تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد18
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

گشاینده درهای بسته او است !

آغاز این سوره - مانند سورههای ((حمد)) و ((سبا)) و ((کهف )) - با حمد پروردگار شروع می شود، حمد و ستایش او به خاطر آفرینش جهان پهناور هستی می فرماید: ((حمد مخصوص ‍ خداوندی است که خالق آسمانها و زمین است ))، و همه نعمتها و مواهب هستی از وجود ذیجود او سرچشمه می گیرد (الحمد لله فاطر السموات و الارض ).

((فاطر)) از ماده ((فطور)) در اصل به معنی شکافتن است، و از آنجا که آفرینش موجودات همانند شکافته شدن ظلمت عدم، و بیرون آمدن نور هستی است، این تعبیر در مورد خلقت و آفرینش به کار می رود، مخصوصا با توجه به علوم روز که می گوید مجموعه عالم هستی در آغاز توده واحدی بوده که تدریجا شکافته شده، و بخشهائی از آن جدا گردیده، اطلاق کلمه ((فاطر)) بر ذات پاک خداوند مفهوم تازه تر و روشنتری به خود می گیرد.**درباره معنی (فاطر) و (فطور) در جلد دهم صفحه 287 (ذیل آیه 10 سوره ابراهیم) و همچنین در جلد پنجم صفحه 171 (ذیل آیه 14 انعام نیز سخن گفته ایم)***

آری او را به خاطر خالقیتش حمد و سپاس می گوئیم، چرا که هر چه هست از ناحیه اوست و هیچکس جز او چیزی از خود ندارد.

و از آنجا که تدبیر این عالم از سوی پروردگار - به حکم اینکه عالم، عالم اسباب است - بر عهده فرشتگان گذارده شده، بلافاصله از آفرینش آنها و قدرتهای عظیمی که پروردگار در اختیارشان گذارده سخن می گوید.

((خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که دارای بالهای دو گانه و سه گانه

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 166@@@

و چهار گانه اند)) (جاعل الملائکة رسلا اولی اجنحة مثنی و ثلاث و رباع ).

سپس می افزاید: خداوند هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید چرا که او بر هر چیزی قادر و توانا است (یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی ء قدیر).

در اینجا سه سؤال مطرح است نخست اینکه رسالت ملائکه و فرشتگان که در آیه فوق آمده در چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعی است ؟، یعنی همان پیام آوردن از سوی خدا برای انبیا، یا رسالت تکوینی است ؟ یعنی به عهده گرفتن ماموریتهای مختلف در جهان آفرینش، چنانکه در بحث نکات به آن اشاره خواهد شد، و یا هر دو جهت است ؟

با توجه به اینکه در جمله قبل سخن از آفرینش آسمانها و زمین بود، و در جمله مورد بحث سخن از بالهای متعدد فرشتگان است که نشانه های قدرت آنهاست، و نیز با توجه به اینکه عنوان رسالت را برای همه فرشتگان قائل شده (توجه داشته باشید که الملائکه جمعی است که با الف و لام همراه است و معنی عموم می دهد ) چنین به نظر می رسد که رسالت در اینجا در معنی وسیع و گسترده ای به کار رفته که هم ((رسالت تشریعی )) را شامل می شود و هم ((رسالت تکوینی )) را.

اطلاق رسالت بر ((رسالت تشریعی )) و آوردن پیام وحی به انبیاء در قرآن فراوان است، ولی اطلاق آن بر ((رسالت تکوینی )) نیز کم نیست .

در آیه 21 سوره یونس می خوانیم : ان ارسلنا یکتبون ما تمکرون : ((رسولان ما (فرشتگان ما) مکرهای شما را می نویسند)).

و در آیه 61 انعام میخوانیم : حتی اذا جاء احدکم الموت توفته رسلنا: ((تا زمانی که مرگ یکی از شما فرا رسد رسولان ما قبض روح او می کنند)).

در آیه 31 سوره عنکبوت در مورد فرشتگانی که مامور در هم کوبیدن سرزمین قوم لوط بودند آمده است : و لما جائت رسلنا ابراهیم بالبشری

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 167@@@

قالوا انا مهلکوا اهل هذه القریة ان اهلها کانوا ظالمین : ((هنگامی که رسولان ما نزد ابراهیم آمدند گفتند ما اهل این آبادی را هلاک خواهیم کرد چرا که مردمی ستمگرند)).

