تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول - اصول مسائل اخلاقی
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

موانع خودشناسی‏

نخستین گام برای درمان بیماریهای جسمی شناخت بیماریهاست؛ به همین دلیل، امروز که از طریق آزمایشهای مختلف می‏توان به وجود بیماریهای گوناگون و کمّ و کیف آنها آگاه شد راه درمان آسانتر است، با پرتونگاری و عکس برداری از شکستگی استخوانها، طبیب جرّاح قدرت می‏یابد که دقیقاً به سراغ محل آسیب دیده برود و به درمان آن بپردازد؛ و با تجزیه دقیق خون و ترشّحات بدن از وجود هرگونه عامل بیماری آگاه می‏شود.
در بیماریهای روحی و آلودگیهای اخلاقی نیز مطلب دقیقاً همین گونه است.
تا به کمک طبیبان مسیحا دم اخلاق و راهنماییهای سودمند رهروان این راه، ریشه‏های رذائل اخلاقی را در خود نشناسیم چگونه می‏توان بر درمان آن دست یافت!
ولی بسیاری از مردم را می‏بینیم که علائم بیماریهای جسمانی خطرناک را نادیده می‏گیرند چرا که حبّ ذات به آنها اجازه نمی‏دهد به بیماری مهمّی در خود اعتراف کنند؛ این گریز از واقعیّت غالباً بسیار گران تمام می‏شود و انسان زمانی مجبور به اعتراف می‏شود که گاه کار از کار گذشته و کار درمان مشکل یا غیر ممکن شده است!
در بیماریهای اخلاقی نیز مطلب همین گونه است؛ غالباً خود خواهی و حبّ ذات مانع از شناخت صفات رذیله و پذیرفتن عیوب اخلاقی خویش و اعتراف به آن است. بسیار دیده شده که گروهی از مردم در برابر صفات نکوهیده خود در مقام توجیه برمی‏آیند و خود را فارغ و پیراسته از عیوب و نقائص معرّفی می‏کنند و با این توجیهات نادرست راه درک واقعیّتها را بر خود می‏بندند.
خود شناسی و اعتراف به عیوب خویش شجاعت و شهامت و عزم راسخ و اراده آهنین لازم دارد، وگرنه انسان سعی خواهد کرد بر عیوب خویش سرپوش نهد و اگر عیبی از پرده برون افتاد با تردستی آن را برای همه حتّی خودش توجیه نماید!
آری! گاه آشنایی با عیوب خویش وحشتناک است و بسیاری از مردم حاضر نیستند تن به این وحشت بدهند؛ همان گونه که حاضر نیستند به بیماری وحشتناک جسمی خود اعتراف کنند ولی این گریز از واقعیّت بسیار گران تمام می‏شود و انسان باید بهای سنگینی را در برابر آن بپردازد!
به هر حال، مانع اصلی خود شناسی حجاب و پرده حبّ ذات و خود خواهی و خود برتر بینی است، و تا این پرده‏ها کنار نرود خودشناسی ممکن نیست؛ و تا انسان خود شناسی نکند و به نقاط ضعف خویش آگاه نگردد، و راه تهذیب اخلاق به روی او بسته خواهد بود.
هشدارهایی که در این زمینه از سوی پیشوایان بزرگ اسلام داده شده گواه زنده این مدّعاست.
در خبری از پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله می‏خوانیم: «اِذا اَرادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً فَقَّهَهُ فِی‏الدِّینِ وَ زَهَّدَهُ فِی الدُّنیا وَ بَصَّرَهُ عُیُوبَهُ؛ هنگامی که خدا اراده نیکی درباره بنده‏ای کند او را در امور دین آگاه و در امور دنیا زاهد و نسبت به عیوبش آگاه می‏سازد!»(411)
حضرت علی‏علیه السلام در گفتار کوتاه و پر معنی دیگری می‏فرماید: «جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِهِ مِنْ اَکْبَرِ ذُنُوبِهِ؛ ناآگاهی انسان نسبت به عیوبش از بزرگترین گناهان اوست.»(412)
اکنون این سؤال پیش می‏آید که چگونه انسان می‏تواند حجاب خود خواهی را بدَرَد و به عیوب خویش آشنا شود؟
مرحوم فیض کاشانی در این زمینه بحث مفید و راهگشایی دارد؛ می‏گوید، برای پی بردن به عیوب خویش چهار راه است:
نخست این که: به سراغ استادی برود که آگاه از عیوب نفس است و بر خفایا و آفات اخلاقی آگاهی دارد، او را حاکم بر نفس خویش سازد و از ارشادات او بهره گیرد، و این در زمان ما کم است!
دوم این که: دوست راستگوی آگاه با ایمانی جستجو کند و او را مراقب خویش سازد تا احوال و افعال او را مورد بررسی دقیق قرار دهد؛ هرگاه اخلاق و افعال ناپسند و عیوب پنهان و آشکاری از او ببیند به او اطّلاع دهد، همان گونه که بعضی از بزرگان دین می‏فرمودند: «رَحِمَ اللّهُ امْرَءً اَهْدی‏ اِلَیَّ عُیُوبی؛ خدا رحمت کند کسی که عیوب مرا به من هدیه کند.»(413) (تعبیر به هدیه تعبیر جالبی است که دلیل بر اهمّیّت فوق‏العاده این مطلب است) ... ولی این گونه افراد نیز کم‏اند زیرا دوستان غالباً مداهنه و مجامله می‏کنند، و بعضی بعکس به خاطر حسد عیوب را بیش از اندازه بزرگ می‏سازند. به داوود طائی(414) گفتند: چرا از مردم کناره‏گیری کردی و با آنها آمیزش نداری؟ گفت: من چه کنم با کسانی که گناهان مرا از من پنهان می‏کنند!
آری! افراد دیندار شدیداً علاقه داشتند که با استفاده از نصیحت دیگران از عیوبشان آگاه شوند؛ ولی امروز کار ما به جایی رسیده که منفورترین افراد نزد ما کسانی هستند که ما را نصیحت می‏کنند و از عیوبمان آگاهمان می‏سازند؛ نه تنها از تذکّرات آنها خوشحال نمی‏شویم، بلکه به مقابله با آنان بر می‏خیزیم و می‏گوییم: تو خود نیز دارای این عیوبی، و چنین و چنان کردی، کینه او را به دل می‏گیریم، و از نصایح او محروم می‏مانیم!
طریق سوم آن است که: انسان عیوبش را از زبان دشمنانش بشنود، چرا که دشمنان با دقّت تمام مراقب لغزشها و عیوب انسانند؛ به همین دلیل، گاهی انسان از دشمن کینه‏توزش بیش از دوست متملّق و چاپلوسش بهره می‏گیرد.
طریق چهارم این است که: انسان با مردم معاشرت کند، آنچه را از صفات آنها نکوهیده می‏بیند در مورد خودش نیز بررسی کند که آیا او نیز دارای این صفات نکوهیده هست یا نیست؟ زیرا مؤمن آیینه و مرآت مؤمن است، و می‏تواند عیوب خویش را با مشاهده عیوب دیگران ببیند. به عیسی بن مریم‏علیه السلام گفتند چه کسی تو را ادب آموخت؟ گفت کسی مرا ادب نیاموخت ولی من جهل جاهل را دیدم و در نظر ناپسند آمد و از آن دوری نمودم. (داستان معروف لقمان را که به او گفتند ادب را از که آموختی گفت از بی ادبان تعبیر دیگری از این مطلب است.)(415)