تربیت
Tarbiat.Org

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع‏الایام‏
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

وقایع و اعمال ماه ربیع‏الثانی‏

ر 1:
بخواند دعائی را که سید نقل کرد: اللهم انت اله کل شی‏ء الخ‏.
ر 2:
در این روز، سنه 296، مونس خادم بامر مقتدر بالله عباسی، عبدالله بن معتز را بکشت و بسبب آنکه مقتدر را از خلاف خلع کرده بود و مردم را به بیعت خو خوانده بود و ابن معتز درادبیت و شعر، معروف بوده و صاحب تصنیفات است و نزد مبرد و ثعلبتملذ کرده بود و با اهل بیت اطهار در طریق نصب و عناد بوده و قصیده گفته در مفاخرت آل عباس بر آل ابوطالب و رد کرده آنرا بقصیده خود قاضی ابوالقاسم علی بن محمد تنوخی.
ر 4:
در این روز، سنه 232، بقول کفعمی و فیض ولادت حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام واقع شده و مشهور هشتم و دهم است.
ر 5:
در این روز، سنه 248، منتصر بالله خلیفه عباسی وفات کرد. مسعودی گفته که منتصر مردی عطوف و رؤف بر اهل‏بیت و رسولخدا(ص) و آل علی علیه‏السلام بود و بعکس پدرش متوکل بود در حالات خود، و با آل ابوطالب احسان میکرد و بهیچوجه متعرض ایشان نمیگشت و مانع نشد احدی را از زیارت قبر حسین علیه‏السلام و امر کرد فدک را باولاد امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام رد کنند و اوقاف آل ابواطالب را اطلاق نمایند و کسی متعرض شیعیان علی نشود و از برای علویین و علویات مدینه اموالی فرستاد که بر ایشان بخش کنند.
ر 6:
در این روز، سنه 125، هشام بن عبدالملک مروان بسن پنجاه و سه در رصافه قنسرین وفات کرد. مدت سلطنتش قریب بیست سال بوده و او مردی احول و غلیظ و بد خو و موصوف بحرص و بخل بوده و آنچه از اموال در خزینه جمع آورد هیچیک از خلفای سابقین بر اندوخته نکرده بوند و چون وفات کرد، ولید بن یزید طریق احتیاط پیش داست و از مالهای اندوخته او صرف کفن و دفن او ننمود، بلکه از قرض و عاریه او را تجهیز کرد و در اخبارالدول است که ما بین هشام و ولید منافرت بود، لاجرم پس از مرگ هشام، ولید او را غسل نداد و کفن نکرد و بعنوان احتیاط تا آنکه جیفه او گندید و هشام مردی با تدبیر و سیاس بوده.
گویند که از بنی امیه سه نفر در امور سیاسی، بی‏نظیر بودند: معاویة بن ابی‏سفیان و عبدالملک مروان و هشام و از بنی عباس منصور دوانیقی در امور سیاسی تقلید هشام میکرد و زمانی سخت‏تر از زمان او بر رعیت نگذشت.
و در این روز، سنه 816، وفات کرد در شیراز، شریف‏الدین علی بن محمد الحسینی الجرجانی الاسترآبادی مشهور به میر سید شریف فاضل معروف، صاحب شرح مواقف قاضی عضد و تعلیقات بر شمسیه و بر مطول و غیره معاصر سعدالدین تفتازانی و تملیذ قطب‏الدین رازی بوده و در مذهب او اختلاف است، اکثر علماء شیعه او را سنی میدانند و قاضی نورالله او را حکماء و علماء مذهب شیعه شمرده و استشهاذ کرده و بتصریح تلمیذ او سید محمد نوربخش و تنصیص شیخ محمد بن ابی جمهور احسائی و گفته: به ما هتاب چه حاجت شب تجلی را ولکن فرزند او سید شمس‏الدین محمد شیعی امامی است و فرزندش میرزا محمد علیمعروف به میرزا مخدوم شریفی سنی بلکه ناصبی است و او است که سلطان شاه اسماعیل ثانی را، سنی کرد و کتاب هم در رد شیعه نوشته موسوم به نواقص‏الروافض و قاضی نورالله نورالله مرقده، ردی بر آن نوشته، مسمی به مصائب‏النواصب و پسر میرزا مخدوم، ابوالفتح شریفی، صاحب آیات الاحکام شیعه و امامی و مصداق: یخرج الحی من المیت‏، چنانچه پدرش مصداق: یخرج المیت من الحی‏ است.
بالجلمه گویند که چون میر سید شریف خواست دنیا را وداع کند، پسرش باوی گفت: بابا! مرا وصیتی کن. میر سید شریف گفت: بابا بحال خود باش.
