تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

جلوه‏های عملی و رفتاری یاد خدا

در عمل نیز ثابت شده کسانی که به خداوند تکیه می‏کنند و یاد او را در دل زنده می‏دارند، همواره از آرامش و اطمینان وصف ناپذیری بر خوردارند.
اینان در بحرانی‏ترین مراحل زندگی و در مواجهه با سهمگین‏ترین حوادث و رخدادها، خم به ابرو نمی‏آورند. نمونه بارز آنها در زمان ما، که خداوند متعال نعمت بزرگ وجودش را به ما ارزانی داشت و به حق الگویی جاودانه برای ما بوده و خواهد بود، اما را حل، رضوان الله علیه، است. آن بزرگوار در بحرانی‏ترین و سهمگین‏ترین حوادثی که برای شخص ایشان و یا جامعه پیش می‏آمد، خم به آبرو نمی‏آورد و آرامش خود را از دست نمی‏داد روزها و ماه‏های بسیاری بر امام علیه رحمةالله گذشت که خطر از هر سو او را محاصره کرده بود و در روی زمین پشتیبانی نداشت و دور از شهر و دیار خود، از این کشور به آن کشور می‏رفت و کسی به ایشان پناه نمی‏داد. آن بزرگوار از همه امکانات ظاهری منقطع بود و هیچ وسیله‏ای در اختیار نداشت که در برابر خطرهای احتمالی از خود دفاع کند. از جمله پر مخاطره‏ترین ساعت‏ها و دقایق عمر حضرت امام رحمةالله زمانی بود که پس از چهارده سال تبعید با هواپیما به کشور باز می‏گشت، در آن شب بحرانی خطرها ایشان را احاطه کرده بود؛ چرا که فضا، هواپیما و باند فرودگاه، همه در اختیار دشمن بود و هر لحظه برای ایشان احتمال خطر جدی وجود داشت. ممکن بود هواپیمای ایشان را هدف موشک قرار دهند و یا در فرودگاه ایشان را به قتل برسانند. با همه این احوال و با این که هیچ تأمینی نداشتند، در هواپیما در کمال آرامش استراحت کردند و خوابیدند و وقتی از ایشان سؤال شد که این که به وطن خود بر می‏گردید چه احساسی دارید، فرمودند: احساسی خاصی ندارم!
اگر برای ما خطری کوچک پیش آید آرامش و طاقت خود را از دست می‏دهیم و از فرط ناراحتی از شب تا صبح خوابمان نمی‏برد. اما آن رادمرد با این که همه دنیا علیه او بودند، خم به ابرو می‏آورد و همه آن تهدیدات را پوچ و بی اثر می‏دید. وقتی که شبانه به خانه ایشان در قم ریختند و دستگیرشان کردند و به تهران بردند، افسران و مأموران امنیتی که در ماشین همراه ایشان بودند از ترس می‏لرزیدند. گویا ایشان فرموده بود:
شما که مرا دستگیر کرده‏اید، چرا می‏ترسید؟ هم چنین ایشان در یکی از مناسبت‏ها فرموده بودند: و الله تا به حال از چیزی نترسیده‏ام! خداوند متعال این نمونه‏ها را به ما ارائه کرد تا دریابیم که ذکر خدا و توجه به او چه اکسیر و کیمیایی است که همه عظمت‏ها در برابر آن آب می‏شوند و همه قدرت‏ها در مقابل آن ذوب می‏گردند. خدا دارای عظمت و بی نهایت است و هیچ قدرتی نمی‏تواند در برابر عظمت و قدرت لایزال الهی قد برافرازد.
کسی که چنین منبع عظیمی ارتباط بر قرار کند و دل به او سپرده، در برابر خطرها احساس ضعف نمی‏کند و شکست ناپذیر می‏گردد.
انسان موجودی بسیار ضعیف است و از خود استقلالی ندارد. تمامی حرکات و سکنات انسان وابسته به قدرت الهی و حیات و بقایش در گرو اراده و مشیت او است. از این رو انسان باید در برابر خداوند احساس خردی و کوچکی و ذلت و حقارت کند؛ چنان که قرآن در وصف مؤمنان می‏فرماید:
انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون؛ (82) مؤمنان همان کسانی اند که چون خدا یاد شود دل‏هایشان بلرزد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکل می‏کنند.
