کوچک اجتماعی، تشکیل شد، همانند هر اجتماع دیگر، نیاز به یک سرپرست دارد و از آن جا که اسلام، خانواده را اساس جامعه می داند، توجه فراوانی به پی ریزیِ درست بنیان خانواده دارد تا از این رهگذر، استحکام و سلامت جامعه را تضمین کند.
در اسلام وظیفه سرپرستیِ خانواده، به مرد داده شده است. خداوند در قرآن می فرماید:
(الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ)**نساء/ 34.***.
مردان در خانواده، بر زنان سرپرستی دارند.
در خانواده، زن و فرزندان باید سرپرستیِ مرد را بپذیرند و غیر از جنبه قانونی و حقوقی، از نظر اخلاقی نیز رعایت حدود و احترام پدر خانواده بر همسر و فرزندان لازم است. سرپرستیِ مرد، چهارمین اصل حاکم بر خانواده است و حل بسیاری از مشکلات زندگیِ خانوادگی، در گرو اجرای این اصل است.
هر جمعی به مدیر نیاز دارد و یک نفر باید در موارد لازم، تصمیم بگیرد، وگرنه، جمع به پراکندگی می گراید و از هم گسسته می شود. پیدایش اختلاف در خانواده، امری طبیعی است و این که پیروان بعضی مکتب ها می گویند که باید همه افراد جامعه، با یکدیگر کمال صمیمیت را داشته باشند و نباید هیچ کس به منفعت شخصیِ خود بیندیشد، فکری ایده آل است؛ اما با جریان واقعیِ زندگیِ انسان ها هماهنگی ندارد. در عمل نباید انتظار داشته باشیم که همه انسان ها ارزش های والای اخلاقی را در زندگی به دقت رعایت کنند و هیچ گاه درگیر اختلاف نشوند، بلکه باید ارزش های اخلاقیِ دیگری را نیز در مراتب نازل تر مطرح کرد و برای اختلاف هایی که خواه ناخواه پیش می آید، چاره حقوقی اندیشید.
﴿ صفحه 81﴾
اسلام در تبیین نظام ارزشیِ خود، واقعیت های زندگی را مورد توجه قرار می دهد. بنابراین، انسان را تنها به ارزش هایی دعوت نمی کند که به ندرت در یک محیط خاص، و از سوی افرادی معدود تحقق پیدا خواهد کرد، بلکه پیوسته واقعیت های زندگی را در نظر دارد و نظامی جامع و دارای مراتب مختلف را ارائه می دهد؛ یعنی در عین توجه بسیار به گسترش و تعمیق عواطف در میان اعضای خانواده و طرح آن به عنوان یک اصل حاکم بر رفتار خانوادگی، به آن اکتفا نمی کند و در کنار آن، اصل سرپرستیِ خانواده را مطرح می کند تا در مواردی که مشکلات خانوادگی، از طریق برخوردهای عاطفی برطرف نشود، از طریق اصل سرپرست خانواده برطرف شود. آری، اگر رفتارهای خانوادگی را تنها بر محور عواطف بنا کنیم، در حل بسیاری از مشکلات خانوادگی با مشکل مواجه می شویم. برای حل چنین مشکلاتی باید چاره دیگری وجود داشته باشد. اسلام در این زمینه، چهارمین اصل حاکم بر خانواده، یعنی اصل سرپرستی مرد را مطرح می کند.
البته همان طور که قبلا هم بیان شد، این به معنای مطلق بودن فرمانرواییِ مرد در محیط خانواده و فعّال ما یشاءبودن او نیست که به دلخواه فرمان دهد و زن همانند برده ای مطیع و تسلیم او باشد. از هیچ یک از منابع معتبر اسلامی و آیات و روایات، چنین حقی برای مرد استفاده نمی شود؛ اما ممکن است کسانی با تمسک به متشابهات و مطلقات و بدون توجه به مخصصات و مقیدات و معارضات، و سوء استفاده از آن ها چنین حقی برای خود قائل شوند.
بنابراین، همان طور که برای تحکیم بنیاد خانواده، وجود یک سرپرست، ضروری است و بدون آن، خانواده به سستی و تزلزل می گراید، خودسری ها، خودکامگی ها، خودمحوری ها و اِعمال زور و قدرت بی جا نیز بنیاد خانواده را متزلزل خواهد کرد. پس بر مرد لازم است که از حق سرپرستیِ خود سوءاستفاده نکند و جز در محدوده شرع و در چارچوب حق سرپرستی، که در قانون اسلام آمده، گامی برندارد و با شیوه ای صحیح و رفتاری عاقلانه زندگی را اداره کند. چنان که بر زن نیز لازم است که با زورگویی و خودسری، محیط عاطفی و محبت و مودت خانواده را برهم نزند و با احترام، به حق مرد، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند.
﴿ صفحه 82﴾