پسر مضمون کلام پدر را بشعر در آورده و گفته:
مرا میر سید شریف آن بحرز خار - که رحمت برروان پاک او باد
وصیت کرد و گفت ارزانکه خواهی - که باشد در قیامت جا تو شاد
چنان مستغرق احوال خود باش - که از حال کسی ناید ترا یاد
ر 8:
در این روز، سنه 232، بقول جمعی از علماء، ولادت حضرت عسکری علیه‏السلام، واقع شد.
و در این روز، سنه 357، حارث بن سعید ابن حمدان بن حمدون معروف به ابوفراس پسر عم سیف‏الدوله و ناصرالدوله وفات کرد و بنوحمدون در زمان بنی عباس امارت و ریاست داشتند و دیار ربیعه و موصل در اداره ایشان بوده و ابوفراس در ادبیت و فضل و کمال شجاعت و شعر مشهور بوده و در فصاحت و حلاوت و عذوبت شعر، ممتاز بوده و نظیری از برای او نبود جز عبدالله بن معتز بالله و اهل صنعت، ابوفراس را اشعر از او گفته‏اند و متنبی شاعر، تصدیق داشت او را و صاحب ابن‏عباد در حق او گفته:
بدء العشر بملک و ختم بملک‏.
یعنی امرءالقیس و ابافراس و اشعار او معروف است و از جمله قصیده میمیه او است که در مظلومیت اهل بیت اطهار علیهم‏السلام و ظلم بنی عباس و هجو ایشان گفته و معروف است به شافیه و در آن تشفی خاطر خود و سایر مؤمنان نموده و قصیده شرالعباد، عبدالله بن معتز را که در فخریه بنی عباس و ذم آل ابوطالب گفته، جواب داده و قصیده ابی‏فراس را بعضی از فضلاء حائر شرح کرده‏اند.
نقل است که چون ابوفراس آن قصیده را گفت چونکه در زمان تسلط و خلافت بنی عباس بود، امر کرد لشکر را که شمشیرها را بکشند و از غلاف و پانصد شمشیر در یاری او کشیده شد، آنوقت در میان لشکر، شروع کرد بخواندن قصیده مبارکه که مطلعش این است:
الحق معتضم و الدین مخترم‏
و فی آل رسول الله مغتتم‏‏
و نیز در این روز، سنه 566، مستنجد بالله خلیفه 32 عباسی وفات کرد و او مردی بوده موصوف بعدل و ساعی در اخذ مفسدین و حبس ایشان. گویند: مرد نمام مفسدی را بگرفت و در بند کرد، وقتی مردی بشفاعت او بیرون شد و ده هزار دینار تقدیم خلیفه کرد که او را رها کند. مستنجد گفت: که من ده هزار دینار میدهم که یکی دیگر از قبیل او برای من پیدا کنی که من او را نیز در زندان کنم و مردم را از شر او آسوده نمایم و مستنجد را معرفتی تمام بود بعلم اسطرلاب و عمل آلات فلک و گفتن شعر بدیع و نثر بلیغ از اشعار او است:
عیرتنی بالشیب وهو وقار - لیتها عیرت بما هو عار
ان یکن شاب الذاوائب منی - فاللیالی تزینها الاقمار‏
ابن خلکان گفته که مستنجد در حیات پدرش در خواب دید که ملکی از آسمان فرود آمد و بر کف دست او چهار لفظ خ نوشت، چون بیدار شد، معبری طلبید و خواب خود را باوی گفت. معبر گفت: تعبیرش آنستکه بتو خواهد رسید خلافت در سنه خمس و خمسین و خمسمأة و چنان شد که تعبیرش کرده بود.
و در این روز، سنه 555، بعد از پدرش، مقتضی لامرالله بخلافت رسید.
و در شب این روز، سنه، 616، شیخ ابوالبقاء عبدالله بن الحسین عکبری بغداد ضریر نحوی حنبلی وفات کرد و ابوالبقاء از آبله نابینا شده بود و با وجود نابینائی کتابها و شرح بسیار تألیف کرده از جمله کتاب التبیان فی اعراب القرآن است که معروف است به ترکیب ابوالبقاء.
ر 9:
در این روز، سنه 663، وفات کرد هلاکوخان ابن تولی خان بن چنگیز خان مفتی دولت بنی عباس، چنانچه در 28 محرم بآن اشاره شد.
ر 10:
در این روز، سنه 232، بقول سید و شیخین حضرت ابی محمد حسن بن علی عسکری علیه‏السلام متولد شد. نام مادر آنجناب حدیث و بقولی سوسن است و بعضی سلیل گفته‏اند و آن عفیفه کریمه در نهایت عفت و صلاح و ورع و تقوی بوده است.
