تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

جایگاه و حالات معنوی اهل ذکر

و فتحت لهم أبواب السماء و أعدت لهم مقاعد الکرامات فی مقعد اطلع الله علیهم فیه...؛
درهای آسمان و عالم ملکوت به روی آنان گشوده شده است و آنان از تنگنای خاکدان زمین به سوی نور و ملکوت و فراخنای عالم قدس الهی پرواز می‏کنند و به مقام جایگاهی ارزشمند که خدا برای آنان مهیا کرده گام می‏سپارند، مقامی که خداوند در آن، با نظر رحمت و لطف به آنان می‏نگرد.
این مقام همان مقام پرهیزگاران در بهشت است:
ان المتقین فی جنات و نهر. فی مقعد صدق ملیک مقتدر؛ (133) در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغ‏ها و نهرها، در قرارگاه راستین، نزد پادشاهی توانایند .
آری، آنان به جهت تلاش و کوشش و سعی بلیغ خود در خودسازی و مداومت در ذکر خدا و رسیدگی به اعمال خویش و ملامت کردن نفس سرکش خود مهار کردن آن و طلب مغفرت از محضر خدای بخشنده، به جایگاهی رفیع در عالم آخرت می‏رسند.جایگاهی که در دنیا نیز بهره‏هایی وافر از آن نصیبشان می‏گردد و از تماشا و مشاهده آن لذتی وصف ناپذیر می‏برند و اشتیاقشان در انس با حضرت حق افزون و افزون‏تر می‏گردد. تلاش گران سنگ آنان خشنودی و رضایت خدا را در پی دارد و منزلت آنان مورد ستایش پروردگار عالم قرار می‏گیرد، آنان رایحه لطف و رحمت الهی را استشمام می‏کنند و روحشان با خنکای نسیم رحمت الهی آرامش و تسکین می‏یابد و دست به دعا بر می‏دارند و از خداوند آمرزش و نزول بیشتر باران رحمتش را می‏خواهند:
راستی مؤمنان پاک باخته در آن هنگام که رضایت الهی را درک می‏کنند چه احساسی دارند؟ ما که درکمان از محسوسات و مشهودات حسی فراتر نمی‏رود، چگونه می‏توانیم لذت چشیدن رضایت الهی را به تصویر کشیم؟ پس چاره‏ای جز این نداریم که برای بیان شعاع بسیار ضعیفی از آن احساس، به تمثیل و تشبیه روی آوریم.
همگان کمابیش جایگاه و عظمت امام راحل رحمةالله را تا حدودی می‏شناسیم. به خصوص کسانی که ایشان را از نزدیک درک کرده‏اند و سالیانی افتخار شاگردی ایشان را داشته‏اند با شخصیت ایشان بهتر آشنا هستند. حال با توجه به عظمت و جایگاه امام، تصور کنید اگر کسی در محل کار خود مشغول کار و انجام وظیفه بود و ناگاه امام را در برابر خود می‏دید که لبخند رضایت بر لب دارد، چه لذت و سروری برای او پدید می‏آمد؟ بی شک از شدت شادمانی از خود بی خود می‏شد و سر از پا نمی‏شناخت و قادر نبود عمق احساس و لذتی را که به کامش نشسته بر زبان آورد. و اگر لحظه‏ای وجود مقدس امام زمان عجل الله فرجه الشریف را با لبخند رضایت آمیزی در کنار خود ببیند چه احساسی خواهد داشت؟! این در حالی است که امام فقط بنده‏ای از بندگان خالص خدا است؛ حال اگر کسی به مقام درک رضایت الهی نایل گردد چه احساسی خواهد داشت؟! بی تردید درک رضایت الهی چنان لذت و سروری در بنده پدید می‏آورد که اگر پس از سال‏ها که گرفتار بدترین عذاب‏ها و شکنجه‏ها بوده، این احساس و درک برای او رخ دهد، همه آن عذاب‏ها و ناراحتی‏ها را فراموش می‏کند و وجودش سراسر شادمانی و سرور می‏گردد و ذره‏ای غم و اندوه در او باقی نمی‏ماند.
رهائن فاقة الی فضله و اساری ذلد لغظمته، جرح طول الاسی قلوبهم، و طول البکاء عیونهم...؛
آنان در گروه نیاز به فضل خدا هستند و اسیرانی‏اند که در برابر عظمت پروردگار احساس خواری دارند. هنگامی که بر کرده‏های خود می‏نگرند. تأسف می‏خورند که چرا کوتاهی کردند و مرتکب مکروهات گردیدند و کمتر به انجام مستحبات پرداختند. این اندوه‏های طولانی دل‏هایشان را مجروح می‏سازد و ریزش پیوسته اشک، چشمایشان را مجروح می‏گرداند.
