تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

سازگاری خدا پرستی و آخرت گرایی با فعالیت‏های فردی و اجتماعی

اگر گفته می‏شود که دنیا پرستی با خدا پرستی در تضاد است و دل بستگی به دنیا باعث غفلت از یاد خدا می‏گردد. بدان معنا نیست که انسان دست از کار و تلاش و فعالیت بکشد و به وظایف شخصی و اجتماعی خود نپردازد و لذایذ و نعمت‏های دنیا را بر خود حرام کند. آنچه مورد نکوهش و موجب غفلت است محبت و دل بستگی به دنیا است. انجام وظایف و تأمین نیازهای مادی و دنیوی و کار و تلاش، با دل بستگی، عشق و شیفتگی به دنیا متفاوت است. تأمین نیازمندی‏ها و روزی حلال و اداره زندگی و کار و تلاش از وظایفی است که خداوند برای انسان واجب کرده است. از این رو به عنوان اطاعت و امتثال امر خداوند، در آن زمینه‏ها نیز باید تلاش کنیم.
به علاوه، کار و تلاش موجب حفظ عزت و کرامت جامعه اسلامی در برابر کفار، و استقلال و عدم وابستگی به بیگانگان می‏گردد. مگر امیر مؤمنان علیه‏السلام کار نمی‏کرد؟ آن حضرت به دست خود قنات‏ها، چاه‏های آب و نخلستان‏های فراوانی احیا کردند و آنها را وقف فقرا نمودند.
از این رو کسب و کار و انجام فعالیت‏های فردی و اجتماعی، خود به خود نه تنها، مانع ذکر و یاد خداوند و غفلت از او نمی‏گردد، بلکه اگر از سر عشق و محبت دل بستگی به دنیا نباشد.و از نتایج فعالیت انسان فقرا و نیازمندان و جامعه اسلامی بهرمند گردند، خود می‏تواند نتیجه و ثمره عشق به خدا و تبعیت از فرمان او باشد؛ چنان که علی علیه‏السلام چنین بود. شرافت انسان به این است که در گیر و دار خواست‏ها و خواهش‏های متضاد و در عین اشتغال به کار و فعالیت و زندگی روزمره، توجهش به خدا باشد. اسلام نیز در صدد پرورش چنین انسان‏هایی است که در ضمن فعالیت‏های روزمره و در همه شؤون زندگی توجهشان به خدا باشد و هر چیزی را برای خدا بخواهند، نه این که از اجتماع کناره گیرند و تشکیل خانواده ندهند و به کار و زندگی نپردازند و فقط در گوشه‏ای تسبیح به دست بگیرند و ذکر بگویند. هنر آن است که انسان در عین تلاش و فعالیت، به یاد خداوند باشد و هر کاری را در جای خود قرار دهد.اتفاقاً این برداشت با آیه 36 و 37 سوره نور که حضرت در طلیعه خطبه خویش تلاوت فرموده‏اند هم آهنگ است. در این آیات خداوند نمی‏فرماید که شب بیداران و سحر خیزان و زاهدان، به کسب و کار نمی‏پردازند، بلکه می‏فرماید کسب و کار و فعالیت‏های روزمره زندگی آنها را از یاد خدا غافل نمی‏سازد؛ پس کسب و کار و انجام فعالیت‏های اجتماعی برای اولیای خدا مفروض گرفته شده است.
سر این که کسب و تجارت مؤمنان را از یاد خدا باز نمی‏دارد این است که آنان در گیر و دار کسب و کار به خدا توجه دارند و می‏دانند که خداوند رزاق و تأمین کننده روزی آنها است. از این رو حلال و حرام را رعایت نموده و سعی می‏کنند در حق دیگران ظلم و اجحاف و خیانت نکنند و حقوق آنان را ادا کنند. در این صورت، خداوند ارتباط دل آنها را با خود مستحکم‏تر می‏کند و اگر دلشان به جای دیگری متوجه شد، آن را به خود متوجه می‏گرداند و نمی‏گذارد که ظواهر دنیا باعث دل بستگی و محبت آنها به دنیا گردد. البته رسیدن به این مرحله بسیار دشوار است. ما اگر بخواهیم به این مرحله برسیم که پیوسته با خدا مأنوس و به یاد او باشیم و حتی در هنگام پرداختن به کسب و کار و انجام فعالیت‏های اجتماعی نیز از خداوند غافل نگردیم، باید سعی کنیم از محبت و علاقه خود به دنیا و ثروت آن بکاهیم. در این، یکی از راه‏های کاستن از محبت به دنیا و ثروت آن، انفاق چیزهایی است که دوست می‏داریم، چنان که خداوند فرمود:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون...؛ (121)
هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.
کسی که خواهان انس با خدا و ایجاد دوستی و محبت با خداوند است، باید آنچه را با زحمت و تلاش به دست آورده و اشیای گران قیمتی را که به آنها علاقه دارد و دل بستگی می‏آورد، به دیگران ببخشد. برای رسیدن به مقام ذکر واقعی، انسان باید سعی کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسی را شایسته‏تر از خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود. هم چنین باید از توان خود برای خدمت به مردم استفاده کند و اگر فرصتی پیش آمد، حاضر شود از آبروی خود که ارزشمندترین سرمایه او است، در راه خدا بگذرد، خلاصه این که، دوام ذکر مستلزم است که دل به هیچ یک از این امور نبازد زیرا دلباختگی به آنها هم چون زنجیری پای او را می‏بندد و جلوی پرواز او به سوی خدا و مقام قرب را می‏گیرد.