تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول - اصول مسائل اخلاقی
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

گام چهارم: محاسبه‏

چهارمین گامی که علمای اخلاق برای رهروان این راه ذکر کرده‏اند، محاسبه است؛ و منظور این است که هر کس در پایان هر سال یا ماه و هفته و یا در پایان هر روز به محاسبه کارهای خویشتن بپردازد، و عملکرد خود را در زمینه خوبیها و بدیها، اطاعت و عصیان، خدا پرستی و هوا پرستی دقیقاً مورد محاسبه قرار دهد، و درست مانند تاجر موشکاف و دقیقی که همه روز یا هر هفته و هر ماه و هر سال به حسابرسی تجارتخانه خود می‏پردازد و سود و زیان خویش را از دفاتر تجاری بیرون می‏کشد و ترازنامه و بیلان تنظیم می‏کند، به یک محاسبه الهی و معنوی دست زند و همین کار را در مورد اعمال و اخلاق خویش انجام دهد.
روشن است محاسبه چه در امر دین باشد یا دنیا یکی از دو فایده مهم را دارد: اگر صورتحساب، سود کلانی را نشان دهد، دلیل بر صحّت عمل و درستی راه و لزوم تعقیب آن است؛ و هر گاه زیان مهمّی را نشان دهد دلیل بر وجود بحران و خطر و احتمالاً افراد مغرض و دزد و خائن و یا خطا کار و ناآگاه در تجارتخانه اوست که باید هر چه زودتر برای اصلاح آن وضع کوشید.
در این زمینه نیز در منابع اسلامی اعم از آیات و روایات اشارات پر معنایی دیده می‏شود.
آیات زیادی از قرآن خبر از وجود نظم و حساب در مجموعه جهان آفرینش می‏دهد، و انسانها را به دقّت و اندیشه در این نظم و حساب دعوت می‏کند؛ از جمله، می‏فرماید:
«وَ اَلسَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمیزانَ - اَنْ لاتَطْغَوا فی الْمیزانِ؛ آسمان را برافراشت و میزان و قانون در آن گذاشت، تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت و حساب منحرف نشوید)!» (الرّحمن، آیات 7 و 8).
در جای دیگر می‏خوانیم: «وَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ عَنُدَهُ بِمِقْدارٍ؛ و هر چیز نزد او (خدا) مقدار معینی (حساب روشنی) دارد..» (سوره رعد، آیه 8).
و نیز می‏فرماید: «وَ اِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ اِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوْمٍ؛ و خزائن همه چیز فقط نزد ما است و ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمی‏کنیم.» (سوره حجر، آیه 21)
از سوی دیگر قرآن مجید در آیات متعدّدی از حساب دقیق روز قیامت خبر داده است؛ از جمله، از زبان لقمان حکیم خطاب به فرزندش چنین نقل می‏کند: « یا بُنَیَّ اِنَّها اِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ اَو فِی السَّمواتِ اَو فِی الْاَرْضِ یَأتِ بِهَا اللَّهُ اِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ؛ پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشه‏ای) از آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است!» (سوره لقمان، آیه 16).
و نیز می‏فرماید: « وَ اِنْ تُبْدُوا ما فی اَنْفُسِکُمْ اَو تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ؛ اگر آنچه را در دل دارید آشکار کنید یا پنهان نمایید، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه می‏کند.» (سوره بقره، آیه 284).
این مسأله بقدری مهم است که یکی از نامهای روز قیامت، «یوم الحساب» است: «اِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ؛ کسانی که از راه خدا منحرف می‏شوند، به خاطر فراموش کردن روز حساب عذاب شدیدی دارند!» (سوره ص، آیه 26)
مسأله حساب در قیامت بقدری روشن و آشکار است که انسان را در آنجا حسابرس خودش می‏سازند، و به او گفته می‏شود: «اِقْرَءْ کِتابَکَ کَفی‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیباً؛ (در آن روز به انسان گفته می‏شود) نامه اعمالت را بخوان، کافی است که امروز خود حسابگر خود باشی!» (سوره اسراء، آیه 14).
