تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد دوم - فروع مسائل اخلاقی
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

دنیای مطلوب و دنیای مذموم‏

بارها گفته‏ایم حبّ دنیا در این بحث‏ها چیزی مساوی دنیاپرستی نیست نه بهره‏گیری معقول از مواهب مادّی در طریق وصول به معنویّت که اگر چنین باشد حبّ دنیا نیست، بلکه حبّ آخرت است و به تعبیر دیگر بسیاری از برنامه‏های معنوی بدون امکانات مادّی میسّر نیست و در واقع امکانات مادّی از قبیل مقدّمه واجب است که انسان اگر آن را به نیّت مقدّمه واجب به جا آورد نه تنها عیبی ندارد بلکه مشمول ثواب الهی نیز می‏شود.
به همین دلیل در آیات فراوانی از قرآن مجید تعبیرات مثبتی درباره مواهب دنیا دیده می‏شود:
1- از جمله در آیه وصیّت، از مال دنیا تعبیر به خیر (خیر مطلق) شده است، می‏فرماید: کتب علیکم اذا حضر أحدکم الموت ان ترک خیراً الوصیّة للوالدین و الأقربین بالمعروف...؛ بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما مرگش فرارسد، اگر خیری (مالی و ثروتی) از خود به جای گذارده برای پدر و مادر و نزدیکانش به طور شایسته وصیّت کند!.(138)
2- در جای دیگر از آن تعبیر به برکات آسمان و زمین نموده که دَرهای آن به روی پرهیزکاران گشوده می‏شود: و لو أنّ أهل القری آمنوا و أتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض...؛ اگر اهل شهر و آبادیها ایمان می‏آورند و تقوا پیشه می‏کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها می‏گشودیم.(139)
3- در جای دیگر از مال و ثروت تعبیر به فضل اللّه شده است، در سوره جمعه می‏خوانیم: فاذا قضیت الصّلوة فأنتشروا فی الأرض و أبتغوا من فضل اللّه...؛ هنگامی که نماز (جمعه) پایان گرفت (ممنوع بودن معامله پایان می‏یابد و شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی بهره بگیرید.(140)
4- در جای دیگر افزایش منابع مالی را به عنوان پاداشی در برابر توبه از گناه و روی آوردن به سوی خدا می‏شمرد، چنانکه در داستان نوح علیه السّلام می‏خوانیم: یرسل السّماء علیکم مدراراً و یمددکم بأموال و بنین و یجعل لکم جنّات و یجعل لکم أنهاراً؛ من به آنها (مشرکان) گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است - تا بارانهای پُر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد - و شما را با اموال و فرزندان فراوان (نیروی مالی و انسانی) امداد و یاری کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیار شما قرار دهد.(141)
در جای دیگر منابع مالی را وسیله قوام زندگی شمرده و تأکید می‏کند آن را به دست افراد بی‏کفایت و نادان قرار ندهید و از آن به خوبی نگهداری کنید: و لاتؤتوا السّفهاء أموالکم الّتی جعل اللّه لکم قیاماً؛ اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام زندگی شما قرار داده به دست سفیهان نسپارید!(142)
5- در جای دیگر به مجاهدان راه خدا وعده غنایم جنگی می‏دهد و آن را پاداش الهی می‏شمرد، می‏فرماید: وعدکم اللّه مغانم کثیرة تأخذونها فعجّل لکم هذه...؛ خداوند به شما غنایم فراوانی وعده داده بود که آنها را به دست می‏آورید، این (موهبت) را در اختیار شما قرار داد.(143)
6- در بخش دیگر از آیات از نعمت‏های مادّی دنیا تعبیر به طیّبات شده است، در سوره اعراف آیه 32 می‏خوانیم: قل من حرّم زینة اللّه الّتی أخرج لعباده و الطّیّبات من الزرق...؛ بگو چه کسی زینت‏های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی‏های پاکیزه را حرام کرده است؟!
در جای دیگر می‏فرماید: و أذکروا اذ أنتم قلیل مستضعفون فی الأرض تخافون أن یتخطّفکم النّاس فآواکم و أیّدیکم بنصره و زرق کم من الطّیّبات لعلّکم تشکرون؛ به خاطر بیاورید هنگامی راکه شما گروهی اندک و ضعیف در روی زمین بودید، آنچنان که می‏ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد و با یاری خود تقویت کرد و از روزی‏های پاکیزه (طیّبات) بهره‏مند ساخت شاید شُکر نعمتش را بجا آورید(144)
از این تعبیرات پُرمعنی و مانند آن که در قرآن وارد شده به خوبی استفاده می‏شود که مواهب مادّی دنیا در شرایط معقول، نه تنها نامطلوب و آلوده نیست بلکه پاک و پاکیزه و مایه پاکی و پاکیزگی انسانهاست!
7- در بعضی دیگر از آیات، تعبیراتی دیده می‏شود که نشان می‏دهد امکانات مادّی علاوه بر اینکه فضل الهی است می‏تواند سبب قرار گرفتن انسان در زمره صالحان شود، همان‏گونه که در آیه 75 توبه می‏خوانیم: و منهم من عاهد اللّه لئن آتانا من فضله لنصّدّقنّ و لنکوننّ من الصّالحین؛ گروهی از آنها کسانی هستند که با خدا پیمان بسته‏اند که اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد قطعاً صدقه خواهیم داد و از صالحان خواهیم بود!
