تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

حقیقت مقام انس با خدا و محبت او

در دل اهل ذکر واقعی جایی دارد محبت و علاقه به دنیا وجود ندارد؛ چرا ممکن نیست انس با خدا و یاد او با علاقه به دنیا جمع گردد. آنان پس از ارتباط با خداوند و درک و دریافت محبت توصیف ناپذیر خداوند، علاقه‏ای به غیر خدا ندارند، ترجیح محبت غیر خدا بر محبت خدا را فاقد توجیه منطقی و عقلانی می‏دانند. جلوه بسیار کوچک و محدودی از ارتباط و محبت بین خدا و اهل ذکر را می‏توانیم بی مادر و فرزند مشاهده کنیم.در میان روابط طبیعی و محبت‏های موجود بین انسان‏ها، محبت بین مادر و فرزند عمیق‏تر و خالص‏تر است. این محبت به قدری شدید است که مادر از جان و سلامتی خود برای زنده ماندن و رشد کودکش مایه می‏گذارد و جوانی و راحتی و شادابی خود را به پای او قربانی می‏کند. متقابلاً کودک نیز حاضر نیست لحظه‏ای از مادر جدا شود و اگر مشغول بازی شود و خود را به کاری سرگرم سازد، پس از مدتی که احساس دل تنگی کند به آغوش مادر پناه می‏برد. تنها در آغوش مادر است که احساس آرامش می‏کند. البته ارتباط مادر و کودک و محبت آن دو به یکدیگر، با ارتباط بنده با خدا و محبت خداوند به بنده قابل مقایسه نیست و محبت مادر به کودک بی نهایت نازل‏تر از محبت خداوند به بنده است.
اساساً خالق و علت حقیقی ایجاد کودک، خدای متعال است و مادر و پدر تنها نقش واسطه و ابراز را ایفا می‏کنند. با این وصف، چگونه می‏توان این رابطه را با رابطه بین بنده با خداوند مقایسه کرد؟ رابطه‏ای که اساس وجود و حیات انسان به آن بستگی دارد و از چنان عظمت و شکوهی برخوردار است که خداوند روح انسان را به وجود منسوب کرده، می‏فرماید:
فاذا سویته و نفحت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛ (108) پس وقتی او را هموار کردم و از روح خود در او دمیدم، شما فرشتگان پیش او به سجده در افتید.
همه حاضر تشکیل دهنده وجود انسان از خداوند است و مبدأ و آفریننده همه آنها خدا است؛ اما از بین آنها خداوند روح را به خود نسبت داده است. این انتساب حاکی از عظمت و شرافت روح انسانی و ارتباط وثیق وجودی آن با خداوند است. با وجود این ارتباط ناگسستنی تکوینی، فطرت انسان اقتضا می‏کند که با خداوند انس بگیرد و به او توجه داشته باشد و با یاد او احساس آرامش کند. اما علی رغم خواست فطرت، روح انسان بر اثر ارتباط با دنیا و لذت‏های آن، آفت می‏بیند و از مسیر فطری و مصالح واقعی او نیست بر ارتباط با خداوند ترجیح می‏دهد. چنان که انسان به مقتضای طبیعتش از هوای سالم و لطیف لذت می‏برد و از هوای کثیف و دود منجر است، اما وقتی به دود ناراحت کننده سیگار عادت کرد، آن دود برای او هوای سالم و لطیف لذت بخش‏تر می‏گردد!
اقتصادی فطرت انسان خالصانه و ناگسستنی با خداوند است.
همان گونه که گذشت، بر اساس رابطه وجودی که بین خداوند و انسان وجود دارد، اقتصادی این انس و محبت بسیار بیش از انس با مادر و محبت به او می‏باشد، اگر محبت بسیار بیش از انس با مادر و محبت به او می‏باشد. اگر محبت همه مادرها را، از ابتدای خلقت تا انتهای آن، جمع کنیم، در برابر محبت خداوند به بنده خود از قطره‏ای نسبت به دریا نیز کمتر است. خداوند، خود مظهر محبت و آفریننده همه محبت‏ها و خوبی‏ها است و انس و محبت مادر به فرزند نمود و جلوه‏ای از محبت خدا است. اگر کسی به مقام درک انس با خدا رسید و لذت یاد خداوند در کامش نشست، دیگر هیچ یک از لذت‏های دنیا برای او لذت بخش نخواهد بود و لذت مناجات خدا و انس با او را با هیچ لذت دیگری معاوضه نمی‏کند.
بدین جهت است که امام سجاد علیه‏السلام در مناجات الذاکرین می‏فرماید:
و أستغفرک من کل بغیر ذکرک و من کل راحة بغیر أنسک و من کل سرور بغیر قربک و من کل شغل بغیر طاعتک؛ (109) خدایا، من از هر لذتی به غیر یاد تو حاصل آید و از هر سرور و شادی که به جز از راه قرب تو باشد و از هر کاری به جز طاعت و بندگی تو، طلب مغفرت می‏کنم.
محبت و انس کودک به مادر باعث می‏گردد که وقتی گرسنگی و خستگی او را رنج می‏دهد و یا مورد اذیت کسی قرار می‏گیرد، گریان به آغوش مادر پناه بر و آرامش یابد و ناراحتی و رنج از دلش زدوده شود.
کسی هم که با خداوند انس دارد و به لذت حقیقی و والای درک جوار و قرب الهی نایل گشته است، هنگامی که مصیبت و گرفتاری و خطری برای او پیش می‏آید به خداوند پناه می‏برد و در پناه خداوند احساس آرامش و لذت می‏کند و با تکیه بر قدرت لایزال الهی از هیچ قدرتی نمی‏هراسد و در مقابل سیل خطرها و گرفتاری‏ها خم به ابرو نمی‏آورد.
عالی‏ترین مراتب انس و ارتباط با خدا در حضرت معصومین علیه‏السلام وجود دارد و مراتب نازل‏تر آن در علمای ربانی یافت می‏شود. مطالعه احوال آن بزرگان می‏تواند ما را به مقام انس با خدا و یاد او، و لذت بردن از مناجات با خداوند رهنمون گردد. درباره مرحوم شیخ انصاری نقل شده که در نیم روز گرم تابستان نجف، در نهایت خستگی و تشنگی به خانه می‏آید و در خواست آن خنک می‏کند. در آن زمان وسط حیاط چاهی حفر می‏کردند که منتهی به سرداب عمیق می‏شد و با طناب ظرف آبی را درون آن می‏آویختند تا خنک گردد. مرحوم شیخ در گیر و دار آماده شدن آب خنگ فرصت را غنیمت می‏شمرد و به نماز می‏ایستد. اتفاقاً حالی پیدا می‏کند و از این رو بعد از حمد و سوره‏ای طولانی می‏خواند و به قدری نماز را طول می‏دهد که آب خنکی که کنار ایشان نهاده بودند گرم می‏شود. در نماز، چنان طعم لذت یاد خدا در دل ایشان نشسته و کامشان به خنکای یاد خدا خنک گردیده بود که تشنگی و گرما را فراموش می‏کنند و با بی رغبتی تنها دهان خود را با آن آب مرطوب می‏سازند و آب را به کناری می‏نهند.