تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد اول‏
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

ج - تأثیر تلاش انسان در وصول به هدف‏

اصل سوم اینکه انسان بداند تلاشهای او در رسیدن وی به اهداف و خواسته‏هایش نقش دارد و نتیجه آنها عاید خودش می‏گردد تا با دلگرمی به تلاش و فعالیت بپردازد؛ چرا که، اگر انسان مطلوب نهایی داشته باشد ولی گمان کند که کارها و تلاشهایش بی‏اثرند و یا نفع آنها عاید دیگران می‏شود و بهرحال در نزدیک شدن وی به آن مطلوب و هدف‏نهایی مفید نیستند، در این صورت انگیزه کار و کوشش در وی ضعیف خواهد شد و برای رسیدن به آنها خود را به زحمت نمی‏اندازد.
بنابراین، اعتقاد به این اصل و آگاهی از تأثیر اعمال و رفتار انسان نسبت به سرنوشت وی برای وادار کردن شخص به حرکت و تلاش در مسیر اهداف عالی اخلاقی، لازم و ضروری خواهد بود و باید بداند هر حرکتی که می‏کند و هر کاری که به اختیار خود انجام می‏دهد نتیجه آن نفع و ضرری که به بار می‏آورد قطعاً به خود وی - که فاعل آن کار یا حرکت است - باز می‏گردد. هیچ گاه از نتایج مطلوب کارهای خویش محروم نمی‏شود و از زیان رفتار بدش در امان نخواهد بود و برای خداوند هیچ نفع و ضرری در بر ندارد البته، ممکن است نفعی هم از آن، عاید دیگران بشود ولی حتی همین نفعی هم که به دیگران می‏رساند به شکلی به خود او بر می‏گردد.
اصل نامبرده دارای ابعاد مختلفی است که در اینجا به آنها اشاره می‏کنیم: نخستین بعد آن این است که تلاش انسان هدر نمی‏رود و نتیجه آن عاید خودش خواهد شد. دومین بعد اینکه کامیابی و رستگاری انسان بدون تلاش اختیاری تحقق پذیر نیست، تنها با سعی و کوشش خویش می‏تواند به مطلوب نهایی خود برسد و دیگران نمی‏توانند سرنوشت او را تغییر دهند. سومینش اینکه او هم متحمل وبال دیگران نمی‏شود و آثار زیانبار رفتار دیگران متوجه او نخواهد شد.
قرآن مجید روی این اصل نیز تأکید فراوان دارد و در آیات زیادی ابعاد مختلف آن را که در بالا یادآوری کردیم توضیح می‏دهد و اکنون، تا آنجا که در حوصله این بحث باشد به برخی از این آیات اشاره می‏کنیم:
الف - آیاتی دلالت بر این دارد که سعادت یا شقاوت ابدی و اخروی انسان گرو اعمال خود اوست و هر کاری که در اینجا می‏کند نتیجه‏اش را در آخرت خواهد دید که در بعضی از آنها تعبیر عمل به کار رفته است؛ نظیر آیات:
فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره(34).
من یعمل سوء یجزبه(35).
و آیات دیگری که تعابیر عملوا، تعملون، یعملون و... را به کار برده‏اند. در بعض دیگری از این آیات تعبیر فعل به کار رفته است؛ نظیر آیه:
و افعلوا الخیر لعلکم تفلحون(36).
و در بسیاری از آیات تعبیر کسب به کار رفته و گویای این حقیقت است که نتیجه نهایی زندگی در گروه کسب انسان است؛ نظیر آیه:
هل تجزون الا بما کنتم تکسبون(37).
و آیه:
جزاء بما کانوا یکسبون(38).
بنابراین، آیات فوق اثبات می‏کنند که تنها کسب یا عمل اختیاری انسان موجب بدبختی یا فلاح وی می‏شود نه چیز دیگری غیر از آن.
ب - در گروه دیگری از آیات این حقیقت تبیین شده که هر کاری انسان بکند خوب یا بد، نتیجه‏اش عاید خود او می‏شود؛ نظیر آیه:
ان احسنتم احسنتم لا نفسکم و ان اسأتم فلها(39).