با این حال و با توجّه به این شرایط که همه چیز در دنیا و آخرت دارای حساب است، چگونه انسان می‏تواند از حساب خویش در این جهان غافل بماند؛ او که باید فردا به حساب خود برسد چه بهتر که در این دنیا ناظر بر حساب خویش باشد؛ او که می‏داند همه چیز در این جهان حساب و کتابی دارد چرا خود را از حساب و کتاب دور دارد؟!
بنابراین، مجموعه آیات فوق و مانند آن این پیام مهم را برای همه انسانها دارد که هرگز محاسبه را فراموش نکنید، و اگر می‏خواهید بار شما فردا سبک باشد، در این جهان به حساب خویش برسید، پیش از آن که در آن جهان به حساب شما برسند.
در روایات اسلامی، مسأله از این هم گسترده‏تر است؛ از جمله:
1 - درحدیث معروف رسول خداصلی الله علیه وآله‏می‏خوانیم:«حاسِبُوا اَنْفُسَکُمْ قَبْلَ اَنْ‏تُحاسَبُوا وَ زِنُوها قَبْلَ اَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهّزُوا لِلْعَرْضِ الْاَکْبَرِ؛خویشتن‏را محاسبه‏کنید پیش‏از آن‏که به حساب شما برسند و خویش را وزن کنید قبل از آن که شما را وزن کنند! (و ارزش خود را تعیین کنید پیش‏از آن‏که ارزش شما را تعیین نمایند) و آماده شوید برای عرضه بزرگ (روز قیامت)!»(263)
2 - در حدیث دیگر از همان حضرت خطاب به ابوذر می‏خوانیم: « یا اَباذَرْ حاسِبْ نَفْسَکَ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبَ فاِنَّهُ اَهْوَنُ لِحِسابِکَ غَدَاً وَزِنْ نَفْسَکَ قَبْلَ اَنْ تُوزَنَ ...؛ ای ابوذر! به حساب خویش برس، پیش از آن که به حساب تو برسند، چرا که این کار برای حساب فردای قیامت تو آسانتر است، و خود را وزن کن پیش از آن که تو را وزن کنند!»(264)
3 - در حدیثی از امیرمؤمنان علی‏علیه السلام می‏خوانیم که فرمود: « ما اَحَقَّ لِلْاِنسانِ اَنْ تَکُونَ لَهُ ساعَةٌ لایَشْغَلُهُ شاغِلٌ یُحاسِبُ فِیْها نَفْسَهُ، فَیَنْظُرَ فیمَا اکْتَسَبَ لَها وَ عَلَیْها فی لَیْلِها وَ نَهارِها؛ چقدر شایسته است که انسان ساعتی برای خود داشته باشد، که هیچ چیز او را به خود مشغول نسازد و در این ساعت، محاسبه خویش کند و بنگرد چه کاری به سود خود انجام داده و چه کاری به زیان خود، در آن شب و در آن روز.»(265)
در این حدیث بوضوح مسأله محاسبه در هر روز، آن هم در ساعتی که فراغت بطور کامل‏حاصل باشد، آمده‏است؛ و این‏امر از شایسته‏ترین اموربرای انسان‏شمرده‏شده‏است.
