تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد دوم - فروع مسائل اخلاقی
آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان‏‏‏‏‏

7- مفاسد و پیامدهای تکبّر و استکبار

این خوی زشت - همانگونه که در سابق اشاره شد - آثار بسیار مخربّی در روح و جان و اعتقادات و افکار افراد و نیز در سطح جوامع انسانی دارد، به گونه‏ای که می‏توان گفت هیچ بخش از زندگی فردی و اجتماعی از مصایب آن در امان نیست که به چند قسمت از آن در ذیل اشاره می‏شود:
1- نخستین مفسده آن که از همه خطرناک‏تر است آلودگی به شرک و کفر است!
آیا کفر ابلیس و انحراف او از مسیر توحید و حتّی اعتراض او بر حکمت سرچشمه‏ای جز کبر داشت؟
آیا فراعنه و نمرودها و همچنین بسیاری از اقوام سرکش که از پذیرش دعوت انبیای الهی سرباز زدند دلیلی جز تکبّر داشت؟
تکبّر به انسان اجازه نمی‏دهد که در برابر حق تسلیم گردد، چرا که کبر و غرور حجاب سنگینی در برابر چشم انسان می‏افکند و او را از دیدن چهره زیبای حقّ محروم می‏کند، بلکه گاهی فرشته حق را به صورت هیولای وحشتناک می‏بیند! و این بالاترین ضرر و زیان تکبّر است.
شاید به همین دلیل است که در حدیثی می‏خوانیم که راوی از امام صادق علیه السّلام درباره کمترین درجه الحاد سؤال کرد، امام علیه السّلام فرمود: انّ الکبر أدناه!؛ کمترین درجه کفر و اِلحاد، تکبّر است!(51)
2- محروم شدن از علم و دانش، یکی دیگر از پیامدهای شوم کبر است، زیرا انسان وقتی به حقیقت علم و دانش می‏رسد که آن را در هر جا و نزد هر کس ببیند همچون گوهر گمشده‏ای برُباید، حال آنکه اشخاص متکبّر به آسانی حاضر نمی‏شوند بهترین علوم و دانشها و برترین و والاترین حکمت‏ها را از افراد هم‏ردیف و یا زیردست خود بپذیرند.
آنها علوم و دانشهایی را قبول دارند که از فکر خودشان بجوشد در حالی که صفت کبر و غرور اجازه نمی‏دهد مطلب مهمّی از کبر آنان بجوشد، به همین دلیل در حدیث معروف هشام‏بن‏حکیم از امام کاظم علیه السّلام می‏خوانیم: انّ الزّرع ینبت فی السّهل و لاینبت فی الصّفا فکذلک الحکمة تعمر فی قلب المتواضع و لاتعمر فی قلب المتکبّر الجبّار، لأنّ اللّه جعل التّواضع آلة العقل و جعل التّکبّر من آلة الجهل!؛ زراعت در زمینهای نرم و هموار می‏روید و روی سنگهای سخت هرگز رویش ندارد، همین‏گونه دانش و حکمت در قلب انسان متواضع رویش دارد، و قلب متکبّر جبّار هرگز آباد نمی‏گردد؛ زیرا خداوند تواضع را وسیله عقل و تکبّر را از ابزار جهل قرار داده است!(52)
3- تکبّر سرچشمه اصلی بسیاری از گناهان است‏
گاه در حالات افراد حسود، حریص، بدزبان و آلوده به انواع گناهان دقّت می‏کنیم می‏بینیم سرچشمه همه این رذایل را در وجود آنها تکبّر تشکیل می‏دهد.
آنها هیچگاه مایل نیستند کسی را برتر از خود ببینند به همین دلیل هر گاه نعمت و موهبت و موفّقیّتی نصیب دیگران شود، به آنها حسد می‏ورزند.
آنها برای تحکیم پایه‏های برتری‏جویی خود حریص در جمع‏آوری مالند.
آنها برای اظهار برتری بر دیگران به خود اجازه می‏دهند که سایرین را تحقیر کنند و با هَتک و توهین و سَبّ و دشنام، زبان خود را آلوده سازند و به این وسیله آتش درونی خود را فرونشانده و خویش را اشباع کنند.