از بنده‏ای که یاد و توجه به خدا پرده‏های ظلمت و تاریکی را از برابر دیدگان دلش فرو نشانده و حقایق اصیل هستی را به او نمایانده است جز این هم انتظار نمی‏رود. او هنگامی که کوتاهی‏های خود را می‏بیند و به حقارت و خردی خویش در برابر عظمت بی پایان الهی واقف می‏گردد، باید هم از خود بی خود شود و به ملامت و سرزنش نفس خود بپردازد و پیوسته هم نشین غم و اندوه و گریه گردد. اگر ما بر کردار خود تأسف نمی‏خوریم و در جفای به خویش و حرمان از رحمت و لطف الهی و عنایات او، اندوه و غم به دل راه نمی‏دهیم و سعی نمی‏کنیم که با این باران گریه، دل و وجود خود را از ناخالصی‏ها و پلشتی‏ها پاک سازیم، باید در پی معالجه نفس بیمار خود باشیم، سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اولیای خدا این بوده که پیوسته در فراق یار می‏گریستند و اندوه غمی طولانی در دل داشتند و در پیشگاه خداوند پیشانی خضوع بر زمین می‏ساییدند:
ان الذین أوتوا العلم من قبله اذا یتلی علیهم یخرون للأذقان سجداً. و یقولون سبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا، و یخرون للأذقان یبکون و یزیدهم خشوعاً؛ (134)
کسانی که پیش از (نزول) آن (قرآن) به آنها دانش داده شده، چون (این آیات) بر آنان خوانده می‏شود، سجده کنان به خاک می‏افتند و می‏گویند:
منزه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما قطعاً انجام نشدنی است و آنها بر روی زمین می‏افتند و می‏گریند و (تلاوت این آیات همواره) بر خشوعشان می‏فزاید.
لکل باب رغبة الی الله منهم ید قارعة، یسألون من لاتضیق لدیه المنادح و لا یخیب علیه الراغبون...؛
دست آنان همواره به سوی درهای رحمت خدا دراز است و از کسی درخواست مدد و یاری دارند که هیچ گاه درهای لطفش به روی بندگان بسته نیست. به کسی که از او درخواست کند، فزون‏تر از آنچه می‏خواهد می‏دهد و بخشش او را کاسی نیست و هرگز درخواست کنندگان از او نا امید نمی‏گیرند.
پس اکنون اگر خیر و صلاح خود را می‏خواهی، شایسته است حساب خویشتن را برسی و بنگری به لغزش‏ها و کوتاهی‏هایی که از تو سرزده و در صدد جبران آنها برآیی و با استغفار و توبه از ساحت رحمت الهی درخواست بخشش کنی. حساب رسی اعمال دیگران را فروگذار که هم نفع و فایده‏ای برای تو ندارد و هم این که آنان کسی را دارند که به رفتار و اعمالشان رسیدگی کند.
پایان


...................) Anotates (.................
1) رعد (12)، 28
2) مناجات شعبانیه.
3) راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده ذکر.
4) بحار الانوار، ج 69 باب 30 حدیث 6، ص 37
5) و از آن کسی فرمان مبر که دل او را از یادمان غافل کرده‏ایم، کهف 18، 28
6) کهف 18، 24
7) المیزان، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، ج 1، ص 475 و 476
8) آل عمران 3، 58
9) نحل 16، 44
10) حجر 15، 9
11) قمر 54، 25
12) انبیاء 21، 7
13) همان، 105
14) طلاق 65، 10 - 11
15) جمعه 62، 9
16) انبیاء 21، 10
17) بقره 2، 63
18) مزمل 73، 8
19) بحار الانوار، ج 93 باب 5، روایت 21
20) همان، ج 77، باب 3، روایت 2،
21) اسراء 17، 110
22) المیزان، ج 8، ص 382-383
23) بحار الانوار، ج 71، باب 65، روایت 9
24) طه 20، 14
25) اعراف 7، 205
26) جمعه 62، 10
27) بحارالانوار، ج 13، باب 11، روایت، 21
28) بحار الانوار، ج 93، باب 1، روایت، 42
29) بقره 2. 200
30) حج 22، 23
31) بقره 2، 25
32) مطففین 83، 22، 24
33) صافات 37، 42، 46
34) بقره (2)، 165.