4 - همین‏معنی درحدیث امام‏صادق‏علیه السلام به شکل دیگری آمده است، می‏فرماید:«حَقٌّ عَلی‏ کُلِّ مُسْلِمٍ یَعْرِفُنا، اَنْ یُعْرِضَ عَمَلَهُ فی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ عَلی‏ نَفْسِهِ، فَیَکوُنُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِن رَأی‏ حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها وَ اِنْ رأی‏ سَیِّئَةً اِستَغْفَرَ مِنْها لِئَلّا یُخْزی‏ یَوْمَ الْقِیامَةِ؛ بر هر مسلمانی که معرفت ما را دارد لازم است که اعمال خود را در هر روز و شب، بر خویشتن عرضه بدارد، و حسابگر نفس خود باشد؛ اگر حسنه‏ای مشاهده کرد برای افزودن آن کوشش کند، و اگر سیّئه‏ای ملاحظه نمود از آن استغفار نماید، مبادا روز قیامت رسوا گردد!»(266)
5 - همین معنی از امام کاظم‏علیه السلام به گونه دیگری روایت شده است؛ فرمود: «یاهِشامُ لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحاسَبْ نَفْسَهُ فی کُلِّ یَومِ فَاِنْ عَمِلَ حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْهُ وَ اِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اِسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تابَ؛ کسی که هر روز به حساب خویش نرسد از ما نیست، اگر کار خوبی انجام داده از خدا توفیق فزونی طلبد (و خدا را بر آن سپاس گوید)و اگر عمل بدی انجام داده استغفار کند و به سوی خدا برگردد و توبه کند!»(267)
روایات در این زمینه فراوان است، علاقه مندان می‏توانند برای توضیح بیشتر به مستدرک الوسائل، کتاب الجهاد، ابواب الجهاد النّفس، مراجعه نمایند(268).
این روایات بخوبی نشان می‏دهد که مسأله محاسبه نفس در اسلام از اهمّیّت والائی برخوردار است، و کسانی که اهل محاسبه نفس نیستند، از پیروان راستین ائمّه اهل بیت‏علیهم السلام محسوب نمی‏شوند!
در این روایات به فلسفه و حکمت این کار نیز بروشنی اشاره شده است که این کار می‏تواند مایه فزونی حسنات، و جلوگیری از سیّئات و جبران آنها گردد، و از سقوط انسان در گرداب هلاکت و غرق شدن در دریای غفلت و بی خبری جلوگیری کند.
راستی چرا ما با امور مادّی و معنوی حدّاقل یکسان برخورد نکنیم؟! امور مادّی ما حساب و کتاب و دفترروزنامه و دفتر انبار و دفتر کل و دفاتر دیگر دارد،ولی برای امور معنوی حتّی حاضر به یک حساب به اصطلاح سرانگشتی نیز نباشیم، در حالی که امور معنوی به درجات بالاتر و والاتر است و اصولاً قابل مقایسه با امور مادی نیست! به همین دلیل، در حدیث پر معنایی از پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله می‏خوانیم: «لایَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّی یُحاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّریکِ شَریْکَهُ، وَ السَیِّدِ عَبْدَهُ ؛ انسان هرگز اهل ایمان نخواهد شد مگر این که در حسابرسی خویش سختگیر باشد؛ حتّی سختگیرتر از حساب شریک نسبت به شریکش و مولی‏ نسبت به غلامش!»(269)
این موضوع به اندازه‏ای مهم است که حتّی جمعی از بزرگان کتابهائی در موضوع «محاسبة النّفس» نوشته‏اند، از جمله محاسبة النّفس مرحوم سیّد بن طاووس حلّی (متوفّای سنه 664 ه . ق) و محاسبه النّفس مرحوم کفعی (از علمای قرن نهم هجری) و محاسبة النّفس فی اصلاح عمل الیوم و الاعتذار من الامس مرحوم حاج میرزا علی حائری مرعشی (متوفّای 1344 ه . ق ) و محاسبه النّفس سید علی مرعشی (متوفّای 1080 ه . ق) است.(270)
در اینجا اشاره به چند نکته لازم به نظر می‏رسد:
