تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول‏
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

بر و فجور

مفهوم بر از مفاهیم مخصوص افعال اختیاری است و غیر آن بکار نمی‏رود در تعبیرات قرآنی عامترین مفهومها در زمینه افعال اخلاقی مفهوم بر است که در سوره بقره در چند مورد بکار رفته، نظیر آنجا که می‏فرماید:
لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من امن بالله و الیوم الاخر(74).
[نیکی آن نیست که صورتهایتان بسوی مشرق یا مغرب گردانید، نیک آن کس است که به خدا و روز جزا ایمان آورده است.]
و لیس البر بان تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و أتوا البیوت من ابوابها(75).
نیکی [آن نیست که به خانه‏ها از پشت آن در آیید بلکه نیک آن است که پرهیزکاری کند. و به خانه‏ها از درهای آن وارد شود.]
بر فقط در افعال اختیاری و اخلاقی و به معنای کار نیک، مورد استفاده قرار می‏گیرند. ولی با مفهوم نیک - که هم صفت برای کار اختیاری قرار می‏گیرد و هم برای اشیا و اشخاص - متفاوت است. هیچ گاه به یک شخص یا شی‏ء خارجی صفت بر اطلاق نمی‏شود در این گونه موارد معمولاً، از کلمات خوب و خیر و نیک استفاده می‏شود. بنابراین، بر مخصوص افعال نیک است نه مطلق امور نیک.
در برابر کلمه بر به دشواری می‏توان واژه‏ای را یافت که دقیقاً مقابل آن و شامل همه اضداد آن باشد و فی‏المثل مانند واژه بد در برابر واژه خوب به شمار آید. گاهی در مقابل کلمه بر مفهوم اثم بکار رفته است چنانکه خداوند می‏فرماید:
و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان(76).
(و به نیکی و پرهیزگاری همدستی کنید و به بدکاری و تجاوز، همکاری نکنید.)
سیئه نیز متضمن مفهومی مخالف مفهوم بر است ولی بر خلاف مفهوم بر اختصاص به اعمال اختیاری ندارد و به نتایج اعمال و خود حوادث نیز گفته می‏شود چنانکه می‏فرماید:
ان تمسسکم حسنة تسؤهم و ان تصبکم سیئة یفرحوابها(77).
(هر گاه نیکی به شما رسد غمگینشان کند و اگر حادثه‏ای بد و ناگوار به شما رسد بدان دلشاد شوند.)
و در این آیه سیئه به حادثه ناگوار اطلاق گردیده است.
واژه دیگری که در قرآن کریم در برابر بر بکار رفته واژه فجور است. چنانکه در تعدادی از آیات کلمه فجار در مقابل واژه ابرار قرار گرفته است خداوند در آیه‏ای می‏فرماید:
کلا ان کتاب الابرار لفی علیین(78).
و در چند آیه قبل از این به عنوان مقابل آن فرموده است:
کلا ان کتاب الفجار لفی سجین(79).
فجار در این آیه نقطه مقابل ابرار در آیه قبل قرار گرفته است. و در موارد دیگری نیز از سوره‏های دهر، انفطار و... به همین شکل ابرار و فجار در مقابل هم قرار گرفته‏اند؛ ولی، از کاربردهای گوناگون کلمه فجور می‏توان دریافت که این کلمه نیز درست نقطه مقابل کلمه بر نیست و کاربرد محدودتری دارد و از سوی دیگر گاهی در مقابل واژه تقوا مورد استفاده قرار گرفته است. خداوند در قرآن مجید می‏فرماید:
ام نجعل المتقین کالفجار(80).
(آیا تقوا پیشگان را همانند بدکاران قرار می‏دهیم؟)
که فجار و متقین مقابل هم هستند.
یکی دیگر از کلماتی که احیاناً در برابر واژه بر مورد استفاده قرار می‏گیرد کلمه جرم است که این کلمه نیز تقریباً نظیر کلمات گذشته است و اینگونه نیست که دقیقاً نقطه مقابل کلمه بر باشد.
به طور کلی باید به این نکته - که به زبان شناسی مربوط است - توجه داشته باشیم که در لغت گاهی می‏شود که کلمه‏ای برای معنایی وضع شده؛ ولی، برای مفهومی که دقیقاً نقطه مقابل معنای نخست باشد، کلمه‏ای وضع نشده است. در این صورت، هر گاه بخواهند لفظی را در مقابل آن کلمه قرار دهند، این لفظ به تمام معنا ضد یا نقیض آن کلمه نیست، بلکه، از مصادیق نقیض آن خواهد بود و می‏توان گفت: در مورد کلمه بر نیز چنین وضعی وجود دارد؛ یعنی، مفهوم خاصی که دقیقاً مقابل بر باشد در زبان عربی وضع نشده و وجود ندارد؛ از این رو، ناگزیر از چند واژه دیگر در این زمینه استفاده می‏شود.