در آیات دیگر قرآن نیز می بینیم ماموریتهای مختلفی بر عهده فرشتگان گذاشته شده که رسالتهای آنها محسوب می شود بنا بر این رسالت مفهوم وسیعی دارد.

دیگر اینکه منظور از بالهای فرشتگان آن هم بالهای دو گانه و سه گانه و چهار گانه چیست ؟

بعید نیست منظور از بال و پر در اینجا قدرت جولان و توانائی بر فعالیت بوده باشد که بعضی از آنها نسبت به بعضی برتر و دارای توانائی بیشترند.

و لذا برای آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده که بعضی دارای چهار بال (مثنی - دو دو) و بعضی دارای شش بال و بعضی دارای هشت بالند.

((اجنحه )) جمع ((جناح )) (بر وزن جمال ) به معنی بال پرندگان است که همانند دست برای انسان می باشد، و از آنجا که بال وسیله نقل و انتقال پرندگان و حرکت و فعالیت آنها است گاهی این کلمه در فارسی یا در عربی به عنوان کنایه از وسیله حرکت و اعمال قدرت و توانائی به کار می رود، مثلا گفته میشود فلان کس بال و پرش سوخته شد کنایه از اینکه نیروی حرکت و توانائی از او سلب گردید، یا فلان کس را زیر بال و پر خود گرفت، یا انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز کند، و امثال این تعبیرات که همگی بیانگر معنی کنائی این کلمه است .

در موارد دیگر نیز تعبیراتی مانند ((عرش )) و ((کرسی )) و ((لوح )) و ((قلم )) دیده می شود که معمولا توجه به مفاهیم معنوی آنها است نه جسم مادی آن .

البته بدون قرینه نمی توان الفاظ قرآنی را بر غیر معانی ظاهری آنها حمل کرد، اما در آنجا که پای قرائن روشن در کار است مشکلی ایجاد نمی شود.

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 168@@@

در بعضی از روایات آمده است : ((جبرئیل (پیک وحی خداوند) ششصد بال دارد! و هنگامی که با این حالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) را ملاقات کرد ما بین زمین و آسمان را پر کرده بود))!.**تفسیر علی بن ابراهیم طبق نقل نورالثقلین جلد 4 صفحه 349***

یا اینکه ((خداوند فرشتهای دارد که ما بین نرمی گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده ای (تیز پرواز) است ))!.**همان***

یا اینکه در نهج البلاغه هنگامی که سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در میان است، می فرماید:

و منهم الثابتة فی الارضین السفلی اقدامهم، و المارقة من السماء العلیا اعناقهم، و الخارجة من الاقطار ارکانهم، و المناسبة لقوائم العرش ‍ اکتافهم :

((بعضی از فرشتگان چنان عظمت دارند که پاهایشان در طبقات پائین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر، ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه هایشان برای حمل عرش پروردگار متناسب است ))!.**(نهج البلاغه) خطبه 1***

پیدا است که این گونه تعبیرات را بر جنبه های جسمانی مادی نمی توان حمل کرد، بلکه بیانگر عظمت معنوی و ابعاد قدرت آنها است .

اصولا می دانیم بال تنها برای حرکت در جو زمین به کار می خورد، چرا که اطراف کره زمین را هوای فشرده گرفته، و پرندگان به وسیله بالشان روی امواج هوا قرار می گیرند، و می توانند بالا و پائین بروند، ولی از محیط جو زمین که خارج شویم در آنجا که هوا نیست بال کوچکترین تاثیری برای حرکت ندارد، و از این نظیر درست مانند سائر اعضاء می باشد.

از این گذشته فرشته ای که پاهای او در اعماق زمین و سر او از برترین آسمان بالاتر است نیازی به پرواز جسمانی ندارد!