در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السّلام می‏خوانیم که فرمود: الحرص و الکبر و الحسد دواع الی تقحّم فی الذّنوب؛ حرص و تکبّر و حسد سبب می‏شود که انسان در انواع گناهان فرورود.(53)
در حدیث دیگری از آن حضرت علیه السّلام می‏خوانیم: التّکبّر یظهر الرّذیلة؛ تکبّر رذایل اخلاقی را ظاهر می‏سازد.(54)
4- تکبّر مایه تنفّر و پراکندگی مردم است‏
از بلاهای مهمّی که بر سر مستکبران وارد می‏شود اِنزوای اجتماعی و پراکندگی مردم از اطراف آنهاست، چرا که شَرَف هیچ انسانی اجازه نمی‏دهد تسلیم برتری‏جوییهای افراد متکبّر و مغرور شود، به همین دلیل به زودی حتّی نزدیک‏ترین دوستان و بستگان از آنها فاصله می‏گیرند و اگر به حکم الزامهای اجتماعی مجبور باشند با آنان زندگی کنند، در دل از آنان متنفّرند!
در حدیثی از امام امیرالمؤمنین علیه السّلام می‏خوانیم: من تکبّر علی النّاس ذلّ؛ کسی که فخرفروشی کند، ذلیل می‏شود.(55)
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السّلام می‏خوانیم که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: أقمت النّاس المتکبّر؛ منفورترین مردم، متکبّر است.(56)
در حدیث دیگری از علی علیه السّلام آمده است: ثمرة الکبر ألمسبّة؛ میوه درخت تکبّر بدگویی از مردم است.(57)
این تعبیر که در حدیثی از امیرمؤمنان علیه السّلام رسیده است نیز بسیار عبرت‏انگیز است: لیس للمتکبّر صدیق؛ برای متکبّر دوستی باقی نمی‏ماند!(58)
در حدیث دیگری فرمود: مااجتلب المقت بمثل الکبر؛ چیزی مانند تکبّر خشم مردم را برنمی‏انگیزد!(59)
5- تکبّر سبب از دست‏دادن امکانات زندگی است‏
انسان در صورتی در زندگی موفّق خواهد بود که بتواند همکاری دیگران را جلب کند، افراد مُنزوی که تلاشهای آنها تنها جنبه فردی دارد یا شکست می‏خورند و یا موفّقیّت ناچیزی نصیبشان می‏شود و از آنجا که تکبّر انسان را به اِنزوا می‏کشاند طبعاً موفّقیّت او را در صحنه زندگی ناچیز می‏کند.
در حدیثی از امام امیرمؤمنان علی علیه السّلام می‏خوانیم: بکثرة التّکبّر یکون التّلف؛ فزونی تکبّر مایه اتلاف (اسباب موفّقیّت) است.(60)
این سخن را به گونه دیگری نیز می‏توان تقسیم کرد و آن اینکه بسیاری از جنگها و خونریزی‏ها و ویرانی‏ها از تکبّر و استکبار سرچشمه می‏گیرد، گروهی خودخواه زمام امور کشورهای جهان را به دست می‏گیرند و هر یک می‏خواهد بر دیگری برتری‏جویی کند و همین امر سبب درگیری میان آنان می‏گردد، خونهای بی‏گناهان در این راه ریخته می‏شود و خانه‏ها ویران می‏گردد.
گاه تکبّر به صورت گروهی ظاهر می‏شود و نژاد خود را برتر از نژادهای دیگر می‏پندارد و همین برتری‏جویی نژادی یکی از اسباب مهمّ جنگها در طول تاریخ بوده است.
برتری‏جویی نژاد ژرمن یکی از علل عمده بروز جنگهای جهانی بود که میلیونها کُشته و مجروح و میلیاردها میلیارد، زیان و ضرر به جای گذاشت.
کوتاه سخن اینکه: اگر ضایعات تکبّر را در روح و جسم انسان و در زندگی فردی و اجتماعی او مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که هیچ صفتی از صفات ذمیمه، تا این حدّ ویرانگر نبوده و پیامدهای شوم نداشته است.