بالجمله، علماء گفته‏اند که این روزی است شریف و عظیم البرکة و مستحب است روزه آن و علامه مجلسی گفته که زیارت آنحضرت و سایر اعمال خیر در این روز با برکت، مناسب است.
و در شب این روز، سنه 291، قاسم بن عبدالله وزیر مکتفی بالله وفات یافت و او مردی عظیم الهیبة و سفاک و خونریز بوده، لاجرم و صغیر و کبیر از او ترسان بودند و راحت نبودند تا بمرگ او راحت شدند. بعض از اهل ادب در مرثیه او گفته:
شربنا عشیته مات الوزیر - سرور او نشرب فی ثالثه‏
فلا قدس الله تلک العظام - و لا بارک الله فی وارثه‏‏
واین احقیر، مناسب دیدم که در این جا این سه شعر را از سعدی نقل کنم که خوب پندی فرموده:
منه دل بر این دولت پنج روز - بدود دل خلق، خود را مسوز
چنان زی که ذکرت بتحسین کنند - چه مردی نه بر گورت نفرین کنند
نباید برسم بد، آیین نهاد - که گویند لعنت بر او کاین نهاد
ر 11:
در این روز، سنه 385، محمد بن عبدالله معروف به ابن سکره بغدادی شاعر، وفات کرد و او از احفاد مهدی بن ابیجعفر منصور عباسی است و معاصر است با ابن حجاج شاعر امامی و او همان ابن سکره است که ابن حجاج در بعض اشعار خود او را هجو کرده.
ر 12:
در این روز سنه 1، که یک ماه از هجرت گذشته باشد رکعات نماز زیاده شد و آنچنان بود که نمازهای پنجگانه هر کدام دو رکعت فرض بود در سفر و حضر، این جمله را که ده رکعت است واجب می‏شمردند و سفر را با حضر فرقی نمیگذاشتند، پس حضرت رسول (ص) بفرمان خداوند تعلی هفت رکعت در هنگام حضر بر این رکعات بیفزود.
فالصلوة کلها فی السفر الفریضه رکعتان کل صلوة الاالمغرب فانها ثلت لیس فیها تقصیر وانه ترکها رسول الله صلی الله علیه و آله فی السفر و الحضر ثلث رکعات‏‏
ر 13:
در این روز، سنه 218، عبدللملک بن هشام صاحب سیره نبویه وفات کرد و در این روز، سنه 312، علی بن محمد معروف به ابن الفرات وزیر را با پسرش محسن بقتل رسانیدند و ابن الفرات سه مرتبه وزیر مقتدر بالله شد بعد از آنکه او را عزل کرد و نوا در حکایات او بسیار است و صاحب ابن عباد از ابوالحسن - بن ابوبکر علاف معروف به کثرة الاکل نقل کرده که پدرم ابوبکر قصیده‏ای را که در مرثیه کربه گفته مرادش محسن پسر ابن الفرات بوده که در ایام محنت ایشان گفته و بقولی مرادش ابن المعز بوده و از ترس خلیفه نتوانست اظهار کند و بکنایه او را مرثیه گفت و آ، قصیده را فاضل دمیر در حیوة الحیوان در لفظ هر ذکر نموده و مطلعش این بیت است:
یاهر فارقتنا و لم تعد - و کنت عندی بمنزلة الولد‏
و برادر ابن الفرات ، بوالعباس احمد بن محمد بن الفرات اکتب اهل زمان و اضبط ایشان در علوم بوده و فضل‏بن جعفر پسر برادر او معروف به ابن خنزایه نیز کاتب بوده و در زمان خلفاء وزارت و ریاست داشته.
ر 16:
در این روز، سنه، 465، شیخ ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری صوفی تلمیذ و داماد ابو علی دقاق وفات کرد و در نیشابور نزدیک قبر ابو علی به خاک رفت و قشیری مؤلف رساله کبیره قشیریه است که برای طوایف عرفاء و صوفیه نوشته است و قشیر کزبیر ابوقبیله من العرب.
ر 17:
در این روز، سنه 356، معزوالدوله احمد بن بویه وفات کرد و در مقابر قریش بخاک رفت و قریب بیست و دو سال سلطنت کرد و او عموی عضدالدوله دیلمی است و معزالدوله را اقطع میگفتند بجهت آنکه اکراد در ناحیه کرمان بر او ریختند و زخمها بر او زدند، دست چپش با بعض انگشتن دست راستش قطع شد و معزالدوله امیرالاامراء بغداد بوده و بسیار ترویج مذهب شیعه نموده و او همانستکه امر کرد تا بر دیوارهای مساجد بغداد و سایر عمارات آنجا لعن معاویه و ظالمین آال محمد (ص) را نوشتند سیف الدوله حمدانی امیر حلب نیز اقتداء باو کرد و امر نمود که در حلب نیز همان کار را بجا آوردند.
