تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد18
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

به پروردگار سوگند قیامت خواهد آمد!

آیات گذشته در عین اینکه از توحید و صفات خدا سخن می گفت زمینه ساز مساله معاد بود، زیرا چنانکه خواهیم دید مشکلات بحث معاد جز از طریق علم بی پایان حق حل نمی شود.

لذا در آیات مورد بحث نخست می گوید: ((کافران گفتند این دروغ است که قیامتی در پیش داریم هرگز قیامت به سراغ ما نمی آید)) (و قال الذین کفروا لا تاتینا الساعة ).

نه تنها ما، برای هیچیک از انسانها قیامتی در کار نیست !

آنها می خواستند از این طریق آزادی عمل پیدا کنند و هر کاری از دستشان ساخته است، به این امید که حساب و کتاب و عدل و دادی در کار نیست انجام دهند.

اما از آنجا که دلائل قیامت روشن است قرآن با یک جمله قاطع و به صورت بیان نتیجه به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) می گوید: آری، به پروردگارم سوگند که قیامت به سراغ همه شما خواهد آمد (قل بلی و ربی لتاتینکم ).

تکیه روی کلمه ((رب )) بخاطر این است که قیامت از شؤون ربوبیت است، چگونه ممکن است خداوند مالک و مربی انسانها باشد و آنها را در مسیر تکامل پیش ببرد اما نیمه کاره رها کند و با مرگ همه چیز پایان گیرد، و زندگی او بی هدف و آفرینش وی هیچ و پوچ شود؟!

در سوره تغابن آیه 7 نیز روی همین وصف تکیه کرده، می فرماید: زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبئن بما عملتم :

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 14@@@

((کافران چنین پنداشتند که هرگز برانگیخته نمی شوند، بگو: آری به پروردگارم سوگند همگی در قیامت مبعوث می شوید، سپس همه شما از اعمالتان و نتائج آن آگاه خواهید شد))!

و از آنجا که یکی از اشکالات مخالفان معاد این بوده که به هنگام خاک شدن بدن انسان، و پراکنده شدن اجزای آن در اطراف زمین، چه کسی می تواند آنها را بشناسد و جمع کند و به زندگی نوین باز گرداند؟ از سوی دیگر چه کسی می تواند حساب این همه اعمال بندگان را در نهان و آشکار و درون و برون نگاه دارد و به موقع به این حسابها برسد؟ لذا در دنباله آیه اضافه می کند او از تمام امور پنهانی با خبر است و به اندازه سنگینی ذره ای در تمام آسمانها و نه در زمین از حوزه علم بی پایان او بیرون نخواهد بود (عالم الغیب لا یعرب عنه مثقال ذرة فی السموات و لا فی الارض ).**(یعزب) از ماده (عزوب) در اصل به معنی دور شدن از خوانواده برای به دست آوردن مرتع است سپس به هر نوع پنهان شدن و غائب گشتن اطلاق شده است و به همین مناسبت به مردان یا زنانی که از همسر خود دور مانده اند (عزب) یا (عزبه) گفته می شود***

((و نه کوچکتر از ذره، و نه بزرگتر از آن، مگر اینکه همه اینها در کتاب مبین ثبت و ضبط است )) (و لا اصغر من ذلک و لا اکبر الا فی کتاب مبین ).

به این ترتیب نه پراکندهگی ذرات بدن انسانها در زمین، و نه آمیختن آن با موجودات دیگر، و نه حتی ورود این اجزاء در بدن سایر انسانها از طریق مواد غذائی هیچیک مشکلی برای اعاده آنها ایجاد نمی کند.

اعمال آنها نیز در این جهان باقی می ماند، هر چند تغییر شکل می دهد، و او از تمام آنها به خوبی آگاه است .

نظیر این تعبیر در سوره ق آیات 3 و 4 نیز آمده است آنجا که می گوید ائذامتنا و کنا ترابا ذلک رجع بعید قد علمنا ما تنقص الارض منهم و عندنا

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 15@@@

کتاب حفیظ: ((آیا هنگامی که ما مردیم و خاک شدیم باز می گردیم ؟ این بسیار بعید است، ولی آنها باید بدانند که ما میدانیم زمین چگونه اجزاء آنها را کم می کند، و در خود فرو می برد و در نزد ما کتابی است که همه این امور در آن محفوظ است )).

در اینکه منظور از ((کتاب مبین )) چیست ؟ بسیاری از مفسران گفته اند: همان ((لوح محفوظ)) است، ولی این سؤال مطرح می شود که ((لوح محفوظ)) چیست ؟

همانگونه که قبلا هم گفتهایم نزدیکترین تفسیری که برای ((لوح محفوظ)) می توان بیان کرد، همان لوح ((علم بی پایان پروردگار)) است، آری در این لوح همه چیز ثبت و ضبط است، و هیچگونه تغییر و دگرگونی در آن راه ندارد.

