تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر نمونه، جلد15
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

با اینهمه دلیل باز مشرک می شوید؟

در آخرین آیه بحث گذشته - بعد از ذکر بخشهای تکان دهنده ای از زندگی پنج پیامبر بزرگ -کوتاه و پر معنائی مطرح شد که آیا خداوند با اینهمه

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 513@@@

قدرت و توانائی بهتر است یا بتهای بی ارزشی که آنها ساخته اند.

در آیات مورد بحث به شرح آن پرداخته و ضمن پنج آیه که با پنج حساب شده شروع می شود مشرکان را تحت بازپرسی و محاکمه قرار می دهد، و روشنترین دلائل توحید را در پنج آیه ضمن اشاره به دوازده نمونه از مواهب بزرگ خداوند بیان می کند.

نخست به خلقت آسمانها و زمین و نزول باران و برکات ناشی از آن پرداخته چنین می گوید: آیا بتهائی که معبود شما هستند بهترند یا کسی که آسمانها و زمین را آفریده و برای شما از آسمان آبی فرستاد که با آن باغهای زیبا و سرور انگیز رویاندیم (امن خلق السموات و الارض و انزل لکم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات بهجة).**این آیه در حقیقت محذوفی دارد و تقدیر چنین است: (ما یشرکون خیرا من خلق السماوات و الارض) در حقیقت در آیه قبل سوال چنین بود آیا خداوند که مبدا نجات بندگان است بهتر است یا بتهائی را که شریک او قرار می دهند؟ ولی در این آیه سوال را از بتها شروع می کند می گوید: (آنها بهترند یا خداوندی که خالق آسمانها و زمین است؟)***

حدائق جمع حدیقه به طوری که بسیاری از مفسران گفته اند به معنی باغی است که اطراف آن دیوار کشیده باشند و از هر نظر محفوظ باشد، همچون حدقه چشم که در میان پلکها محصور شده است و راغب در مفردات می گوید: حدیقه در اصل به زمینی می گویند که آب در آن جمع شده است، همچون حدقه چشم که همیشه آب در آن قرار دارد.

از مجموع این دو سخن می توان چنین نتیجه گرفت که حدیقه باغی است که هم دیوار دارد و هم آب کافی.

بهجة (بر وزن لهجه) به معنی زیبائی رنگ و حسن ظاهر است که

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 514@@@

بینندگان را غرق سرور می کند.**کلمه (ذات) در (ذات بهجة) به صورت مفرد آمده و در حالی که (حدائق) که موصوف آن است جمع است این به خاطر آن است که (حدائق) جمع مکسر است و جمع مکسر گاهی به مفهوم (جماعت) که مفرد است می آید و صفت آن نیز مفرد خواهد بود***

و در پایان آیه روی سخن را به بندگان کرده می گوید: شما قدرت نداشتید که درختان این باغهای زیبا را برویانید (ما کان لکم ان تنبتوا شجرها).

کار شما تنها بذر افشانی و آبیاری است، اما کسی که حیات را در دل این بذر آفریده، و به نور آفتاب و قطرات حیاتبخش باران و ذرات خاک فرمان می دهد که این دانه را برویانید، تنها خدا است.

اینها حقائقی است که هیچکس نمی تواند منکر آن شود، و یا آن را به غیر خدا نسبت دهد، او است که آفریننده آسمانها و زمین است، و او است که نازل کننده باران است، او مبداء اینهمه زیبائی و حسن و جمال در عالم حیات است.

حتی دقت در رنگ آمیزی یک گل زیبا و برگهای لطیف و منظمی که در درون یکدیگر اطراف هسته مرکزی گل حلقه زده اند، و آوای حیات سرداده اند کافی است که انسان را به عظمت و قدرت و حکمت آفریدگار آن آشنا سازد، اینها است که قلب انسان را تکان می دهد و به سوی او می خواند.

