تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد15
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

آخرین ماموریت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم)

در آیات گذشته سخنی از اعمال بندگان و آگاهی خداوند نسبت به آن در میان بود و در نخستین آیات مورد بحث سخن از پاداش عمل و ایمنی آنها از فزع روز قیامت است.

می فرماید: کسانی که حسنه و کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت و از وحشت آن روز در امان خواهند بود (من جاء بالحسنة فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون).

در اینکه منظور از حسنه چیست؟ مفسران تعبیرات گوناگونی دارند:

بعضی آن را به کلمه توحید و لا اله الا الله و ایمان به خدا تفسیر کرده اند.

و بعضی آن را اشاره به ولایت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) و ائمه معصومین می دانند، و در روایات متعددی که از طرق اهلبیت (علیهم السلام) رسیده بر این معنا تاکید شده است، از جمله: در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم که یکی از یاران علی (علیه السلام) بنام ابو عبدالله جدلی خدمتش آمد امام فرمود آیا از معنی این سخن خداوند من جاء بالحسنة فله خیر منها... (تا پایان آیه بعد) به تو خبر دهم؟ عرض کرد آری فدایت شوم ای امیر مؤمنان! فرمود: الحسنه معرفة الولایة و حبنا اهل البیت و السیئة انکار الولایة و بغضنا اهل البیت: حسنه شناخت ولایت و دوستی ما

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 573@@@

اهلبیت است، و سیئه انکار ولایت و دشمنی ما اهلبیت می باشد.**(اصول کافی) طبق نقل تفسیر نورالثقلین جلد 4 صفحه 104***

البته همانگونه که بارها گفته ایم معنی آیات وسیع و گسترده است حسنه و سیئه نیز در اینجا مفهوم وسیعی دارند که همه اعمال نیک را در بر می گیرد، از جمله ایمان به خدا و پیامبر اسلام و ولایت ائمه (علیهم السلام) که در راءس هر کار نیک قرار دارد و مانع از آن نیست که اعمال صالح دیگر نیز در آیه جمع باشد.

اما اینکه بعضی از این عمومیت بخاطر کلمه خیر نگران شده اند و گفته اند مگر چیزی بهتر از ایمان به خدا پیدا می شود که پاداش آن باشد؟ پاسخش روشن است: زیرا رضا و خشنودی پروردگار از ایمان هم والاتر است، و به تعبیر دیگر همه اینها مقدمه برای آن است و ذی المقدمه برتر از مقدمه باشد.

سؤال دیگری که در اینجا مطرح می شود این است که ظاهر بعضی از آیات (مانند آیه 2 سوره حج) این است که وحشت رستاخیز همگان را فرا می گیرد چگونه صاحبان حسنات از آن مستثنی هستند؟.

آیه 103 سوره انبیاء پاسخ این سؤال را بیان می کند چرا که می گوید مؤمنان صالح از وحشت بزرگ در امانند.

و می دانیم که وحشت بزرگ همان وحشت روز قیامت است وحشت ورود در دوزخ، نه وحشتی که به هنگام نفخه صور پیدا می شود (دقت کنید)

سپس به نقطه مقابل این گروه پرداخته، می گوید کسانی که سیئه و کار بدی انجام دهند به رو در آتش افکنده می شوند! (و من جاء بالسیئة فکبت وجوههم فی النار).

و جز این توقعی نمی توانند داشته باشند آیا جزائی جز آنچه عمل می کردید

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 574@@@

خواهید داشت؟! (هل تجزون الا ما کنتم تعملون).

کبت از ماده کب (بر وزن جد) در اصل به معنی افکندن چیزی به صورت بر زمین است وذکر وجوه (صورتها) در آیه فوق از باب تاکید است.

افکندن این گروه را به صورت در آتش به عنوان بدترین نوع عذاب است. بعلاوه چون آنها هنگامی که مواجه با حق می شدند، صورت خود را بر می گرداندند و با همان صورت از گناه استقبال می کردند اکنون باید گرفتار چنین مجازاتی شوند.

جمله هل تجزون الا ما کنتم تعملون ممکن است پاسخ سؤالی باشد که در اینجا مطرح می شود و آن اینکه اگر کسی بگوید این مجازات، مجازات شدیدی است، در پاسخ گفته می شود این همان اعمال شما است که دامانتان را گرفته شما جزائی جز اعمالتان ندارید؟ (دقت کنید).

سپس در سه آیه آخر این سوره، روی سخن را به پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) کرده و حقایقی را بازگو می کند که در واقع بیانگر این واقعیت است که به آنها بگو من وظائف خودم را انجام می دهم، چه شما مشرکان لجوج ایمان بیاورید و چه نیاورید.

نخست می فرماید: من مامورم پروردگار این شهر مقدس (شهر مکه) را عبادت کنم! (انما امرت ان اعبد رب هذه البلدة).

این شهر مقدسی که تمام افتخار شما و موجودیتتان در آن خلاصه می شود، شهر مقدسی که خدا آن را با برکاتش به شما ارزانی داشته ولی شما بجای شکر نعمتش کفران می کنید.

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 575@@@

شهر مقدسی که حرم امن خداست و شریفترین نقطه روی زمین، و قدیمی ترین معبد توحید است.

آری من مامورم پروردگاری را عبادت کنم که این شهر را حرمت نهاده (الذی حرمها).

ویژگیهائی برای آن قرار داده، و احترامات و احکام خاص، و ممنوعیتهائی که برای شهرهای دیگر در جهان نیست.