جهان پهناور هستی نیز انعکاس از این لوح محفوظ است، چرا که همه ذرات وجود ما و همه گفته ها و اعمال ما در آن محفوظ می ماند، هر چند ظاهرا چهره عوض می کند، اما هرگز از میان نمی رود.

سپس ضمن دو آیه هدف قیام قیامت را بیان می کند، و یا به تعبیر دیگر دلیل بر لزوم چنین عالمی را بعد از جهان کنونی در برابر منکران شرح می دهد، می فرماید: هدف این است آنها را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند پاداش دهد (لیجزی الذین آمنوا و عملوا الصالحات ).

آری ((برای آنها مغفرت و روزی پر ارزشی است )) (اولئک لهم مغفرة و رزق کریم ).

آیا اگر مومنان صالح العمل به پاداش خود نرسند اصل عدالت که از اساسی ترین اصول خلقت است تعطیل نمی گردد؟ آیا عدالت پروردگار بدون آن

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 16@@@

مفهومی می تواند داشته باشد؟ در حالی که در این جهان بسیاری از اینگونه افراد را می بینیم که هرگز به جزای اعمال نیک خود نمی رسند، بنا بر این باید جهان دیگری باشد تا این اصل در آنجا محقق شود.

مقدم داشتن ((مغفرت )) بر ((رزق کریم )) ممکن است به خاطر این باشد که بیشترین نگرانی مومنان از لغزشهائی است که احتمالا داشته اند، لذا قبل از هر چیز از طریق بیان آمرزش به آنها آرامش خاطر می بخشد، بعلاوه تا با آب مغفرت الهی شستشو نشوند شایسته ((رزق کریم )) و مقام کریم نخواهند بود.

((رزق کریم )) به معنی هر روزی ارزشمندی است، و گسترده گی مفهوم آن به حدی است که همه مواهب الهی را شامل می شود، حتی ((نعمتهائی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و از فکر کسی نگذشته است )).

و به تعبیر دیگر بهشت با تمام نعمتهای معنوی و مادیش در این کلمه جمع است .

گر چه بعضی از مفسران کریم را به عنوان دو چیز خوب و بی دردسر تفسیر کرده اند**(آلوسی) در (روح المعانی) ذیل آیه مورد بحث*** ولی به نظر می رسد که مفهوم آن از این هم گسترده تر باشد

و از آنجا که بخش دیگر عدالت در مورد مجازات گنهکاران و مجرمان است در آیه بعد می افزاید: ((و کسانی که سعی در تکذیب آیات ما و ابطال و انکار آن داشتند، و تصور می کردند از حوزه قدرت ما می توانند بگریزند، برای آنها عذابی از بدترین و دردناکترین عذابها خواهد بود)) (و الذین سعوا فی آیاتنا معاجزین اولئک لهم عذاب من رجز الیم ).

در آنجا سخن از ((رزق کریم )) بود و در اینجا از ((رجز الیم )) است .

((رجز)) (بر وزن کذب ) در اصل به ((معنی )) اضطراب و عدم قدرت بر

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 17@@@

حفظ تعادل است، لذا هنگامی که شتر بیمار و ناتوان می شود و مجبور است به هنگام حرکت گامهای خود را کوتاه بر دارد تا بتواند تعادل خود را کمی حفظ کند عرب به این حالت رجز می گوید، سپس به هر گونه گناه و پلیدی اطلاق شده است .

اطلاق کلمه ((رجز)) (بر وزن مرض ) به اشعار مخصوص جنگی نیز بخاطر آن است که مقطعهای کوتاه و نزدیک به هم دارد.

به هر حال منظور از ((رجز)) در اینجا بدترین انواع عذاب است که با ذکر کلمه الیم نیز تاکید شده است، و انواع مجازاتهای دردناک جسمانی و روحانی را شامل می شود.

بعضی به این نکته توجه کرده اند که در اینجا قرآن به هنگام بیان نعمتهای بهشتیان کلمه ((من )) را بیان نکرده، تا دلیل بر وسعت آن باشد، ولی این کلمه در مورد عذاب آمده تا نشانه محدودیت نسبی و بیان رحمت او باشد.

((سعوا)) از ماده ((سعی )) به معنی هر گونه تلاش و کوشش ‍ است، و در اینجا منظور کوشش برای تکذیب و انکار آیات حق و باز داشتن مردم از گرایش به آئین پروردگار است .

((معاجزین )) از ماده ((معاجزه )) به معنی عاجز کردن است و در اینگونه موارد به کسانی اطلاق می شود که از دست کسی بگریزند به طوری که او نتواند بر آنها سلطه یابد، بدیهی است این توصیف برای مجرمان بخاطر پنداری است که آنها عملا نشان می دادند، کار آنها به کسانی شباهت داشت که تصور می کردند می توانند هر جنایتی می خواهند بکنند و سپس از حوزه قدرت خداوند فرار نمایند.

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 18@@@