به تعبیر دیگر: توحید در خلقت (توحید خالق) و توحید در ربوبیت (توحید تدبیر کننده این جهان) پایه ای برای توحید معبود شمرده شده است.

و لذا در پایان آیه می گوید: آیا معبود دیگری با خدا است (اءاله مع الله).

ولی آنها گروهی نادان هستند که از پروردگار عدول کرده و غیر او را که هیچگونه قدرتی ندارد شریک او قرار می دهند (بل هم قوم یعدلون).**(یعدلون) ممکن است از ماده (عدول) به معنی انحراف و بازگشت از سوی حق به سوی باطل و نیز ممکن است از ماده (عدل) (بر وزن قشر) به معنی معادل و شبیه و نظیر باشد در صورت اول مفهومش این است که آنها از خداوند واحد یکتا به غیر او عدول می کنند و در صورت دوم مفهومش این است که برای او عدیل و نظیر قائل می شوند***

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 515@@@

در دومین سؤال به بحث از موهبت آرامش و ثبات زمین و قرارگاه انسان در این جهان پرداخته می گوید: آیا معبودهای ساختگی آنها بهتر است یا کسی که زمین را مستقر و آرام قرار داد، و در میان آن، نهرهای آب جاری، روان ساخت، و برای زمین، کوههای ثابت و پا بر جا ایجاد کرد؟! (تا همچون زرهی قشر زمین را از لرزش نگاه دارند) (امن جعل الارض قرارا و جعل خلالها انهارا و جعل لها رواسی).**(خلال) در اصل به معنی شکاف میان دو چیز است و (رواسی) جمع (راسیه) به معنی ثابت و پرجا می باشد***

و نیز میان دو دریا (از آب شیرین و شور) مانعی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (و جعل بین البحرین حاجزا).

به این ترتیب، چهار نعمت بزرگ در این آیه آمده است که سه قسمت از آن سخن از آرامش می گوید:

آرامش خود زمین که در عین حرکت سریع به دور خودش و به دور آفتاب و حرکت در مجموعه منظومه شمسی، آنچنان یکنواخت و آرام است که ساکنانش به هیچوجه آن را احساس نمی کنند، گوئی در یکجا میخکوب شده و ثابت ایستاده است و کمترین حرکتی ندارد.

و دیگر وجود کوهها - که سابقا گفتیم دور تا دور زمین را فرا گرفته اند و ریشه های آنها به هم پیوسته و زره نیرومندی را تشکیل داده است، و در برابر فشارهای داخلی زمین و حرکات جزر و مد خارجی که بر اثر جاذبه ماه پیدا می شود

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 516@@@

مقاومت می کند، و هم مانعی است برای طوفانهای عظیم که آرامش زمین را بر هم می زنند.**درباره نقش کوهها در ثبات زمین و برکات دیگر آن در جلد دهم صفحه 113 (ذیل آیه 3 سوره رعد) نیز بحث کرده ایم***

و دیگر حجاب و حایل طبیعی است که میان بخشهائی از آب شیرین و آب شور اقیانوسها قرار داده، این حجاب نامرئی چیزی جز تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین، و به اصطلاح تفاوت وزن مخصوص آنها نیست که سبب می شود که آب نهرهای عظیمی که به دریا می ریزند تا مدت زیادی، در آب شور حل نشوند و در نتیجه جزر و مد دریا آنها را بر بخش عظیمی از سواحل آماده کشت و زرع مسلط می سازد، و آنها را آبیاری می کند، که شرح این سخن را ذیل آیه 53 سوره فرقان در همین جلد آورده ایم.

و در عین حال در لابلای بخشهای مختلف زمین، نهرهائی از آب که مایه حیات و زندگی و سرچشمه طراوت و خرمی، و مزارع آباد و باغهای پر ثمر است، قرار داده، بخشی از منابع این آبها در کوهها است، و بخشی در لابلای قشرهای زمین.