1 - در این که چگونه باید نفس را «محاسبه» کرد و خویشتن را پای حساب حاضر نمود و مورد باز خواست قرار داد؛ بهترین طریق همان است که در حدیثی از امیرمؤمنان علی‏علیه السلام نقل شده که بعد از نقل حدیث پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله که فرمود: «اَکْیَسُ الکَیِّسینَ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ؛ عاقل‏ترین مردم کسی است که به محاسبه خویش پردازد» مردی از آن حضرت پرسید «یا اَمیرَالْمُؤمِنینَ وَ کَیْفَ یُحاسِبُ الرَّجُلُ نَفْسَهَ؛ ای امیرمؤمنان! انسان چگونه نفس خویش را محاسبه کند؟»
امام ضمن بیان مشروحی چنین فرمود:
«هنگامی که صبح را به شام می‏رساند، نفس خویش را مخاطب ساخته چنین گوید: ای نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمی‏گردد،و خداوند از تو درباره آن سؤال می‏کند که در چه راه آن را سپری کردی؟ چه عملی در آن انجام دادی؟ آیا به یاد خدا بودی، و حمد او را به جا آوردی؟ آیا حق برادر مؤمن را ادا کردی؟ آیا غم و اندوهی از دل او زدودی؟ و در غیاب او زن و فرزندش را حفظ کردی؟ آیا حقّ بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا کردی؟ آیا با استفاده از آبروی خویش، جلو غیبت برادر مؤمن را گرفتی؟ آیا مسلمانی را یاری نمودی؟ راستی چه کار (مثبتی) امروز انجام دادی؟!
سپس آنچه را که انجام داده به یاد می‏آورد، اگر به خاطرش آمد که عمل خیری از او سر زده، حمد خداوند متعال و تکبیر او را به خاطر توفیقی که به او عنایت کرده به جا می‏آورد، و اگر معصیت و تقصیری به خاطرش آمد، از خداوند متعال آمرزش می‏طلبد و تصمیم برترک آن در آینده می‏گیرد، و آثار آن را از نفس خویش با تجدید صلوات بر محمّد و آل پاکش، و عرضه بیعت با امیرمؤمنان‏علیه السلام برخویشتن و قبول آن و اعاده لعن بر دشمنان و مانعان از حقوقش، محو می‏کند؛ هنگامی که این محاسبه (جامع و کامل) را انجام داد، خداوند می‏فرماید: «من به خاطر دوستی تو با دوستانم و دشمنیت با دشمنانم (و محاسبه جامعی که با نفس خویش داشتی) در مورد گناهانت به تو سختگیری نمی‏کنم و تو را مشمول عفو خود خواهم ساخت!»(271)
آری این است بهترین طرز محاسبه نفس!
2 - آثار محاسبه نفس چیست؟ از آنچه در بحثهای گذشته آمد، پاسخ این سؤال روشن می‏شود، ولی بسیار بجاست، از تعبیراتی که در احادیث اسلامی آمده است در اینجا بهره گیری کنیم:
در حدیثی از امیرمؤمنان علی‏علیه السلام می‏خوانیم: «مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ وَقَفَ عَلی‏ عُیُوبِهِ وَ اَحاطَ بِذُنُوبِهِ، وَ اِسْتَقالَ الذُّنُوبَ وَ اَصْلَحَ الْعُیُوبَ؛ کسی که محاسبه نفس خویشتن کند، بر عیوب خویش واقف می‏شود، و از گناهانش با خبر می‏گردد (و به دنبال آن) از گناه توبه می‏کند، و عیوب را اصلاح می‏نماید»(272)
و نیز از همان امام‏علیه السلام می‏خوانیم: «مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ سَعَدَ؛ کسی که به محاسبه خویشتن پردازد، سعادتمند می‏شود.»(273)
و باز در حدیث دیگری از همان حضرت می‏خوانیم: «ثَمَرَةُ الْمحاسَبَةِ صَلاحُ الْنَّفْسِ؛ میوه درخت محاسبه اصلاح نفس است.»(274)
بعضی از بزرگان علم اخلاق در توضیح حقیقت محاسبه، چنین گفته‏اند که مانند محاسبه با شریک است که درباره سرمایه و سود و زیان بیندیشد، اگر سودی حاصل شده، سهم خود را از شریک بگیرد و تشکّر کند و اگر خسرانی حاصل گشته او را ضامن بشمرد و وادار به جبران در آینده کند.