این آیه مخصوصاً با توجّه به شأن نزولش که درباره یکی از انصار به نام ثعلبه بن حاطب نازل شد که از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در خواست کرد دعا کند خدا مال فراوانی به او دهد تا از آن در راه کمک به نیازمندان و رسیدن به مقام صالحان و شاکران بهره گیرد و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با روحیّه‏ای که در او سراغ داشت برای او دعا نکرد و پس از اصرار دعا فرمود، به خوبی نشان می‏دهد که امکانات مادّی می‏تواند وسیله‏ای برای سعادت و خوشبختی انسانها و وصول آنان به درجه صالحان و مقرّبان گردد.
از مجموع عناوین هفتگانه‏ای که در آیات بالا آمد به خوبی می‏توان نتیجه گرفت که نعمت‏های مادّی دنیا ذاتاً مذموم و منفور و زشت و پلید نیستند، بلکه تابع چگونگی بهره‏گیری از آنهاست که به آنها این شکل را می‏دهد، اگر از آنها به طور صحیح بهره‏گیری شود، چهره‏ای محبوب و مطلوب و زیبا و جالب و پاک و پاکیزه دارد، در غیر این صورت منفورند.
شاهد این سخن روایات متعدّدی است که در کتاب وسائل در باب استحباب الاستعانة بالدّنیا علی الآخرة(145) آمده است.
مرحوم شیخ حرّ عاملی در این باب یازده روایت نقل می‏کند که همه آنها شاهد بر این است که می‏توان از مواهب مادّی برای سعادت جاویدان بهره گرفت، از جمله در حدیثی از رسول خدا نقل شده که فرمود: نعم العون علی تقوی اللّه الغنی؛ بهترین کمک برای به دست آوردن تقوای الهی، غنا و بی‏نیازی است....(146)
در حدیث دیگری در همان باب از امام صادق علیه السّلام می‏خوانیم که فرمود: غناً یحجزک عن الظّلم خیر من فقر یحملک علی الاثم؛ آن غنا و بی‏نیازی که تو را از ستم درباره دیگران بازدارد، بهتر از فقری است که تو را وادار به گناه کند!
و در حدیث دیگری آمده است که یکی از یاران معروف امام صادق علیه السّلام نقل می‏کند که در حضور آن حضرت بودم که مردی (از روی تأسّف و تأثّر) عرض کرد: به خدا سوگند ما طالب دنیا هستیم و دوست داریم دنیا عاید ما شود! امام فرمود: تحبّ أن تصنع بها ماذا؟!؛ تو این دنیا را برای چه می‏خواهی؟ عرض کرد: أعود بها علی نفسی و عیالی، و أصل بها، و أتصدّق بها، و أحجّ و أعتمر؛ می‏خواهم به وسیله آن زندگی خود و خانواده‏ام (آبرومندانه) تأمین کنم و با آن صله رحم بجا آورم و برای خدا صدقه بدهم و حج و عمره بجا آورم. امام فرمود: لیس هذا طلب الدّنیا هذا طلب الآخرة؛ این طلب دنیا نیست، این طلب آخرت است!(147)
این سخن را با کلام امیرمؤمنان علی علیه السّلام در خطبه 209 نهج‏البلاغه پایان می‏بریم: هنگامی که امام با جمعی از یارانش برای عیادت علاء بن زیاد حارثی که از شخصیّت‏های معروف بصره و از یاران علی علیه السّلام بود، وارد خانه او شد و خانه وسیع و گسترده او را دید، به او فرمود: ما کنت تصنع بسعة هذه الدّار فی الدّنیا و أنت الیها فی الآخرة کنت أحواج؛ با این خانه چنین وسیعی در دنیا چه می‏کنی؟ (و برای چه می‏خواهی؟) در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری!
سپس امام علیه السّلام سخن انتقادآمیزش را با این جمله تکمیل فرمود: و بلی ان شئت بلغت بها الآخرة تقری فیها الضّیف، و تصل فیها الرّحم، و تطلع منها الحقوق مطالعها، فاذا أنت قد بلغت بها الآخرة؛ آری اگر بخواهی با همین خانه وسیع می‏توانی به آخرت برسی (و سرای دیگرت را آباد کنی) از میهمانان در آن پذیرایی کن و در آن صله رحم بجای آوری و حقوق واجب آن را ادا کنی، با این حال به وسیله این خانه به آخرت رسیده‏ای!(148)
نتیجه اینکه: هرگاه مواهب مادّی دنیا ابزاری برای وصول به آخرت و کمک به نیازمندان و حمایت از ضعفا و ترویج و تحکیم پایه‏های حق و عدالت باشد، چیزی بهتر از آن نیست و اگر در مسیر گناه و حرص و جمع مال بدون ملاحظه حلال و حرام مصرف گردد چیزی بدتر از آن نیست، آری این‏گونه دنیاپرستان مجموعه‏ای از صفات زشت و رذیله را در درون خود گردآوری می‏کنند.
یکی از یاران معروف امام علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام به نام محمّد بن اسمائیل بن بزیع می‏گوید: از آن حضرت شنیدم می‏فرمود: لایجتمع المال الّا بخصال خمس ببخل شدید و أمل طویل و حرص غالب و قطیعة الرّحم و ایثار الدّنیا علی الآخرة؛ اموال دنیا در یک جا جمع نمی‏شود، مگر (به کمک) پنج چیز: بخل شدید، آرزوهای دور و دراز، حرص غالب، قطع رحم و مقدّم داشتن دنیا بر آخرت!(149)