آیا این نظام می تواند مولود تصادف کور و کر و مبدئی فاقد عقل و حکمت باشد؟

آیا بتها نقشی در این نظام بدیع و شگفت انگیز دارند؟!

حتی بت پرستان چنین ادعائی نمی کنند.

لذا در پایان آیه بار دیگر این سؤال را تکرار می کند که آیا معبودی با الله هست؟ (اءالله مع الله).

نه بلکه اکثر آنها نادانند و بیخبر (بل اکثرهم لا یعلمون).

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 517@@@

در سومین سؤال، از این سؤالات پنجگانه که مجموعه ای از یک بازپرسی و محاکمه معنوی را تشکیل می دهد، سخن از حل مشکلات، و شکستن بن بستها و اجابت دعاها است، می گوید:

آیا معبودهای بی ارزش شما بهترند یا کسی که دعای مضطر و درمانده را به اجابت می رساند و گرفتاری و بلا را بر طرف می کند؟! (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء).

آری در آن هنگام که تمام درهای عالم اسباب به روی انسان بسته می شود کارد به استخوانش می رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر می گردد، تنها کسی که می تواند قفل مشکلات را بگشاید، و بن بستها را بر طرف سازد، و نور امید در دلها بپاشد، و درهای رحمت به روی انسانها درمانده بگشاید، تنها ذات پاک او است و نه غیر او.

از آنجا که این واقعیت به عنوان یک احساس فطری در درون جان همه انسانها است، بت پرستان نیز به هنگامی که در میان امواج خروشان دریا گرفتار می شوند تمام معبودهای خود را فراموش کرده، دست به دامن لطف الله می زنند همانگونه که قرآن می گوید: فاذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین: هنگامی که سوار کشتی می شوند خدا را می خوانند در حالی که پرستش را مخصوص او می دانند (عنکبوت - 65)

سپس می افزاید:

نه تنها مشکلات و ناراحتیها را بر طرف می سازد بلکه شما را خلفای زمین قرار می دهد (و یجعلکم خلفاء الارض).

آیا با اینهمه معبودی با خدا است؟ (ءاله مع الله).

ولی شما کمتر متذکر می شوید و از این دلائل روشن پند و اندرز نمی گیرید

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 518@@@

(قلیلا ما تذکرون).**(ما) در (قلیلا ما تذکرون) ظاهرا زائده است و می دانیم فائده حروف زائده در بسیاری از موارد تاکید است و (قلیلا) صفت است برای مصدر محذوفی و در تقدیر چنین بوده (تتذکرون تذکرا قلیلا)***

پیرامون مفهوم مضطر و مساله استجابت دعا و شرائط آن بحثهائی است که در نکته ها در پایان همین آیات خواهد آمد.

منظور از خلفاء الارض ممکن است به معنی ساکنان زمین و صاحبان آن باشد، چرا که خدا با آنهمه نعمت و اسباب رفاه و آسایش و آرامش که در زمین قرار داده انسان را حکمران این کره خاکی ساخته، و او را برای سلطه بر آن آماده کرده است.

مخصوصا هنگامی که انسان در اضطرار فرو می رود و به درگاه خدا رو می آورد و او به لطفش بلاها و موانع را بر طرف می سازد، پایه های این خلافت مستحکمتر می شود (و از اینجا رابطه میان این دو بخش از آیه روشن می گردد).

و نیز ممکن است اشاره به این باشد که خدا ناموس حیات را چنین قرار داده که دائما اقوامی می آیند و جانشین اقوام دیگر می شوند که اگر این تناوب نبود تکاملی صورت نمی گرفت.**بنابراین (خلفاء الارض) به معنی (خلفاء فی الارض) است***

در چهارمین سؤال مساله هدایت را مطرح کرده می گوید: آیا این بتها بهترند یا کسی که شما را در تاریکیهای صحرا و دریا (بوسیله ستارگان) هدایت می کند؟ (امن یهدیکم فی ظلمات البر و البحر).

