تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد18
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

معامله پر سود با پروردگار!

از آنجا که در آیات گذشته به مقام خوف و خشیت عالمان اشاره شده بود در آیات مورد بحث به مقام ((امید و رجاء)) آنها اشاره می کند، چرا که گفتیم تنها به وسیله این دو بال است که انسان می تواند به اوج آسمان سعادت پرواز کند، و مسیر تکامل را طی نماید، نخست می فرماید: ((کسانی که کتاب الهی

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 251@@@

تلاوت می کنند، و نماز را بر پا می دارند، و از آنچه به آنها روزی داده ایم در پنهان و آشکار انفاق می کنند، آنها امید تجارتی دارند که نابودی و فساد و کساد در آن نیست )) (ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور).**توجه داشته باشید که (یرجون) خبر (ان) است***

بدیهی است که ((تلاوت )) در اینجا به معنی قرائت سرسری و خالی از تفکر و اندیشه نیست، خواندنی است که سرچشمه فکر باشد، فکری که سرچشمه عمل صالح گردد، عملی که از یکسو انسان را به خدا پیوند دهد که مظهر آن نماز است، و از سوی دیگر به خلق خدا ارتباط دهد که مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده، از علمش، از مال و ثروت و نفوذش، از فکر نیرومندش از اخلاق و تجربیاتش، و خلاصه از تمام مواهب خدا دادی .

این انفاق گاهی مخفیانه صورت می گیرد تا نشانه اخلاص کامل باشد (سرا).

و گاه آشکارا تا مشوق دیگران گردد و تعظیم شعائر شود (علانیة ).

آری علمی که چنین اثری دارد مایه رجاء و امیدواری است .

با توجه به آنچه در این آیه و آیه پیشین آمده چنین نتیجه می گیریم که علمای راستین دارای این صفاتند:

از نظر روحی قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خدا است .

از نظر گفتار زبانشان به تلاوت آیات خدا مشغول است .

از نظر عمل روحی و جسمی نماز می خوانند و او را عبادت می کنند.

از نظر عمل مالی از آنچه دارند در آشکار و پنهان انفاق می نمایند.

و سرانجام از نظر هدف، افق فکرشان آنچنان بالا است که دل از دنیای مادی زودگذر بر کنده، تنها به تجارت پر سود الهی می نگرند که دست فنا به

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 252@@@

دامانش دراز نمی شود.

این نکته نیز قابل توجه است که ((تبور)) از ماده ((بوار)) به معنی شدت کسادی است، و از آنجا که شدت کسادی باعث فساد می شود ((بوار)) به معنی هلاکت آمده، به این ترتیب ((تجارت خالی از بوار)) تجارتی است که نه کساد دارد و نه فساد!

در حدیث جالبی چنین آمده : مردی خدمت رسول خدا عرض کرد: چرا من مرگ را دوست ندارم ؟!

فرمود: آیا مال و ثروتی داری ؟ عرض کرد آری .

فرمود: آنرا پیش از خودت بفرست، عرض کرد نمی توانم !

فرمود: ان قلب الرجل مع ماله ان قدمه احب ان یلحق به، و ان اخره احب ان یتاخر معه : ((قلب انسان همراه اموال او است، اگر آن را پیش ‍ از خود بفرستد، دوست دارد به آن ملحق شود، و اگر آن را نگهدارد دوست دارد همراه آن بماند))!.**(مجمع البیان) جلد 8 صفحه 407 ذیل آیات مورد بحث***

این حدیث در حقیقت روح آیه فوق را منعکس ساخته، زیرا می گوید آنها که نماز را برپا می دارند و انفاق در راه خدا می کنند امید و علاقه به سرای دیگر دارند، چرا که نیکها را قبل از خود فرستاده اند و مایلند به آن ملحق شوند.