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 169@@@

بحث در اینکه ((فرشته )) جسم لطیف است یا از مجردات بحث دیگری است که در نکات به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد، فعلا منظور آن است که بدانیم بال و پر آنها وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قرائن فوق برای این هدف به قدر کافی گویا است، همانگونه که در بحث ((عرش )) و ((کرسی )) گفتیم این دو کلمه گرچه به معنی تختهای ((پایه بلند)) و ((پایه کوتاه )) است اما مسلما منظور از آن قدرت پروردگار در ابعاد مختلف جهان می باشد.

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است : الملائکه لا یاکلون و لا یشربون و لا ینکحون، و انما یعیشون بنسیم العرش : فرشتگان نه غذا می خورند و نه آب می نوشند و نه ازدواج می کنند، آنها تنها با نسیم عرش زنده اند!؟**تفسیر (علی بن ابراهیم) طبق نقل نورالثقلین جلد 4 صفحه 349*** و **و درباره معنی (عرش) به طور مشروح در جلد ششم صفحه 204 (ذیل آیه 54 سوره اعراف) بحث کرده ایم***.

سومین سؤال این است که آیا جمله یزید فی الخلق ما یشاء: ((هر چه بخواهد بر آفرینش خود می افزاید)) اشاره به افزایش بال و پر فرشتگان است، آنگونه که بعضی از مفسران گفته اند؟ و یا معنی وسیعی دارد که هم آن را شامل می شود و هم سایر افزایشهائی که در آفرینش موجودات صورت می گیرد؟

مطلق بودن جمله از یکسو، و بعضی از روایات اسلامی که در تفسیر آیات فوق وارد شده از سوی دیگر نشان می دهد که معنی دوم مناسبتر است .

از جمله در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) آمده است که در تفسیر این جمله فرمود: هو الوجه الحسن، و الصوت الحسن، و الشعر الحسن : ((منظور صورت زیبا، و صدای زیبا، و موی زیبا است ))!.**(مجمع البیان) ذیل آیات مورد بحث (قرطبی) نیز در تفسیرش همین حدیث را ذیل آیه مورد بحث آورده است***

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 170@@@

در حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) می خوانیم : حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا، و قرأ یزید فی الخلق ما یشاء: قرآن را با صدای زیبا زینت بخشید، چرا که صدای خوب بر زیبائی قرآن می افزاید، سپس این آیه را تلاوت فرمود یزید فی الخلق ما یشاء.

بعد از بیان خالقیت پروردگار و رسالت فرشتگان که واسطه فیضاند سخن از رحمت او به میان می آورد که زیربنای تمام عالم هستی است، می فرماید: ((آنچه را خداوند از رحمت برای مردم بگشاید کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد)) (ما یفتح الله للناس من رحمة فلا ممسک لها).

((و آنچه را باز دارد و امساک کند کسی بعد از او قادر به فرستادن آن نیست )) (و ما یمسک فلا مرسل له من بعده ).

((چرا که او قدرتمندی است شکست ناپذیر و در عین حال حکیم و آگاه )) (و هو العزیز الحکیم ).

خلاصه اینکه تمام خزائن رحمت نزد او است و هر کس را لایق ببیند مشمول آن می سازد، و هر کجا حکمتش اقتضا کند درهای آن را می گشاید، و اگر جمله جهانیان دست به دست هم بدهند تا دری را که او گشوده است ببندند، یا دری را که او بسته بگشایند، هرگز قادر نخواهند بود، و این در حقیقت شاخه مهمی از توحید است که منشاء شاخه های دیگری می باشد (دقت کنید).

شبیه این معنی در سایر آیات قرآن نیز آمده است، آنجا که می گوید: و ان یمسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و ان یردک بخیر فلا راد لفضله یصیب به من یشاء من عباده و هو الغفور الرحیم :

((اگر خداوند (برای امتحان یا کیفر خطا) زیانی به تو رساند هیچکس ‍ جز او آن را بر طرف نخواهد کرد، و اگر اراده خیری برای تو کند هیچکس ‍

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 171@@@

مانع فضل او نخواهد شد، او به هر کس از بندگانش بخواهد فضل خود را می رساند و او غفور و رحیم است )) (یونس - 107).

در اینجا به چند ((امر)) باید توجه کرد:

1 - تعبیر به ((یفتح )) که از ماده ((فتح )) به معنی گشودن است اشاره به وجود خزائن رحمت الهی است که در آیات دیگر قرآن نیز به آن اشاره شده است و جالب اینکه این خزائن چنانند که به محض گشوده شدن بر خلایق جاری می شوند و نیاز به چیز دیگری نیست، و هیچکس ‍ مانع از آن نتواند شد.

