تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول‏
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

رابطه خداشناسی با ایمان‏

می‏توان گفت: خداشناسی حصولی که از راه به کار گرفتن مفاهیم و تجزیه و تحلیل ذهنی و استدلال عقلی حاصل می‏شود عبارت است از مجموعه‏ای‏
از قضایا در زمینه مسائل مربوط به خداشناسی که به صورت علمی، فلسفی و کلامی مطرح می‏شوند. قضایایی که موضوع و محمولی دارند که باید تعریف شوند و نسبتهایی دارند که با اقامه برهان می‏توانند مورد تأیید و تصدیق انسان قرار گیرند. یعنی، همانطور که درباره یک مسئله ریاضی می‏اندیشیم و راه حل آن را پیدا می‏کنیم، دقیقاً، درباره مسائل و معضلات مربوط به خداشناسی باید بیندیشیم و با کمک سرانگشتان اندیشه به حل این معضلات و باز کردن گره‏های مبهم آن بپردازیم. گر چه از بعد دیگر خداشناسی با علوم ریاضی متفاوتند چرا که، علوم ریاضی در اعمال و رفتار انسان و جریان تکامل انسانی و اخلاقی وی نقشی ندارد و اکثرا مورد غفلت قرار می‏گیرد مگر از نظر شغلی و حرفه‏ای روزانه با این علم ممارست داشته باشد مثل مهندسی که غالباً سر و کارش با هندسه است و یا حسابداری که عملا و به مقتضای شغل و حرفه‏ای که دارند روزانه ناگزیر از به کار گرفتن قواعد هندسی و فرمولهای ریاضی خواهند بود و این علم در آنان زنده و فعال است، بر خلاف بسیاری از افراد که بسیاری از مسائل ریاضی را حل کرده و قادر به حل آنها هستند مع‏الوصف، از آنجا که در زندگی ایشان علوم ریاضی نقش زیادی ندارد اکثرا از آن غفلت می‏کنند.
خداشناسی علمی است که در تکامل اخلاقی، انسانی و معنوی ما مؤثر است؛ به لحاظ تأثیر به کارگیری زیاد و تکرار توجه به آن در زنده بودن و مؤثر و فعال بودنش نیز دقیقاً مثل ریاضیات و هندسه خواهد بود. اگر ما قضایای فلسفی و کلامی مربوط به خداشناسی و ادله و براهین آن را یکبار بخوانیم و ببینیم و حتی حلاجی کنیم و در واقع از راه ادله و براهین قاطع ت وجود خدا بر ایمان به روشنی هم ثابت شود ولی پس از بایگانی آن در ذهن عملا از آن غفلت کنیم در واقع مسائل الهی را حل کرده‏ایم ولی این شناخت زنده نیست و نمی‏تواند تأثیر چشمگیری در زندگی و تکامل ما داشته باشد مگر آنکه روزانه و بطور مکرر به آن توجه و در فرصتهای مناسب به آن مراجعه نموده سعی کنیم آن معلومات را در ذهن آگاه خود حاضر سازیم که طبعا، در این صورت، خداشناسی در ما زنده و فعال است و در زندگی عملی و نظم رفتاری و تکامل معنوی و اخلاقی و تعالی انسانی ما نقش ایفا می‏کند و به کارها و تلاشهای روزانه ما جهت می‏دهد و این همان خداشناسی است که قرآن روی آن اصرار می‏ورزد. آنجا که می‏گوید:
قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللغو معرضون و الذین هم للزکاة فاعلون و الذین هم لفروجهم حافظون(396).
(حقاً مؤمنان رستگار شدند کسانی که آنان در نمازشان خشوع کننده‏اند و کسانی که آنان از کارها و گفتارهای لغو بی هدف اعراض کننده‏اند و کسانی که آنان برای پرداخت و ادای زکاة فعال هستند و کسانی که آنان برای عورتهایشان نگهبانند تا به انحراف جنسی نیفتند.)
آری این گونه آیات که در قرآن فراوان به چشم می‏خورد در واقع روی زنده بودن و تأثیر عملی ایمان که از زنده بودن و فعال بودن خداشناسی حاصل آید اصرار می‏ورزند.
بنابراین، معرفت و شناخت به دو لحاظ و از دو کانال می‏تواند در تکامل ایمان تأثیر بگذارد: نخست، از جهت کیفی، یعنی هر چه شناخت انسان قطعی‏تر و محکمتر و روشنتر و از تردید و تزلزل و شک و ابهام، خالی‏تر باشد و به اصطلاح بحد یقین برسد و مرتبه یقینش افزایش یابد به همان میزان از ایمان قوی‏تر و باور والاتر و التزام عملی وسیعتر و عمیقتر برخوردار خواهد بود.
دوم آنکه هر چه نسبت به شناختی که پیدا کرده است بیشتر توجه کند و مکرر به آن مراجعه نموده و سعی کند در زندگی عملی و روز مره خویش تأثیرش دهد، بطور طبیعی، این گونه شناخت به دست فراموشی سپرده نشود و وجود ایمان زنده و فعال و مؤثری را در درون ما نگهبانی خواهد کرد. بنابراین، مراتب علم و تکرار توجه نسبت به آن در رشد و استحکام و بقاء و حیوة و بالندگی ایمان، تأثیر فراوان خواهد داشت. و از همین جا پی می‏بریم که چرا قرآن به ویژه بر فضیلت علم و معرفت تکیه می‏کند. زیرا آیات کریمه‏ای که درباره فضیلت علم آمده، به وضوح می‏توان گفت: کاملترین و روشنترین مصداق آن، علم به ذات خداوند و افعال و صفات او خواهد بود و این شناخت، قدر متیقن از مصداق علم در آیات مطلق است بگذریم از آیاتی که منحصراً، ظهور در همین نوع علم دارند. و نیز می‏توان گفت: ملاک فضیلت و معیار برتری آن نیز تأثیری است که بر ایمان، و از آن رهگذر، بر رفتار و از سیر رفتار و سعادت دنیوی و جاودانی انسان دارد و منشاء حیات و زندگی شایسته و درست مادی و معنوی و فردی و اجتماعی انسان می‏شود که خداوند در این زمینه می‏فرماید:
یا ایها الذین آمنوا استجیبو الله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم(397).
(ای کسانی که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسول را به هنگامی که می‏خوانند شما را به چیزی که شما را زنده می‏کند.)