تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد18
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

((حیات )) و ((مرگ )) دلها!

انسان دارای چند نوع حیات و مرگ است :

نخست حیات و مرگ نباتی که مظهر همان نمو و رشد و تغذیه و تولید مثل است و از این نظر با تمام گیاهان همگام می باشد.

دیگر حیات و مرگ حیوانی است که نشانه بارز آن احساس و حرکت است، و در این دو ویژگی نیز با تمام حیوانات همراه است .

اما نوع سومی از حیات است که مخصوص انسانهاست و آنها را از گیاهان و حیوانات دیگر جدا میکند، و آن حیات انسانی و روحانی است، این همان چیزی است که در روایات اسلامی از آن به عنوان ((حیات القلوب )) تعبیر شده است که منظور از ((قلب )) در اینجا همان ((روح و عقل و عواطف )) انسان است .

در سخنان امیر مؤمنان علی (علیهالسلام ) در خطبه ها و کلمات قصار نهج البلاغه روی این مساله بسیار تکیه شده است، در خطبه ای درباره قرآن می گوید: تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب در باره قرآن بیندیشید که بهار حیات بخش

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 443@@@

دلها در آنست .**(نهج البلاغه) خطبه 110***

و در جای دیگر درباره حکمت و دانش می فرماید هی حیاة للقلب المیت : ((حکمت مایه حیات دلهای مرده است )).**(نهج البلاغه) خطبه 133***

گاه بیماری قلب را در برابر بیماری بدن قرار داده، می فرماید: و اشد من مرض البدن مرض القلب : ((بدتر از بیماری تن بیماری دل است )).**(نهج البلاغه) کلمات قصار کلمه 388***

و زمانی می گوید: ((هر کس روح ورع در او کم شود قلبش می میرد)): و من قل ورعه مات قلبه**(نهج البلاغه) کلمات قصار کلمه 349*** و تعبیرات فراوان دیگری از این قبیل .

از سوی دیگر قرآن مجید برای انسان نوع خاصی از بینائی و شنوائی و درک و شعور غیر از بینائی و شنوائی و شعور ظاهر قائل شده چنانکه در باره کافران می فرماید: صم بکم عمی فهم لا یعقلون : آنها کران و لالان و کورانند و به همین دلیل چیزی نمی فهمند! (بقره - 171).

در جای دیگر منافقان را بیماردلانی می نامد که خداوند بر بیماری آنها می افزاید فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا (بقره - 10).

و کسانی را که ترس از خدا در وجودشان نیست سنگدلانی معرفی کرده که قلبشان از سنگ خارا نیز سختتر است : ((ثم قست قلوبکم فهی کالحجارة او اشد قسوة )) (بقره - 74).

و در باره گروهی از کافران تعبیری دارد که ضمن آن آنها را به عنوان نا پاکدلان معرفی میکند، می گوید: ((اولئک الذین لم یرد الله ان یطهر قلوبهم )): ((آنها کسانی هستند که خدا نمی خواهد دلهای آنها را پاک

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 444@@@

سازد)) (مائده - 41).

در جای دیگر می گوید: ((دعوت تو را تنها زندگانی که گوش شنوا دارند اجابت می کنند نه مردگان ))!: انما یستجیب الذین یسمعون و الموتی یبعثهم الله ثم الیه یرجعون : ((تنها کسانی که گوش شنوا دارند اجابت دعوت تو را می کنند اما مردگان را خدا در قیامت برمی انگیزد سپس به سوی او باز می گردند)) (انعام - 36).

از مجموع این تعبیرات و تعبیرات فراوان دیگری که مشابه آن است به خوبی روشن می شود که قرآن محور حیات و مرگ را همان محور انسانی و عقلانی می شمرد، چرا که تمام ارزش انسان نیز در همین قسمت نهفته شده است .

در حقیقت حیات و زندگی و درک و دید و شنود و مانند آنها، در این بخش از وجود انسان خلاصه می شود، گرچه بعضی از مفسران این تعبیرات را مجاز دانسته اند ولی آنها در اینجا با روح قرآن هماهنگ نشده اند چرا که از نظر قرآن حقیقت همین است، و زندگی و مرگ حیوانی مجازی بیش نیست !

عوامل مرگ و حیات روحانی بسیار زیاد است ولی قدر مسلم این است که ((نفاق )) و ((کبر)) و ((غرور)) و ((عصبیت )) و ((جهل )) و گناهان بزرگ، ((قلب )) را می میراند، چنانکه در مناجات تائبین از مناجاتهای پانزدهگانه امام زین العابدین علی بن الحسین (علیهماالسلام ) می خوانیم و امات قلبی عظیم جنایتی : ((جنایت بزرگ من قلب مرا میرانده است )).**مناجاتهای پانزدهگانه امام علی بن الحسین (ع) مناجات اول (مناجات تائبین)***

آیات مورد بحث نیز تاکیدی است بر این حقیقت .

آیا کسانی که تنها از زندگی به این قانع شده اند که در عالم بیخبری و دائما عیش و نوش بسر برند، نه ناله مظلومی را بشنوند، نه ندای منادیان حق را لبیک گویند، نه از ظلم ظالم ناراحت شوند، و نه از محرومیت مظلومان

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 445@@@

تکانی بخورند، تنها به خویشتن بیندیشند، و از غیر خود و حتی از خویشتن خویش بیگانه باشند، زنده اند؟!

آیا این زندگی است که محصول آن فقط صرف مقداری غذا و پاره کردن تعدادی لباس و خوابیدنها و بیدار شدنهای تکراری باشد؟

اگر زندگی این است چه تفاوتی میان حیوان و جهان آدمیت است ؟

پس باید پذیرفت که در ماورای این ظاهر زندگی، مغز و حقیقتی است که قرآن روی آن تکیه میکند و از آن سخن می گوید.

جالب اینکه مردگانی که مرگشان دارای آثار حیات انسانی است از نظر قرآن زندگانند اما زنده هائی که هیچیک از آثار حیات انسانی در آنها دیده نمی شود در منطق قرآن مرده اند مرگی جانکاه و رقت بار.

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 446@@@