تربیت
Tarbiat.Org

یاد او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

مراتب داشتن ذکر

تا این جا روشن شد که ذکر واقعی همان توجه درونی باشد، اما این توجه همیشه و در همه افراد یکسان نیست؛ گاهی بسیار ضعیف و گاهی بسیار قوی است به گونه‏ای که شخص مشغول ذکر کاملاً به آنچه می‏گوید توجه دارد و حضور خداوند را با تمام وجود درک می‏کند. بنابر این ذکر قلبی دارای مراتب بی‏شماری است و چنان نیست که توجهات قلبی همیشه و در همه افراد یکسان باشد و تفاوتی بین آنها ملاحظه نگردد.افراد ضعیف تنها به مراتب نازل ذکر نایل می‏شوند و مراتب عالی آن، که عبارت است که توجه تام و کام به ذات و صفات و اسمای الهی، به جز برای اولیای خاص و برگزیده خداوند میسر نمی‏گردد. در این میان، گاهی مرتبه نازل ذکر سبب و زمینه رسیدن به مرتبه عالی‏تری از آن می‏گردد و به واقع، ذکر هم وسیله می‏شود و هم غایت و هدف، به این حقیقت در برخی از دعاها و مناجات‏ها اشاره شده است؛ مثلاً در مناجات شعبانیه می‏خوانیم.
الهی و ألهمنی و لهاً بذکرک الی ذکرک؛ خدایا با موفق داشتنم به یاد خودت، به من اشتیاق و شیفتگی بیشتری نسبت به مراتب عالی‏تر یاد خودت عنایت فرما.
این که برخی از مراتب ذکر وسیله رسیدن به مراتب عالی‏تر آن قرار داده شده، دلالت دارد بر این که برای رسیدن به مراتب عالی ذکر ابتدا باید از مراتب ضعیف‏تر شروع کرد. ما ابتدا باید از ذکر لفظی شروع کنیم و به این بهانه که در هنگام گفتن ذکر لفظی توجهمان به خداوند ضعیف است، آن را رها نکنیم، گاهی هنگامی که دعا و ذکر ما بی رمق و بی روح است و از توجه کافی به مبدأ هستی برخوردار نیست، شیطان ما را وسوسه می‏کند که آن را رها کنیم؛ چرا که ذکر و دعایی که از توجه قلبی کافی به خداوند برخوردار نباشد، چون جسمی بی روح و مرده است و فایده‏ای ندارد! برخی از روشن فکران نیز که دچار انحراف و لغزش شده‏اند سخنانی شبیه این را تکرار می‏کنند؛ مثلاً در مورد نماز می‏گویند: نمازهایی که اغلب مردم می‏خوانند، صرفاً لقلقه زبان و عاری از توجه به خداوند و توجه به محتوای نماز است و ایده‏ای ندارد و خواندن و نخواندنش یکسان است! این پندار ناشی از وسوسه شیطان است.آنان غافلند که همین ذکر و نماز به ظاهر بی روح و خالی از توجه کافی، گرچه بدر برابر ذکر با توجه و نماز با حضور قلب کافی چیزی به شمار نمی‏آید، اما چون برای اظهار بندگی خدا انجام می‏پذیرد، این قابلیت و استعداد را دارد، که روح ما را صفا و نورانیت ببخشد و سبب رسیدن به مراحل عالی‏تر توجه به خداوند گردد. پس نباید آن را بی ثمر و بدون فایده قلمداد کنیم و تحت تأثیر وسوسه‏های شیطانی آن را ترک کنیم.
هم چنین اگر به هنگام خواندن قرآن حال و توجه کافی نداریم. باید مراقب باشیم شیطان ما را وسوسه نکند که خواندن قرآن بدون توجه به محتوا معنای آن چه فایده‏ای دارد. چنان که عده‏ای تحت تأثیر القائات شیطان، خواندن قرآن بدون توجه و درک معانی آن را خالی از فایده می‏دانند. درست است که این قرائت در مقابل قرائت اولیای خدا قطره‏ای در برابر دریا به حساب می‏آید، اما وقتی انسان با توجه ارتکازی به خداوند و جهت اظهار بندگی قرآن را با احترام بگشاید و آیات آن را بخواند و مرور کند، کاری پرفایده و پرثمر انجام داده است. البته گر چه ما باید به اذکار لفظی اهمیت بدهیم و آنها را ترک نکنیم، اما نباید هم به آنها اکتفا نماییم.
باید با همتی عالی، سعی کنیم از مسیر اذکار لفظی به توجهات قلبی برسیم و توجه فزون‏تری به اسما و صفات الهی پیدا کنیم.
در این جا ذکر این نکته نیز به بایسته است که ما غالباً، متناسب با حالمان، فقط به وسیله یک یا دو اسم از اسامی خداوند به ذات حق توجه پیدا کنیم. این در حالی است که، برای مثال، در دعای گران سنگ و پرمحتوای جوشن کبیر، با ذکر هزار اسم باری تعالی، از مسیر آنها به ذات حق توجه می‏یابیم. مسلماً این توجه گسترده‏تر از توجهی است که تنها از مسیر یک یا دو اسم از اسامی حضرت حق حاصل می‏آید. از این رو مناسب است برای ارتباط با خداوند، جای تأکید بر یک یا چند مناجات خاص، از سایر ادعیه و مناجات‏های منقول از معصومان: نیز استفاده کنیم.