مقدم داشتن گشایش رحمت بر امساک آن به خاطر این است که همیشه خداوند رحمتش بر غضبش پیشی دارد.

2 - تعبیر به ((رحمت )) معنی بسیار وسیع و گسترده ای دارد که تمام مواهب جهان را شامل می شود، گاه جنبه معنوی دارد، و گاه جنبه مادی، به همین دلیل گاه که انسان تمام درهای ظاهری را به روی خود بسته می بیند احساس می کند رحمت الهی بر قلب و جان او روان است، لذا شاد و خرسند است، آرام و مطمئن، هر چند در تنگنای زندان گرفتار باشد.

اما به عکس گاه انسان تمام درهای ظاهری را به روی خود گشوده می بیند، اما گوئی در رحمت الهی در جان او بسته شده، چنان خود را در تنگنا و فشار احساس می کند که دنیا با تمام وسعتش برای او یک زندان تاریک و وحشتناک می شود، و این چیزی است که برای بسیاری از مردم محسوس و ملموس است .

3 - تعبیر به دو وصف ((عزیز و حکیم )) بیانگر قدرت او بر ((ارسال )) و ((امساک )) رحمت است، و در عین حال اشاره به این حقیقت می باشد که این گشودن و بستن در همه جا بر اساس

حکمت است چرا که قدرت او با حکمتش آمیخته است .

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 172@@@

به هر حال توجه به محتوای این آیه چنان آرامشی به انسان مؤمن می دهد که در برابر تمام حوادث مقاوم می شود از هیچ مشکلی نمی ترسد و از هیچ پیروزی مغرور نمی گردد.**قابل توجه اینکه ضمیر در فالاممسک لها به صورت مونث آمده و در فلامرسل له به صورت مذکر چرا که مرجع اولی کلمه (رحمت) است و دومی کلمه (ما) و نیز ضمیر در (من بعده) ظاهرا به خداوند باز می گردد یعنی بعد از خداوند هیچکس قادر به گشودن نیست-این احتمال نیز داده شده است که ضمیر به امساک برگردد یعنی من بعد امساک الله که از نظر معنی تفاوت چندانی ندارد***

در آیه بعد به مساله ((توحید عبادت )) بر اساس توحید خالقیت و رازقیت اشاره کرده میفرماید:

((ای مردم نعمت خداوند را بر خودتان به یاد آورید)) (یا ایها الناس ‍ اذکروا نعمة الله علیکم ).

درست فکر کنید: این همه مواهب و برکات، و این همه امکانات حیاتی که در اختیار شما قرار گرفته و در آن غوطه ورید منشاء اصلی و سرچشمه آنها کیست ؟!

((آیا خالقی غیر از خدا، از آسمان و زمین به شما روزی می دهد؟)) (هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء و الارض ).

چه کسی نور حیاتبخش آفتاب، و قطرات زنده کننده باران، و امواج روحپرور نسیم را از آسمان به سوی شما میفرستد؟ و چه کسی معادن و ذخائر زمین و مواد غذائی و انواع گیاهان و میوه ها و برکات دیگر را از این زمین برای شما خارج میکند؟

اکنون که میدانید سرچشمه همه این برکات اوست، پس بدانید معبودی جز او وجود ندارد و عبادت و پرستش تنها شایسته ذات پاک اوست (لا اله الا هو).

((با اینحال چگونه از طریق حق به سوی باطل منحرف میشوید؟ و به

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 173@@@

جای الله در برابر بتها سجده میکنید؟ (فانی توفکون ).

((توفکون )) از ماده ((افک )) (بر وزن فکر) چنانکه قبلا نیز گفته ایم به هر چیزی گفته میشود که از حالت اصلیش دگرگون گردد، لذا به هر سخنی که از حق انحراف پیدا کند افک می گویند، و اینکه میبینیم به معنی دروغ و تهمت به کار میرود از همین نظر است، منتهی بعضی معتقدند این کلمه بیانگر دروغ و تهمتهای بزرگ است .

نکته :