35) آل عمران 3، 191
36) بحار الانوار ج، 93، باب 16، روایت 37
37) بحار الانوار ج 75، باب، 95، روایت 20
38) اصول کافی، ج 2، ص 508
39) عیون اخبار الرضا علیه‏السلام، ج 1، ص 54
40) بقره 2، 152
41) همان، 40
42) اصول کافی، ج 2، ص 498، روایت 1
43) بحار الانوار، ج 93، باب 1، روایت 42
44) همان ج 16، باب، 9، روایت 41
45) اصول کافی، ج 2، ص 498، روایت 11
46) سفینة البحار، ج 2، ص 323
47) همان، ج 1، ص 674
48) اغراف 7، 179
49) المیزان، ج 11، ص 355، 356
50) همان.201،
51) آل عمران 3، 135
52) غررالحکم و دررالکلم، حرف الف بر وزن افعل شماره 257
53) هما: حرف فاء، لفظ فی شماره 1
54) همان‏حرف ذال، شماره 8.
55) همان، حرف ع به لفظ علیک شماره 23
56) همان، حرف ثاء به لفظ ثمره، شماره 43
57) کنزالعمال، حدیث 1751
58) غررالحکم و دررالکلم، حرف الف، شماره 594
59) همان.
60) همان، حرف ذال، شماره 4،
61) همان، حرف ذال، شماره 13
62) همان.
63) بحارالانوار، ج 93، ص 160
64) ر.ک.بحارالانوار، ج 93، باب، 1، روایت 42
65) حشره 59، 19
66) طه 20، 124
67) همان 126
68) زخرف، 43، 36
69) بحار الانوار، ج 72، باب 100، روایت 2،
70) و صبح و شام در آن خانه‏ها تسبیح می‏گویند. مردانی که تجارت و معامله‏ای آنها را از یاد خدا غافل نمی‏کند. نور 36-37
71) حج 22، 46
72) نور 24، 40
73) طه. 20، 14
74) عنکوب 29، 45
75) رعد (13)، 28
76) هود.(11)، 10-108
77) طه (20)، 124
78) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خ 224
79) ر.ک.تفسیر نمونه، ج 10، ص 110-114
80) احزاب (33). 3
81) رعد (13)، 16
82) انفال (8)، 2
83) زمر (39)، 23
84) محمد (47)، 17
85) فصلت (41)، 17
86) نحل (16)، 68
87) بحار الانوار، ج 14، باب 31، روایت 37
88) قصص (28)، 7
89) اصول کافی، ج 1، ص 264
90) بصائر الدرجات، ص 318-319
91) حج (22)، 46
92) و به راستی که قرآن برای تو و برای قوم تو مایه تذکری است و به زودی در مورد آن پرسیده خواهد شد. (زخرف، 44).
93) اصول کافی، ج 1، ص 211.
94) نحل (16)، 43.
95) اصول کافی، ج 1، ص 210.
96) طه (20)، 14
97) نور ( 24)، 36
98) احزاب (33)، 41-42
99) اصول کافی، ج 2، روایت 3، ص 502
100) بحار الانوار، ج 93، باب 1، روایت 42
101) و أنزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم...؛ و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم، تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازال شده توضیح دهی. (نحل، 454)
102) طور (52)-49،48
103) انسان (76)، 25-26
104) ذاریات (51)، 17
105) مزمل (73)، 2
106) بحاالانوار، ج 93، باب 1، روایت 42
107) بحار الانوار، ج 93، باب 1، روایت 42
108) حجره (15)، 29
109) مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشرة، مناجات الذاکرین.
110) کهف (18)، 28
111) زمر (39)، 45
112) منافقون (63)، 9
113) اعراف (7)، 3
114) روم (30)، 7
115) فرقان (25)، 27-29
116) مجادله (58)، 19
117) بحار الانوار، ج 45، باب 37
118) حجر (15)، 3
119) کهف (18)، 28
120) حسینی، علی اصغر ذکر از دیدگاه قرآن، ص 82-93

121) آل عمران (3)، 92
122) اصول کافی، ج 2 ص 83
123) همان، ص 82
124) انسان، (76)، 25-26
125) بحارالانوار، ج 40، باب 93، روایت 54
126) اصول کافی، ج 2، ص 453
127) بحارالانوار، ج 70، باب 45، روایت 16
128) اصول کافی، ج 2، روایت 13، ص 271
129) کهف (18)، 103، 104،
130) المیزان، ج 3، ص 430
131) بحار الانوار، ج 77، باب 4، روایت 3،
132) توبه (9)، 40
133) قمر (54)، 54-55
134) اسراء (17) 107-109