تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول‏
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

راه خداشناسی‏

اکنون پس از آنکه مفهوم خداشناسی و رابطه‏اش با ایمان و ارزش والایی که دارد روشن شد این پرسش مطرح است که انسان چگونه می‏تواند به شناخت خداوند، این معرفت ارزشمند یابد؟
در پاسخ به سوال فوق می‏گوییم: قضایای علمی دوگونه‏اند: یک دسته قضایای هستند که صرفا، تصور موضوع و محمول و نسبت آن قضیه برای نفس انسانی کافی است که به تصدیق آن نایل آید؛ و لی، هرگاه قضیه‏ای بدیهی نباشد و به اصطلاح، نظری و اکتسابی باشد، تصورات نامبرده به تنهایی نمی‏توانند منشأ تصدیق نفس شوند؛ بلکه، راه منطقی فراهم آوردن تصدیق آن است که در کنار تصور موضوع و محمول و نسبت قضیه برای اثبات آن، برهان اقامه کنیم. البته، راه تحصیل شناخت برای ما منحصر به برهان عقلی نیست و به تناسب موضوعات متنوعی که مورد شناخت انسان هستند احیاناً از راههای گوناگون دیگری مثل تجربه در موضوعات علمی، و نقل در موضوعات تاریخی، و گفتار معصومین در موضوعات فقهی و غیره استفاده می‏کند و هر یک از اینها به نوبه خود در موضوع متناسب خود شناخت ایجاد می‏کنند؛ ولی، در موضوع خداشناسی یک راه بیشتر وجود ندارد که همان که همان برهان عقلی خواهد بود. وقتی که موضوع شناخت خداست معنا ندارد که در چنین موضوعی به نقل دیگران و یا حتی به نقل از پیامبر یا امام معصوم تکیه کنیم، چنانکه از راه تجربه حسی نیز تحصیل این معرفت امکان پذیر نیست. بنابر این، تنها راهی که برای شناخت خدا وجود دارد برهان عقلی خواهد بود. بدیهی است نه شناخت حضوری که از راه استدلال و برهان عقلی حاصل نمی شود و راه وصول به آن عبارت است از تمرکز توجه و جهاد با نفس و عبادت خدای متعال.
در زمینه خداشناسی حصولی براهین روشن و اطمینان بخشی وجود دارد. که ما در اینجا به بیان آنها نمی‏پردازیم و برای اطلاع از آنها می‏توان به علوم مربوطه مثل علم کلام و فلسفه رجوع کرد. تنها چیزی که در این زمینه باید یاد آوری کنیم این است که براهین خداشناسی غالباً بر مقدمات و اصول و پیش فرضهایی مبتنی می‏شوند که درک واقعی آن براهین به درک این مقدمات وابسته بوده و درک آن مقدمات با ممارست و موانست با منطق و کلام و فلسفه عملی و ممکن خواهد بود. از این رو، القاء این مطالب و طرح این براهین برای افراد معمولی و بی اطلاع از علوم نامبرده نه تنها بی فایده است که احیاناً ممکن است زیانبار نیز باشد و شبهاتی را در ذهنشان به وجود آورد که جواب آن را بزودی نفهمند. پس لازم است در تعلیم، سطح درک متعلم را در نظر گرفته، مطالب مورد نظر را با رعایت تناسب ظرفیت ادراک و سطح فهم او به وی آموزش دهیم واز القاء شبهات پیچیده که پاسخگویی به آن مشکل است خودداری کنیم تا مبادا به جای هدایت، موجب گمراهی وی گردیم.
می‏توان گفت: بهترین روش برای خداشناسی و تحصیل معارف الهی روش اولیاء و انبیاء و از همه بهتر روش قرآن کتاب آسمانی و بیان پروردگار است که می‏توان در زمینه ترویج خداشناسی برای عموم از این روشها استفاده کرد. البته، منظور ما این نیست که از ارزش مباحث کلامی و فلسفی بکاهیم، بلکه، می‏خواهیم بگوییم: طرح این گونه مباحث برای قشر خاصی از مردم که ذهنشان ورزیده است و با فلسفه و کلام آشنایی دارند مفید خواهد بود نه برای عموم مردم و یا در جایی ضرورت پیدا می‏کند که دیگران شبهاتی القاء کرده باشند. ولی در تعلیم ابتدایی افراد متعارف، راه خداشناسی متوقف بر طرح مطالب پیچیده فلسفی و درک اصطلاحات مشکل آن نیست تا اگر از درک آنها عاجز بودند از شناختن خداوند نیز مایوس شوند. نتیجه می‏گیریم که راه خداشناسی اقامه برهان عقلی است و قرآن نیز در زمینه خداشناسی و مسائل اعتقادی برای اقناع عقول و اندیشه‏های مردم به اقامه برهان می‏پردازد.