سرمایه مهمّ انسان یعنی عمر که در اختیار نفس اوست نیز همین گونه است؛ سود آن کارهای خیر، و خسران آن گناهان است؛ و موسم تجارت تمام طول روز، و شریک او در معامله، نفس امّاره است.
نخست درباره فرائض مطالبه کند، اگر انجام یافته خدا را شکر گوید، و خویشتن را به ادامه این راه ترغیب کند، و اگر فریضه‏ای از دست رفته، قضای آن را مطالبه کند، و اگر انجام یافته ولی بطوری ناقص بوده، وادار به جبران از طریق نوافل کند، و اگر معصیتی مرتکب شده، او را باز خواست کند و جبران آن را بطلبد؛ درست همان گونه که تاجر با شریکش محاسبه می‏کند،که حتّی جزئی‏ترین امور، و کمترین مبلغ را در حساب فرو گذاری نمی‏کند، تا در معامله مغبون نگردد؛ بخصوص که انسان در برابر نفس امّاره قرار گرفته که خدعه‏گر است و نیرنگباز، و مکّار و افسونگر ...!
در واقع کاری را که فرشتگان الهی در قیامت با او انجام می‏دهند او در دنیا با خویشتن انجام دهد؛ و حتّی به هنگام محاسبه، افکاری که در مغز او خطور کرده، و قیام و قعود و خوردن آشامیدن و خواب و سکوت را مورد محاسبه قرار دهد، و مثلاً سؤال کند چرا فلانجا ساکت شدی؟ و چرا در فلان مورد تکلّم نمودی ... (و سزاوار است انسان محاسبه نفس خویشتن را روز به روز، و ساعت به ساعت انجام دهد وگرنه رشته کار از دست او بیرون می‏رود)؛ هرگاه انسان برای هر معصیتی که در طول عمر انجام می‏دهد، سنگی در حیاط خانه خود بیندازد، بزودی حیاط خانه او پر می‏شود؛ عیب کار اینجاست که انسان در حفظ و حساب معاصی سهل انگاری می‏کند ولی دو فرشته‏ای که مأمور حفظ اعمال او هستند همه را ثبت و ضبط می‏کنند؛ و بالاتر از همه، خداوند همه را احصاء می‏فرماید؛ همان گونه که قرآن می‏گوید: «اَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ؛ خداوند حساب آنها را نگه داشته و آنان فراموشش کرده‏اند!» (سوره مجادله، آیه 6)(275)
به عنوان حسن ختام، این بحث را با حدیثی درباره چگونگی حساب روز قیامت که از آن می‏توان روش محاسبه دنیا را فرا گرفت پایان می‏دهیم:
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «لا تَزُولُ قَدَما عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیامَةِ حَتَّی یُسْئَلَ عَنْ اَرْبَعٍ: عَنْ عُمَرِهِ فی ما اَفْناهُ وَ عَنْ شَبابِهِ فی ما اَبْلاهُ، وَ عَنْ مالِهِ مِنْ اَیْنَ اکْتَسَبَهُ وَ فی ما اَنْفَقَهُ وَعَنْ حُبِّنا اَهْلَ الْبَیْتِ؛ در روز قیامت هیچ انسانی قدم از قدم بر نمی‏دارد تا از چهار چیز سؤال شود: از عمرش که در چه راهی آن را سپری نموده، و از جوانی‏اش که در چه راهی آن را کهنه کرده، و از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی مصرف نموده، و از محبّت ما اهل بیت‏علیهم السلام (که آیا حقّ آن را ادا کرده یا نه.)»(276)