آخرین آیه مورد بحث هدف این مؤمنان راستین را چنین بیان می کند: ((آنها این اعمال صالح را انجام می دهند تا خداوند اجر و پاداششان را به طور کامل بپردازد، و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکور است )) (لیوفیهم

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 253@@@

اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور).**جمله (لیوفیهم) یا متعلق است به جمله (یتلون کتاب الله...) و بنابراین مفهومش این می شود که هدف آنها از تلاوت و نماز و انفاق به دست آوردن اجز اللهی است و یا متعلق به لن تبور و مفهومش این خواهد بود که تجارت آنها هرگز به فساد نمی گراید زیرا پاداش دهنده آنها خدا است***

این جمله در حقیقت اشاره به نهایت اخلاص آنهاست که در اعمال نیک خود جز به پاداش الهی نظر ندارند، هر چه می خواهند از او می خواهند و برای ریا و تظاهر و تحسین و تمجید این و آن گامی بر نمی دارند، چرا که مهمترین مساله در اعمال صالح همان نیت خالص است .

تعبیر به ((اجور)) (جمع اجر) به معنی ((مزد)) در حقیقت لطفی است از سوی پروردگار، گوئی بندگان را در مقابل اعمال صالح طلبکار خود می داند، در حالی که بندگان هر چه دارند از اوست، حتی قدرت برای انجام اعمال صالح نیز از سوی او اعطا شده .

و از این تعبیر محبت آمیزتر جمله ((و یزیدهم من فضله )) است که به آنان نوید می دهد علاوه بر پاداش معمولی که آن را خود گاهی صدها یا هزاران برابر عمل است از فضل خود بر آنان می افزاید، و مواهبی که در هیچ فکری نمی گنجد و هیچکس در این جهان توانائی تصور آن را ندارد، از فضل گسترده اش به آنها می بخشد.

در حدیثی از ابن مسعود آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) در تفسیر همین آیه فرمود: هو الشفاعة لمن وجبت له النار ممن صنع الیه معروفا فی الدنیا: ((منظور مقام شفاعت است که به آنها داده می شود تا در باره کسانی که در دنیا به آنها خوبی کرده اند ولی بر اثر اعمالشان مستحق عذابند شفاعت کنند)).**(مجمع البیان) ذیل آیات مورد بحث***

به این ترتیب آنها نه تنها خود اهل نجاتند که برای دیگران نیز به فضل

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 254@@@

پروردگار مایه نجاتند.

بعضی از مفسران جمله ((و یزیدهم من فضله )) را اشاره به مقام ((شهود)) دانسته اند که در قیامت برای مؤمنان حاصل می شود که به جمال و جلال پروردگار می نگرند، و برترین لذت را از این تماشا می برند.

ولی ظاهرا جمله مزبور معنی وسیعی دارد که هم محتوای حدیث را شامل می شود، و هم مواهب ناشناخته دیگر را.

جمله ((انه غفور شکور)) نشان می دهد که نخستین لطف پروردگار در حق آنها همان آمرزش گناهان و لغزشهائی است که احیانا از آنها سر زده، چرا که بیشترین نگرانی انسان نگرانی از این ناحیه است .

بعد از آنکه از این نظر آسوده خاطر شدند آنها را مشمول شکر خود قرار می دهد یعنی از اعمالشان تشکر می کند، و برترین جزا را به آنها می بخشد.

در تفسیر مجمع البیان ضرب المثل جالبی در اینجا از عرب نقل شده که می گویند: ((اشکر من بروقه )): ((فلانکس از درخت بروقه**بروقه بر وزن حنجره*** سپاسگزارتر است )) و این اشاره به درخت کوچکی است که در سرزمین عربستان وجود داشته، و اعتقاد اعراب این بوده هنگامی که ابر بر سر آن سایه می افکند به زودی سبز می شود، و برگ بیرون می آورد، بی آنکه ابر ببارد!، و این ضرب المثلی است برای نهایت سپاسگزاری که در برابر کمترین خدمت بزرگترین پاداش را بدهند.**مجمع البیان جلد 8 صفحه 407***

البته خالق چنین درختی از آن هم سپاسگزارتر و بخشنده تر است .

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 255@@@

نکته :