و آیه:
قد جائکم بصائر من ربکم فمن ابصر فلنفسه و من عمی فعلیها(40).
و آیه:
فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه(41).
و آیه:
و من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم(42).
و آیه:
و من تزکی فانما یتزکی لنفسه(43).
آیات فوق همگی این حقیقت را گوشزد می‏کنند که نتایج خوب کارهای انسان هدر نمی‏رود. و بویژه، بیشتر گویای این حقیقت است که این نتایج، عاید خداوند نمی‏شود؛ چرا که، خداوند احتیاجی به دیگران ندارد بلکه، منافع کارهای خوب انسان فقط عاید خود وی خواهد شد.
ج - آثار سوء کارهای بد و ناشایسته انسان نیز تنها دامنگیر صاحب آن می‏شود چنانکه آیات زیاد دیگری نیز در این زمینه وارد شده است؛ مثل آیات 46 سوره فصلت و 15 سوره جاثیه:
من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها(44).
تعدادی دیگر از این آیات دلالت بر این دارد که وزر و وبال اعمال ناشایسته هیچ کس بر دیگری تحمیل نخواهد شد. مثل آیه:
و لاتزر وازرة وزر اخری(45).
و آیه:
و لاتزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی‏ء ولو کان ذا قربی(46).
آری آن کس که بار سنگینی دارد حتی اگر دیگران را دعوت به کمک کند او را کمک نخواهند کرد هر چند از نزدیکانش باشند.
و آیه:
و لا تکسب کل نفس الا علیها و لا تزر وازرة وزر اخری(47).
و آیه 15 سوره اسراء
من اهتدی فانما یهتدی لنفسه و من ضل فانما یضل علیها و لاتزر وازرة وزر اخری.
که این دو آیه (164 سوره انعام و 15 سوره اسراء) از دو آیه قبل (7 سوره زمر و 18 سوره فاطر) جامعترند و هر دو حقیقت فوق را - یکی اینکه آثار سوء کار بد به کننده آن بر می‏گردد. دوم اینکه این آثار به دیگران تحمیل نمی‏شود - یک جا بیان کرده‏اند و سرانجام، در آیه 38 تا 41 سوره نجم که از جامعترین این آیات است می‏فرماید:
ان لاتزر وازرة وزر اخری و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی.
این آیه به طور جامع بیان کننده ابعاد مختلف اصل مورد بحث ما در بند (ج) خواهد بود، ابعادی که خداوند آن را به همه انبیا گفته است و آنان مأمور بوده‏اند آنها را به مردم ابلاغ کنند و حقانیت و قطعیت آنها را مورد تأکید قرار دهند: نخست آنکه نتایج افعال انسان به خود وی بر می‏گردد، دوم آنکه هیچ کس بار شخص دیگر را نمی‏کشد و سوم آنکه هیچ کس جز آنچه خود تلاش نموده حاصلی ندارد و چیز دیگری عاید وی نمی‏شود که:
و ان لیس للانسان الا ما سعی.
بعضی از ساده‏اندیشان گمان کرده‏اند که این آیه و نظایر آن بیان کننده یک اصل اقتصادی و یک قانون تشریعی است و این حقیقت را مطرح می‏کند که انسان در جامعه و در زندگی مادی جز آنچه را که به وسیله کار و تلاش به دست می‏آورد مالک چیزی دیگری نخواهد بود. حقیقت این است که درستی و یا نادرستی اصل اقتصادی نامبرده در مبحث اقتصاد بررسی می‏شود و ما در اینجا درباره آن قضاوت نمی‏کنیم. سخن ما این است که اصل مزبور خواه صحیح باشد یا سقیم، قرائن دلالت دارند بر این که آیه فوق ارتباطی با آن اصل اقتصادی ندارد و ناظر به یک حقیقت اخروی و مربوط به قیامت است که در آنجا کسی بار کس دیگری را تحمل نمی‏کند و جز سعی و تلاش خویش چیزی ندارد و چنانکه در آیات 7 و 8 سوره زلزال نیز فرموده است هر کسی تلاشهای خود را خواهد دید و به پاداش کامل و وافی آنها خواهد رسید.