مؤمنان از یک سو، با اتکای بر خداوند در برابر همه قدرت‏ها و نیروهای عالم چون کوهی استوار می‏ایستند و خم به ابرو نمی‏آورند؛ اما هم ایشان به وقت یاد و ذکر خدا و قرار گرفتن در برابر عظمت لایزال الهی درهم می‏شکنند و رعشه و لرزه اندامشان را فرا می‏گیرد. نمونه کامل چنین مؤمنانی، کسانی چون امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام هستند. آن حضرت که در شهامت و شجاعت بی نظیر بود، وقتی در محراب عبادت می‏ایستاد زا عظمت الهی به خود می‏لرزید سایر امامان علیه‏السلام نیز که از قدرت‏های غیر الهی نمی‏هراسیدند، هنگامی که در برابر خداوند قرار می‏گرفتند و حتی پیش از نماز و به هنگام گرفتن وضو رنگ رخسارشان دگرگون می‏گشت و از خود بی خود می‏شدند.
برخی نسبت به بروز این دو حالت متفاوت و به ظاهر متضاد این سؤال را مطرح کرده‏اند که چگونه خداوند از یک سو می‏فرماید: یاد خدا موجب اطمینان و آرامش دل می‏گردد و از سوی دیگر می‏فرماید یا خدا موجب‏تر در برابر خداوند می‏گردد؟ پاسخ این سؤال چنان که بدان اشاره رفت این است که موضوعی و مورد دو فرموده خدای متعال متفاوت است. در مورد اول، فرد خود را در برابر قدرت‏های غیر الهی می‏یابد و با یاد خدا و تکیه بر قدرت لایزال هستی بخش از آنها نمی‏هراسد؛ چون می‏داند که خداوند دارای قدرت برتر، در برابر قدرت‏های شیطانی قرار دارد و با اتصال به این قدرت لایزال، در برابر هیچ قدرتی شکست نمی‏خورد. اما وقتی خود را برابر خداوند می‏بیند در پیشگاه عظمت بی نهایت الهی به خود می‏لرزد.
البته وجود چنین حالت‏های متضادی به صورت متناوب در عموم مؤمنان، قابل انکار نیست، اما هم زمانی تحقیق چنین حالاتی و جمع بین آنها تنها مورد اولیای خاص خدا و سالکانی صادق است که به مقام جمع الجمعی و درک و شهود گوهر و لب کمالات و فضایل دست یافته‏اند.
برای چنین کسانی درک این حالات متضاد به صورت جمعی میسر می‏گردد گرچه ما به چنین مقامی نرسیده‏ایم و حقیقت آن را درک نکرده‏ایم، اما وجود چنین مقامی را باور داریم و آن را توجیه‏پذیر می‏دانیم:
مرحوم علامه طباطبایی رحمةالله در توجیه ترتب دو حالت مذکور بر یاد و ذکر خداوند می‏فرماید: هنگامی که انسان مشغول کاری است و توجهش کاملا معطوف به امور دنیوی است. اگر، ناگهان آیه قرآنی تلاوت شود یا صدای اذان به گوشش برسد، در اثر انتقال ناگهانی از حالتی به حالت دیگر، حالت اضطراب و ترس گونه‏ای به او دست می‏دهد اما وقتی توجه او به خداوند تداوم یافت و با یاد خدا انس گرفت ثبات و آرامش بر ذهن و قلب او حاکم می‏گردد. و قرآن کریم در سوره زمر به همین مسأله اشاره کرده است.
الله نزل أحسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله...؛ (83) خدا زیباترین سخن را به صورت کتابی متشابه، متضمن وعده و وعید، نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان می‏هراسند، پوست بدنشان از آن می‏فراشد (موی بر اندامشان راست می‏شود)، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می‏گردد.
بنا بر تحلیلی که ذکر کردیم، هنگامی که مؤمنان آیات قرآن را می‏شنوند، تغییر حالی می‏یابند، و به جهت مواجهه با قدرت و عظمت الهی حالت بیم و ترس به آنها دست می‏دهد. اما به تدریج که توجهشان متمرکز در ساحت قدس اهلی شد و با یاد خداوند مأنوس گردیدند. آن بیم و ترس به آرامش و سکون مبدل می‏گردد.