و کسی که بادها را به عنوان بشارت دهندگان پیش از نزول رحمتش می فرستد (و من یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته).

بادهائی که بیانگر نزول بارانند و همانند پیک مخصوص بشارت، پیشاپیش

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 519@@@

آن حرکت می کنند، در حقیقت کار آنها نیز هدایت مردم است به نزول باران.

تعبیر بشرا (بشارت دهندگان) در مورد بادها و تعبیر به رحمت در مورد باران هر دو جالب است، چرا که بادها هستند که رطوبت هوا و قطعات ابر را از صفحه اقیانوسها برداشته و بر دوش خود حمل می کنند و به نقاط خشک و تشنه می برند و از قدوم باران خبر می دهند.

همچنین باران است که نغمه حیات را در سراسر کره خاک سر می دهد و هر جا نازل شود خیر و رحمت و برکت و زندگی می آفریند.**(بشر)(بر وزن عشر) چنانکه قبلا هم گفته ایم مخفف (بشر)(بر وزن کتب) جمع (بشور)(بر وزن قبول) به معنی مبشر و بشارت دهنده است***

(شرح بیشتر درباره نقش بادها در نزول باران در سوره اعراف ذیل آیه 57 جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 214 آمده است).

و در پایان آیه، بار دیگر، مشرکان را مخاطب ساخته می گوید: آیا معبود دیگری با خدا است؟! (ءاله مع الله)

سپس بی آنکه منتظر جواب آنها باشد اضافه می کند: خداوند برتر و بالاتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند (تعالی الله عما یشرکون).

در آخرین آیه مورد بحث پنجمین سؤال را که در مورد مبدء و معاد است به این صورت مطرح می کند: آیا معبودان شما بهترند یا کسی که آفرینش را آغاز کرد و سپس آن را اعاده می کند؟! (امن یبدء الخلق ثم یعیده).

و کسی که در میان این آغاز و انجام، شما را از آسمان و زمین روزی می دهد (و من یرزقکم من السماء و الارض).

آیا با این حال باز هم معتقدید که معبودی با خدا است؟ (ءاله مع الله).

@@تفسیر نمونه جلد 15 صفحه 520@@@

به آنها بگو اگر چنین اعتقادی دارید دلیلتان را بیاورید اگر راست می گوئید (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین).

در واقع آیات گذشته همه سخن از مبدء و نشانه های عظمت خدا در عالم هستی و مواهب و نعمتهای او می گفت، ولی در آخرین آیه، بحث را از یک گذرگاه ظریف به مساله معاد منتقل می کند، چرا که آغاز آفرینش خود دلیلی بر انجام آن است و قدرت بر خلقت دلیل روشنی بر معاد محسوب می شود.

و از اینجا پاسخ سؤالی که بسیاری از مفسران مطرح کرده اند معلوم می شود و آن اینکه مشرکان که مخاطب این آیات هستند غالبا عقیده به معاد (معاد جسمانی) نداشتند با این حال چگونه ممکن است از آنها سؤال کنیم و اقرار بخواهیم؟

پاسخ اینکه این سؤال، توأ م با دلیلی است که طرف را وادار به اقرار می کند زیرا همین که معترف باشند که آغاز آفرینش از او است، و اینهمه روزیها و مواهب از ناحیه او می باشد، کافی است که قبول کنند امکان بازگشت مجدد به زندگی در قیامت موجود است.

ضمنا منظور از رزق آسمان، باران و نور آفتاب و مانند آن است، و منظور از رزق زمین گیاهان و مواد غذائی مختلفی است که مستقیما از زمین می روید یا به طور غیر مستقیم از زمین نشات می گیرد همچون دامها همچنین معادن و مواد گوناگونی که انسان در زندگی خود از آن بهره می گیرد.

نکته ها: