تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

اهمیت ذکر خدا

از دیدگاه معارف اسلامی، تأثیر ذکر در کمال انسان امری انکارناپذیر است.
از رو در ضرورت و اهمیت آن تردید نباید کرد. امام صادق علیه‏السلام در روایتی می‏فرمایند:
ما من شی‏ء الا و له حد ینتهی الیه الا الذکر فلیس له حد ینهتی الیه؛ (42)
چیزی نیست مگر آن که برای آن نهایتی است که به آن می‏انجامد، مگر ذکر که نهایت و حدی ندارد که به آن بینجامد.
هم چنین در روایتی از رسول خدا علیه‏السلام وارد شده که حضرت فرمودند:
ارتعوا فی ریاض الجنة، قالوا: یا رسول الله و ما ریاض الجنة؟ قال: مجالس الذکر، اغدوا و روحوا و اذکروا. من کان یحب أن یعلم منزلته عند الله فلینظر کیف منزلة الله عنده، فان الله تعالی ینزل العبد حیث أنزل العبد الله من نفسه، و اعلموا أن خیر أعمالکم عند ملیککم و أزکاها و أرفعها فی ردجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله تعالی فانه تعالی اخبر عن نفسه فقال: أنا جلیس من ذکرنی.(43)
بخرامید در باغ‏های بهشت. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، باغ‏های بهشت چیستند؟ حضرت فرمودند: باغ‏های بهشت مجالس ذکرند: در بامداد و شامگاه به یاد خدا باشید. و کسی که مایل است منزلت خود را در نزد خدا بداند، بنگرد منزلت خدا در نزد او چگونه است. همانا رتبه هرکس نزد خدا به اندازه رتبه خدا نزد وی است.همانا برترین اعمال شما نزد مالک شما و پاکیزه‏ترین آنها و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن طلوع می‏کرده است ذکر خداوند متعال است. زیرا که خداوند از خویش خبر داد و فرمود: من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.
بی شک طبیعت دنیا غفلت زا است و نفس ارتباط با امور مادی و اشتغال به مسایل دنیایی موجب گرایش به عالم فانی و روی گردانی از عالم باقی است. کسب و کار و صنعت گری، خوردن، خوابیدن سخن گفتن با دیگران و حتی مطالعه و تحصیل علم، همه عامل توجه به خویش و مادیات و غفلت از یاد خدا هستند. این امر ضرورت و اهمیت ذکر را دو چندان می‏کند. در تأیید این که نفس دنیا و امور کم و بیش انسان را از یاد خدا غافل می‏گرداند، می‏توان به این روایت امام صادق علیه‏السلام استناد که حضرت می‏فرمایند: پیامبر صلی الله علیه و آله بدون آن که - نعوذبالله - مرتکب گناهی شده باشد روزی هفتاد بار استغفار می‏کرد. (44) استغفار از آن رو است که وقتی دل انسان به عوامل مادی مشغول گشت زمینه محروم گشتن آن از حیات معنی فراهم می‏گردد. چون آنچه باعث حیات دل انسان و بقای آن می‏شود و به تعبیر دیگر، غذای روح دل انسان است، یاد و ذکر خداوند است. بر این اساس، خداوند متعال در مناجات با حضرت موسی علیه‏السلام فرمود:
ای موسی در هیچ حال مرا فراموش نکن، چون غفلت و فراموش کردن من قلب را می‏راند . (45)
از دیگر دلایل اهمیت ذکر خدا این است که ذکر و یاد محبوب، محبت آفرین است و انسان هر چه بیشتر دوستش را یاد کند محبت او در اعماق دلش راسخ‏تر و پایدارتر می‏شود.اگر ما خداوند را بیشتر یاد کنیم. اشتغال به ذکر او را در گسترده زندگیمان فرا گیر سازیم، محبت او در قلبمان ریشه دار می‏گردد.این دوستی و عشق، مانع از انجام کارهایی می‏شود که خشم محبوب را فراهم می‏آورد.
اکنون با توجه به این اوصاف، آیا خسارتی بالاتر از غفلت از خدا و آخرت وجود دارد؟ و آیا فرجامی اسف‏بارتر از آن تصور می‏شود؟ امیرالمؤمنین علیه‏السلام درباره سرانجام غفلت می‏فرمایند:
من غفل غرته الامانی و أخذته الحسرة اذا انکشف الغطاء و بدا له من الله ما لم یکن یحتسب؛ (46)
کسی که غافل گشت: آرزوها او را مغرور می‏کند و وقتی روز قیامت آشکار گشت و پرده کنار رفت ندامت و پشیمانی او را فرا می‏گیرد و از مجازات و کیفر الهی چیزی برای او آشکار می‏گردد که گمانش را نمی‏برد.
هم چنین حسن بصری روایت می‏کند که روزی آن حضرت علیه‏السلام به بازار بصره آمدند و مردم را غرق در معامله و خرید و فروش دیدند، از دیدن آن وضع به شدت گریستند و فرمودند:
این بندگان دنیا و عمله‏های دنیا پریشان، اگر روز را به خرید و فروش و قسم خوردن و قرار داد مشغولید و شب در بستر استراحت می‏کنید و با غفلت از آخرت به سر می‏برید پس چه زمانی برای آخرت به سر می‏برید پس چه زمانی برای آخرت زاد و توشه بر می‏دارید، و چه وقت در مورد معاد تفکر می‏کنید؟ (47)