ر 18:
در این روز، سنه 498، رکن الدین بر کیا روق بن ملکشاه بن الب ارسلان سلجوقی برادر سلطان سنجر در بروجرد وفات کرد و برکیاروق را ممالک بسیاری در تحت فرمان بوده.
ر 22:
در این روز، سنه 354، فخر الملک وزیر متولد شد، وفاتش در روز 28 ربیع الاول، گذشت.
ش 23:
در این شب، سنه 289، معتضد بالله احمد بن طلحة بن متوکل، خلیفه 16 عباسی، وفات کرد و معتضد را سفاح ثانی میگفتند بجهت آنکه تجدید کرد دولت بنی عباس را پس از آنکه کهنه و ضعیف شده بود، چه از زمان متوکل پیوسته سلطنت ایشان در ضعف بود تا ایام او، و او مردی سفاک و خونریز بوده و لکن با علویین و آل ابوطالب مهربان بود و سببش آن بوده که در ایامیکه در حبس پدرش بود، حضرت امیر المؤمنین(ع) را در خواب دیده بود که باوی فرموده بود: ای احمد! امر سلطنت بر تو مستقر خواهد گشت: چون بسلطنت رسیدی متعرض اولادهای من مشو. معتضد هم باین مطلب عهد کرده بود، لهذا در ایام خلافت خود بعهد خود پاینده بود و معترض اولادهای آنحضرت نمیشد و بر ایشان انعام میکرد و ظاهراً فرمایش امیر المؤمنین(ع) در اخبار غیبیه خود در آ،جا که بنی عباس رانام میبرد تا آنکه می‏فرماید:
وسادس عشر هم اقضاهم للذقم و اوصلهم للرحم‏، اشاره بهمین مطلب باشد.
ر 25:
در این روز، سنه 478، امام الحرمین عبدالملک بن شیخ عبدالله جوینی شافعی استاد غزالی و غیره در نیشابور وفات کرد و بعد از چند سال جنازه او را به کربلا حمل دادند و در نزد پدرش بخاک سپردند ابن خلکان گفته که در روز فوت او بازارها را به بستند و منبر او را شکستند و شاگردان او که قریب بچهارصد نفر بودند، دوات و قلم خود را شکستند و یکسال کامل، عزای او را گرفتند و نقل شده که پدرش مادر او را که جاریه بوده از پول حلال خریده بود و از کسب یدخود او را طعام میداد و چون امام الحرمین را متولد کرد باو وصیت کرد که شیر دیگری را باو مده که شیر در طفل اثر دارد، اتفاقاً وقتی مادرش کسالتی داشت و آن طفل میگریست، یکی از زنان همسایه بحال او رفت کرد و مقداری شیر باو داد، در این حال پدرش وارد شد و چون برخوردن او، شیر غیر را اطلاع یافت همان وقت او را سرازیر کرد و پیوسته دست بدلش کشید تا آن شر را قی کرد و گفت: مردن طفل من آسانتر است بر من از فساد طبع او به شیر غیر گویند: گاهی در حین مناظره، فترتی برای امام الحرمین حاصل میشد، میگفت: این از بقیه همان شیر است.
فقیر گوید: مسلم است که شیر در طبیعت طفل خیلاثردارد و در کلمات جامعه حکمتیه رسول خدا (ص) است که الرضاع یغیر الطباع.
در باب فصاحت و بلاغت حسن بصری نقل شده که مادرش خیره کنیز ام سلمه زوجه رسولخدا (ص) بود و گاهی که خیره پی حاجتی میرفت و حسن میگریست، ام سلمه پستان خود را در دهان او میگذاشت و او را مشغول میساخت گاهی شیر از پستانش بیرون میامد و حسن می‏مکید، لاجرم گفتند: حکمت و فصاحت او از برکت پستان ام سلمه بوده.
در حال شریک قاضی در غره ذی القعده، دانستی که لقمه حرام نیز تأثیر غریبی دارد.
ر 30:
دراین روز: سنه 463، یوسف بن عبدالبر شافعی صاحب استیعب وفات کرد.
قیل کان ابن عبدالبر حافظ المغرب و الخطیب البغدادی حافظ المشرق و ماتا فی نة واحدة.