تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول - اصول مسائل اخلاقی
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

تفسیر و جمع بندی‏

در نخستین آیه، سخن از تأثیر یاد خدا در آرامش دلها است؛ آرامشی که می‏تواند انسان را از لغزشها برهاند و به فضائل اخلاقی بیاراید؛ می‏فرماید: آنها (هدایت یافتگان) کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به ذکر خدا مطمئن و آرام است.» (اَلَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ)
سپس همین معنی را به صورت یک قاعده کلّی بیان کرده، می‏افزاید: «آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‏یابد!» (اَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)
این آرامش فوق العاده به خاطر آن است که نگرانیها گاه به خاطر آینده تاریک و مبهمی است که در پیش دارد؛ مثلاً، از احتمال زوال نعمتها یا گرفتاری در چنگال بیماری و درماندگی و ناتوانی و مانند آن ناشی می‏شود، و گاه گذشته تاریک زندگی، فکر او را به خود مشغول می‏دارد، و نیز دنیاپرستی و دلباختگی نسبت به دنیا، سوء ظن‏ها و توهّمها و ترس و وحشت از مرگ، هر یک از اینها می‏تواند عاملی برای نگرانی و سلب آرامش انسان شود.
بخل و حسد و حرص و طمع و مانند آنها نیز از عوامل نگرانی انسان است.
یاد خدا، همان خداوندی که جواد و کریم و رحمان و رحیم و خالق و رازق و بخشنده و بنده نواز است - خداوندی که حلّ هر مشکلی در بربر قدرتش آسان، و هر امر پیچیده‏ای در برابر اراده‏اش ساده است.
آری! یاد چنین پروردگار مایه آرامش دلها و سبب پرورش فضائل اخلاقی است. این نکته قابل توجّه است که نفس مطمئنَّه همان نفسی است که مخاطب به خطاب «یَا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعی اِلی‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی؛ ای نفس مطمئنه! به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو!»(429)
در دومین آیه، بعد از بیان این نکته که نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز می‏دارد (اِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ ) می‏فرماید: « ذکر خدا از نماز هم بالاتر است!» (وَ لَذِکْرُ اللَّهِ اَکْبَرُ )
آری! یاد خدا روح نماز است، و روح شریفترین بخش وجود می‏باشد؛ اگر نماز سبب ترک فحشاء و منکر می‏شود نیز به خاطر همین ذکر اللَّه است؛ زیرا یاد خدا انسان را به یاد نعتمهای او می‏اندازد که تمام وجود انسان در آن غرق است، و یاد آوری این نعمتها انسان را از نافرمانی بخشنده نعمت، باز می‏دارد و از گناه شرمنده می‏کند.
از سوی دیگر، او را به یاد روز قیامت و دادگاه عدل الهی می‏اندازد؛ خود را در برابر دادگاه بزرگ حق می‏بیند و پرونده اعمال خویش را در آنجا حاضر، و مأموران مجازات را آماده مجازات بدکاران، و فرشتگان رحمت را آماده پذیرائی از بندگان خوب خدا در بهشت برین مشاهده می‏کند؛ و این عامل دیگری برای ترک عصیان و ترک کارهای ضدّ اخلاق است.
بعضی از مفسّران گفته‏اند: جمله «وَ لَذِکْرُ اللَّهِ اَکْبَرُ» اشاره به این است که ذکر خدا برترین اعمال و عبادات بندگان است.
این احتمال نیز داده شده است که منظور از «ذکر اللّه» در اینجا یادی است که خدا از بنده‏اش می‏کند (در برابر یادی که بنده از خدا دارد.)(430) و این یاد خدا او را به درجات عالیه عبودیّت و بندگی سوق می‏دهد و از هر چیز برتر و والاتر است؛ ولی احتمال اوّل با معنی آیه تناسب بیشتری دارد.