اما تصور نکنید که فقط این سرزمین ملک خدا است بلکه همه چیز در عالم هستی به او تعلق دارد (و له کل شی ء)

و دومین دستور که به من داده شده این است: من مامورم که از مسلمین باشم تسلیم مطلق در برابر فرمان پروردگار و نه غیر او (و امرت ان اکون من المسلمین).

و به این ترتیب دو ماموریت اصلی خود را که پرستش خداوند یگانه و تسلیم مطلق در برابر فرمان او است بیان می دارد.

سپس ابزار وصول به این دو هدف را چنین بیان می کند: من مامورم قرآن را تلاوت کنم (و ان اتلو القرآن).

از فروغ آن شعله گیرم، و از چشمه آب حیاتش جرعه ها بنوشم، و در همه برنامه ها بر راهنمائی آن تکیه کنم آری این وسیله من است برای رسیدن به آن دو هدف مقدس، و مبارزه با هر گونه شرک و انحراف و گمراهی.

و به دنبال آن اضافه می کند: تصور نکنید ایمان آوردن شما سودی به حال من و یا از آن بالاتر سودی برای خداوند بزرگ دارد، نه هر کس هدایت شود برای خود هدایت شده (فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه).

و تمام منافع هدایت چه در این جهان و چه در جهان دیگر عائد خود او می شود.

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 576@@@

و هر کس گمراه شود، وزر و وبالش به گردن خود او است، بگو من فقط از انذار کنندگان و بیم دهندگانم (و من ضل فقل انما انا من المنذرین).

و عواقب شوم آن دامن مرا نمی گیرد، وظیفه من بلاغ مبین و ابلاغ آشکار است، وظیفه من ارائه طریق و اصرار بر پیمودن راه است اما آن کس که مایل است در گمراهی بماند، تنها خویشتن را بدبخت کرده.

جالب اینکه در مورد هدایت می گوید هر کسی هدایت شود به سود خویش است ولی در مورد ضلالت نمی گوید به زیان خود او است، بلکه می گوید: من از منذرین هستم این تفاوت تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که من در برابر گمراهان هرگز سکوت نمی کنم، و آنها را به حال خود رها نمی سازم، بلکه پیوسته انذار می کنم و به این کار ادامه می دهم و خسته نمی شوم، چرا که من انذار کننده ام. (البته در بعضی دیگر از آیات قرآن هر دو تعبیر، مشابه آمده است ولی می دانیم تفاوت تعبیرات هماهنگ با تفاوت مقامات است و گاه برای القای معانی مختلف و متفاوت می باشد).

قابل توجه اینکه این سوره با ذکر اهمیت قرآن آغاز شده و با تاکید بر تلاوت قرآن پایان می گیرد و ابتدا و انتها، قرآن است.

و سرانجام در آخرین آیه به پیامبر دستور می دهد که خدا را در برابر اینهمه نعمتهای بزرگ مخصوصا نعمت هدایت حمد و ستایش کند می فرماید: بگو حمد برای خدا است (و قل الحمد لله).

این حمد و ستایش هم به نعمت قرآن باز می گردد، هم هدایت الهی و هم می تواند مقدمه ای برای جمله بعد باشد که می گوید:

به زودی خداوند آیاتش را به شما نشان می دهد تا آن را بشناسید

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 577@@@

(سیریکم آیاتی فتعرفونها).

این تعبیر اشاره به آن است که با گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش و خرد آدمی، هر روز پرده از آیات جدید و اسرار تازه ای از عالم هستی برداشته می شود، و روز به روز به عظمت قدرت و عمق حکمت پروردگار آشناتر می شوید، و این ارائه آیات هرگز قطع نمی شود و در طول عمر بشر همچنان ادامه دارد.

اما اگر با اینهمه، باز راه خلاف و انحراف به پیمائید، بدانید پروردگار شما هرگز از کارهائی که انجام می دهید غافل نیست (و ما ربک بغافل عما تعملون).

گمان نکنید اگر خداوند کیفر شما را به لطفش تاخیر می اندازد دلیل این است که از اعمالتان آگاه نیست و یا حساب و کتاب آن محفوظ نمی ماند.

جمله و ما ربک بغافل عما تعملون که عینا - یا با کمی تفاوت - در نه مورد از قرآن مجید تکرار شده جمله ای است کوتاه و تهدیدی است پر معنا و هشداری است به همه انسانها.

با آخرین آیه سوره نمل جلد 15 تفسیر نمونه پایان می گیرد و الان غروب آخرین روز ماه شعبان 1403 و نزدیک طلوع هلال ماه مبارک رمضان است.

پروردگارا: به حرمت این ماههای عزیزت سوگندت می دهیم که توفیق بندگی خالص و تسلیم مطلق در برابر فرمانت و تلاوت آیات قرآن مجیدت را به ما مرحمت فرما.

خداوندا! هر روز گوشه تازه ای از آیات عظمتت را بما نشان ده تا تو را هر روز بهتر و بیشتر بشناسیم، و به شکر اینهمه مواهبی که نصیب ما کرده ای بپردازیم.

بارالها! انبوهی از مشکلات جامعه اسلامی ما را فرا گرفته و دشمنان

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 578@@@

در داخل و خارج سخت تلاشی می کنند تا نور تو را خاموش سازند.

توئی که به سلیمان آنهمه قدرت بخشیدی و به موسی در برابر فرعونیان آنهمه قوت دادی، ما را بر این دشمنان پیروز بگردان و آنها را که قابل هدایت نیستند همچون قوم عاد و هود و ثمود و قوم لوط درهم بشکن!