تربیت
Tarbiat.Org

گنجینه معارف‏ جلد 1
محمد رحمتی شهرضا

شوهر دادن قبل از تولد

در آخرین حجی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام داد، یک روز در حالی که سواره بود و تازیانه‏ای در دست داشت، مردی سر راه بر آن حضرت گرفت و گفت: شکایتی دارم. حضرت فرمودند: بگو! در سالها پیش، در دوران جاهلیت، من و طارق بن مرقع در یکی از جنگها شرکت کرده بودیم. طارق وسط کار احتیاج به نیزه‏ای پیدا کرد. فریاد بر آورد کیست که نیزه‏ای به من برساند و پاداش آن را از من بگیرد؟ من جلو رفتم و گفتم چه پاداشی می‏دهی؟ گفت: قول می‏دهم اولین دختری که پیدا کنم برای تو بزرگ کنم. من قبول کردم و نیزه خود را به او دادم. قضیه گذشت، سالها سپری شد. اخیراً به فکر افتادم و اطلاع پیدا کردم او دختردار شده و دختر رسیده‏ای در خانه دارد. رفتم و قصه را به یاد او آوردم و دین خود را مطالبه کردم. اما او دبه در آورده و زیر قولش زده، می‏خواهد مجدداً از من مهر بگیرد. اکنون آمده‏ام پیش شما ببینم آیا حق با من است یا با او؟ حضرت فرمودند: دختر در چه سنی است؟ جواب داد: دختر بزرگ شده، موی سپید هم در سرش پیدا شده است. حضرت فرمودند: اگر از من می‏پرسی، حق نه با تو است، نه با طارق. برو دنبال کارت و دختر بیچاره را به حال خود بگذار.
مردک غرق حیرت شد. مدتی به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خیره شد و نگاه کرد. در اندیشه فرو رفته بود که این چه جور قضاوتی است. مگر پدر اختیار دختر خود را ندارد؟ اگر مهر جدیدی هم به پدر دختر بپردازم و او به میل و رضای خودش دخترش را تسلیم من کند این کار نارواست؟ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از نگاههای متحیرانه او به اندیشه مشوش او پی‏برد و فرمود: مطمئن باش با این ترتیب که من گفتم نه تو گنهکار می‏شوی و نه رفیقت طارق!(243).