در سومین آیه، سخن از نخستین وحی الهی به موسی بن عمران است که در سرزمین طور و وادی ایمن، از کنار درختی این پیام الهی را شنید: من خدا هستم! معبودی جز من نیست، مرا پرستش کن، نماز را برپا دار تا به یاد من باشی!» (اِنَّنِی اَنَا اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنَا فَاعْبُدْنی وَ اَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْری)
در اینجا، در حقیقت، فلسفه اصلی نماز ذکر خدا شمرده شده است، و در نخستین وحی الهی به‏موسی‏علیه السلام توجّه به‏ذکر اللَّه گوشزد شده و این به‏خاطر اهمّیّت فوق‏العاده ذکر است، بخصوص این که مسأله نماز و ذکر اللَّه بلافاصله بعد از بحث توحید ذکر شده‏است.
در چهارمین آیه، مخاطب موسی و برادرش هارون هستند، در آن زمان که فرمان نبوّت موسی‏علیه السلام صادر شده، و مأمور می‏شوند برای مبارزه با فرعون آماده گردند، می‏فرماید: تو و برادرت با آیات من (کتاب آسمانی و معجزات) به سوی فرعون بروید، و در ذکر من کوتاهی و سستی نکنید! (اِذْهَبْ اَنْتَ وَاَخُوکَ بِآیاتی وَ لا تَنِیا فی ذِکْری)
دستور به ذکر خدا آن هم بدون سستی به هنگام مبارزه باطغیانگری همچون فرعون، بسیار پرمعنی است؛ این امر نشان می‏دهد که ذکر خداوند تا چه اندازه در قدرت و قوّت و شجاعت و شهامت انسان اثر دارد، و به او نیرو و توان برای مبارزه می‏بخشد که در این هنگام به آن دستور داده شده است.
در تفسیر «فی ظِلال» می‏خوانیم که در توضیح این آیه می‏گوید: «خداوند به موسی و هارون گفت که ذکر و یاد من، وسیله کار شما، و اسلحه برنده، و تکیه گاهی است که می‏توانید به آن متّکی شوید!»(431)
بعضی از مفسّران «ذکر» را در این آیه به معنی ابلاغ دعوت نبوّت و بعضی به معنی مطلق امر و فرمان، و بعضی به معنی یاد خدا گرفته‏اند، در حالی که هیچ منافاتی بین این امور نیست، و ممکن است همه در مفهوم جامع آیه جمع باشد.
بدیهی است هنگامی که پیامبر خداصلی الله علیه وآله به یاد خدا باشد و از یاد او نیرو و توان بگیرد، در ابلاغ رسالت و اطاعت فرمان او نیز قوی‏تر و کوشاتر خواهد بود.
در پنجمین آیه، بعضی از آثار ترک ذکر خدا بیان شده است؛ می‏فرماید: «و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگ و سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‏کنیم!» (وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ اَعْمی‏)
عذاب دنیوی آنها، تنگی معیشت، و عذاب اخروی آنها، نابینا بودن در محشر است!
گاه تنگی معیشت به خاطر این است که انسان در آمد کمی دارد، و گاه به خاطر آن است که با داشتن درآمد هنگفت، به خاطر بخل و حرص و آز و طمع، صحنه زندگی بر او تنگ می‏شود؛ مایل نیست درِ خانه‏اش باز باشد و دیگران از زندگانی او استفاده کنند، و حاضر نیست محرومان را در زندگی خود شریک سازد؛ و به فرموده علی‏علیه السلام: «ثروتمندان بخیل همچون فقیران زندگی می‏کنند و همانند اغنیا و ثروتمندان حساب پس می‏دهند» (یَعیْشُ فِی الدُّنْیا عَیْشَ الْفُقَراءِ وَ یُحاسَبُ فِی الْآخِرَةِ حِسابَ الْأَغْنِیاءِ)(432)
غالب ثروتمندان از خدا بی خبر حریصند و این حرص و آز همیشه آنها را در التهاب و نگرانی و ناراحتی نگه می‏دارد، به گونه‏ای که از اموال سرشار خود، بهره کافی توأم با آرامش نمی‏برند.
امّا چرا در قیامت نابینا محشور می‏شود؟ ممکن است به این دلیل باشد که حوادث آن جهان هماهنگی کاملی با حوادث این جهان دارد؛ غافلان از ذکر خدا چشمهای خود را بر حقایق این جهان بسته، و آیات حق را که از در و دیوار این جهان نمایان است نادیده گرفته‏اند؛ به همین، دلیل در قیامت نابینا وارد عرصه محشر می‏شوند.