از آنچه گذشت، نتیجه می‏گیریم مفهوم بر یکی از عامترین مفاهیم ویژه اخلاقی است و مع‏الوصف، از این مفهوم نیز در زمینه کشف ملاکهای اخلاقی، نمی‏توانیم نتیجه‏ای بدست بیاوریم؛ زیرا، می‏فهمیم که بر یعنی کار خوب، ولی، از آن نمی‏توان فهمید. چه کاری خوب است و معیار خوب بودن را از جای دیگر و از حقایق دیگری باید کشف کنیم. کلمه بر در عربی دقیقاً معادل کلمه نیکی در فارسی است. در باره اینکه این کلمه از چه ریشه‏ای گرفته شده بعضی از بزرگان اهل لغت پی جوییهایی کرده‏اند و وجوهی ذکر نموده‏اند که عاری از تکلف نیست مثلاً گفته‏اند بر از ماده بر است که در مقابل بحر بکار می‏رود. بر یعنی بیابان یا زمین خشک وسیع، و این کلمه دلالت بر وسعت می‏کند. بنابراین بر دلالت بر توسع خیر و زیادی کارهای خوب می‏کند. ولی این سخن خالی از تکلف نیست، چرا که، اگر کاربرد کلمه بر بدین لحاظ بود قطعاً وسعت بحر بیش از بر بوده و کاربرد کلمه بحر در زمینه زیادی و کثرت خیلی شایعتر است. از سوی دیگر در کلمه بر وسعت و زیادی الزامی نیست و حتی یک معنای کلمه کمک نمی‏کند بلکه گمراه کننده هم هست. مفهوم بر چنانکه گفتم بمعنی نیکی بوده و از مفاهیم بسیار واضع است و بحث در اینکه آیا ریشه مشترکی با بر یا چیزی دیگر دارد یا نه برای ما مشکلی را حل نمی‏کند. مفهوم بر با سایر مفاهیمی که از ب و ر تشکیل شده حکم مشترک لفظی را دارد صفت آن بر یار بار و به معنای شخص نیک است و با بری که به معنای خشکی بکار می‏رود هیچ ربطی ندارد. این کلمه‏ای مشق است و آن کلمه‏ای جامد.
هر چیزی را که مردم خوب بدانند در عرف آنها بر است. البته، بعضی از مردم آداب و رسوم و مراسمی را هم که در یک جامعه معتبر است بر حساب می‏کردند، گو اینکه از یک سری ریشه‏های افسانه‏ای و حتی از خرافات سر چشمه گرفته باشند، قرآن بر این معنی تکیه می‏کند که بر قوامش به آداب و رسوم و یا چیزهایی که ریشه‏اش از خرافات باشد نیست، بلکه پایه عقلی و منطقی دارد. در جاهلیت میان اعراب، رسومی معمول بود و می‏گفتند اینها بر است؛ مثلاً، یکی از رسومشان این بود که در موقع حج به خانه‏های خود از در وارد نمی‏شدند و معتقد بودند بر )آن است که اگر کسی در موقع حج خواست به خانه برود به جای در از دیوار وارد شود که این یک رسم باطل جاهلی بود و هیچ ریشه منطقی نداشت. از این رو، قرآن در برابر آن ایستاده و می‏فرماید:
لیس البر بان تأتو البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و اتو البیوت من ابوابها(81).
(نیکی آن نیست که به خانه‏ها از پشت (دیوار) آنها وارد شوید بلکه نیک آن کس است که تقوا کند و به خانه‏ها از درهای آنها وارد شود.)
و از اینجا معلوم می‏شود آنچه بعضی از جامعه شناسان پنداشته‏اند که اخلاق اموری صرفاً قراردادی است و هیچ واقعیتی ندارد؛ بلکه، از آداب اجتماعی سرچشمه می‏گیرد، از دیدگاه اسلام پندار درستی نیست. از این دیدگاه بر ریشه واقعی و منطقی و عقلایی دارد و اخلاق، صرف آداب و رسوم بی اساس نیست.بنابراین کارهای خرافاتی را گر چه در جامعه‏ای مرسوم باشد نمی‏توان و نباید بر به حساب آورد.
کلمه بر با مشتقاتش نظیر کلمه بر که صفت و بررة و ابرار که جمعهای آن هستند و نیز افعالی که از آن گرفته می‏شود در مجموع در قرآن بیست بار بکار رفته است. و نیز معمولاً، در مقابل ابرار کلمه فجار و در مقابل بر کلمه فجور قرار می‏گیرد.